1 juni 2012

برگزاری اولین دادگاه بین المللی برای رسیدگی به اعدام های دهه شصت درایران


پس از ۴سال تلاش بی وقفه کنشگران و و کارشناسان حقوقی، برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت به بار نشست. این دادگاه مردمی، رژیم ایران و رهبران کشتار زندانیان سیاسی را، که از روزهای پایانی خرداد ۶۰ آغاز و در تابستان ۶۷ به اوج رسید، محاکمه خواهد کرد. کشتار مخالفان در زندان در دهه ۶۰، مصداق جنایت علیه بشریت است. هیچ یک از ده‌ها هزار زندانی سیاسی، چه آنها که اعدام شدند و چه آن هائی که جان سالم بدر برده و از زندان بیرون امدند، درهیچ دوره ای از دهه شصت به وکیل و تسهیلات و مشاوره حقوقی و خانواده خود دسترسی و حق دفاع از خود نداشتند. محاکمات بدون طی پروسه حقوقی با ملزومات یک دادگاه واقعی، تنها با طرح چند سئوال و در اغلب اوقات تنها با ابلاغ اتهامات به زندانی برگزار می شد و وی را طی چند دقیقه به اعدام محکوم می کردند. یک تیم بین المللی حقوقی، متشکل از مجرب‌ترین حقوقدانان بین المللی و ایرانی این دادگاه مردمی را سازماندهی کرده و با دعوت از شخصیت های حقوقی و غیرحقوقی و قضات سرشناس جهانی همراه با یک تیم دادستانی متشکل از هشت حقوقدان ایرانی و غیرایرانی به سرپرستی پرفسور پیام اخوان و سیر جفری نایس، آن را برگزار می کنند. مرحله اول به مدت پنچ روز، از ١٨ تا ٢٢ ژوئن ۲٠١٢ در مرکز حقوق بشر سازمان عفو بین الملل در لندن برگزار می شود. مرحله دوم، چهار ماه بعد از آن، در ماه اکتبر برگزار خواهد شد.

بيشتر بدانيد :

31 maj 2012

تلاش به جاسوسی از دانشجو برجسته ایرانی‌ رشته فیزیک دانشگاه کی‌ تی‌ اچ‌ استکهلم



رسانه‌های سوئد فاش کردند که پلیس امنیتی این کشور(سپو) در حال بررسی مراتب جاسوسی از یک دختر دانشجو رشته فیزیک دانشگاه سلطنتی تکنیک (کی‌ تی‌ اچ‌) می‌باشد.

به نوشته روزنامه معتبر " دی ان" چاپ استکهلم ، پلیس امنیتی سوئد در بهار سال ۲۰۱۱ از یک شرکت تجسسی خصوصی سوئدی اطلاعاتی‌ دریافت نمود مبنی بر این که یکی‌ از مشتریان شرکتشان ممکن است ماموری از سوی سرویسهای امنیتی ایران باشد.

یک مرد ایرانی‌ از طریق تماس تلفنی با این شرکت بیان میدارد که تصور می‌کند نامزدش با مرد دیگری رابطه دارد و از این شرکت تجسس خصوصی می‌خواهد که وی را تحت نظر بگیرد.مرد مذکور خود را به این شرکت تجسس "آقا علی‌" معرفی‌ می‌کند.و آدرسی در تهران را نیز به عنوان آدرس محل سکونتش در اختیار آنها قرار میدهد.وی همچنین مبلغ ۹۰ هزار کرون به عنوان پیش پرداخت به حساب بانکی‌ شرکت تجسس سوئدی واریز می‌کند.

"آقای علی‌" از این شرکت تجسس سوئدی خواسته بود تا از دختر دانشجویی که بعنوان نامزد خود به آنها معرفی‌ کرده بود به هنگام رابطه و تماس با دوستان مردش و یا تمرین در باشگاه ورزشی عکس برداری نمایند.

دختری که مرد ایرانی‌ خواستار تحت نظر رفتن و عکس برداری از وی شده بود به نوشته روزنامه دی ان متولد ۱۹۸۰ میلادی است و در سطوح بالای علمی‌ در رشته فیزیک دانشگاه" کی‌ تی‌ اچ‌ " استکهلم مشغول تحصیل است.

اما کارمندان شرکت تجسس سوئدی نسبت به مشتری خود مشکوک شدند و پس از تحقیقات متوجه شدند که این مرد نمی‌تواند شهروند عادی ایرانی باشد.به گفت منابع روزنامه دی ان ، شماره تلفن این مرد به تهران ، اسپانیا ، مراکش و سوئد ردگیری شد و او بدون کوچکترین مشکلی‌ به هر میزان پول که لازم بود دسترسی‌ داشت.

این شرکت تجسس خصوصی سوئدی که بسیاری از کارمندان آن از افسران پیشین پلیس و حتی بخش‌های فوق محرمانه نظامی سوئدی تشکیل شده اند ، سریعا به این مرد مشکوک شده و به جای تحت نظر گرفتن دختر دانشجو تلاش کردند تا هدف واقعی‌ آن مرد را از تحت نظر گرفتن دختر را کشف کنند.

این شرکت خصوصی سوئدی جهت ملاقات با "علی‌" قراری با وی در ایستگاه مرکزی قطار در استکهلم میگذارد . هدف کارمندان این شرکت از ملاقات حضوری با این مرد عکس برداری از وی وجمع آوری اطلاعات بیشتر جهت شناسایی هویت واقعی‌ وی بود.اما او شک کرد و هرگز در محل ملاقات حاضر نشد.

روزنامه دی ان به نقل از منبع خود می‌نویسد که کنترل آدرس محل سکونتی که مرد ناشناس از خود در ایران ارائه داده بود به یک منطقه تجاری در ایران ختم میشود.روزنامه دی ان ادامه میدهد : تحقیقات سرانجام به این نتیجه رسید که هیچ عامل دیگری جز سرویسهای امنیتی ایران نمیتوانستند در پشت این رویداد قرار گرفته باشند.

این پرونده از سو‌ی شرکت تجسس سوئدی تسلیم پلیس و پس از آن به پلیس امنیتی سوئد (سپو) تحویل داده شد.به نوشته دی ان تحقیقات پلیس امنیتی سوئد در این رابطه همچنان ادامه دارد.منبع این روزنامه به گزارشگر دی ان میگوید " تئوری ما این است که از تصاویر گرفته شده از این زن جهت ابزاری برای شانتاژ وی و خانواده‌اش در ایران استفاده به عمل آورند تا وی را مجبور به همکاری نمایند"


Misstänkt spionage mot student i Sverige



Misstänkt spionage mot student i Sverige



Iran är ett av mer än femton länder som bedriver systematisk underrättelseverksamhet i Sverige. På bilden: den iranska ambassaden i Stockholm 

Säpo utreder om iransk underrättelsetjänst har försökt hyra ett svenskt utredningsbolag för att spionera i Sverige. 
En fysikstudent på Tekniska högskolan skulle kartläggas och fotograferas under förespegling av misstänkt otrohet.
Men utredningsbolaget fattade misstankar och lämnade över ärendet till polis.

Våren 2011 fick polisen en anmälan från ett svenskt utredningsbolag.

Utredarna misstänkte att en av deras kunder i själva verket var en agent från den iranska säkerhetstjänsten.

Mannen hade tagit kontakt med bolaget under förespeglingen att han ville kontrollera om hans fästmö träffade andra män.

Fästmannen kallade sig mr Ali och lämnade en adress och telefonnummer i Teheran. Han satte också in 90 000 kronor i förskottsbetalning på bolagets konto.

Enligt anmälan ska mannen ha påstått att han hittat sin fästmö i en sexkontaktannons på nätet.

Men en första utredning visade att annonsen bara var en bluff – men mr Ali insisterade på att kvinnan skulle övervakas.

Han ville att bolagets spanare skulle fotografera kvinnan när hon umgicks med män och tränade på Friskis och svettis.

Kvinnan som är född på 80-talet studerar fysik på avancerad nivå på Kungliga Tekniska högskolan, KTH.

– Utredarna blev snart misstänksamma mot mannen som kunde röra sig obehindrat i Europa. Hans telefon har spårats till Teheran, Spanien, Marocko och Sverige. Och pengar tycks inte ha varit något problem, säger en källa.

Marknaden för privata säkerhets- och utredningsbolag har exploderat de senaste åren.

Kunderna är ofta börsnoterade bolag som vill genomföra egna säkerhetsutredningar och motarbeta industrispionage.

På många av bolagen arbetar personal från polis och millitär. I vissa fall kommer personal direkt från kvalificerat hemliga tjänster inom millitära specialenheter.

Det har länge funnits farhågor för att bolagen kan användas för informationsinhämtning av såväl kriminella strukturer som utländska säkerhetstjänster.

Utredningsbolaget i fallet med KTH-studenten började självt göra efterforskningar för att avslöja mr Alis verkliga syfte med spaningarna. Studenten övervakades aldrig – i stället stämde de möte med mannen på centralstationen i Stockholm.

Syftet var att ställa ingående frågor om hans person och få bilder på mannen.

Men han anade oråd och dök aldrig upp.

– När de kontrollerade hans berättelse var det mycket som inte stämde, den adress han uppgav i Teheran gick till ett köpkvarter. Sammantaget gjordes bedömningen att det inte kunde vara annat än underrättelsetjänst som låg bakom.

Ärendet lämnades över till polis och enligt uppgift utreder Säpo om det var den iranska underrättelsetjänsten som låg bakom spionageförsöket.

– En teori är att bilderna på kvinnan skulle användas i utpressningssyfte mot henne och hennes familj i Iran för att på lång sikt få henne som agent, säger en källa.

Säkerhetspolisen har avböjt att kommentera uppgifterna med hänvisning till att de inte yttrar sig om enskilda fall.




27 maj 2012

تهدید متهم اصلی پرونده فساد بزرگ ایران به افشاگری علیه مقامات عالی


سوال اینجاست که آیا نظارتی بر فعالیتهای شرکتهای ثبت شده در خارج از کشور ایران هست یا خیر که به این راحتی‌ مقامهای عالی‌ رتبه ایران توانستند تحریمها را به قول خودشان دور بزنند و سودهای کلان کنند. آیا دولت‌های اروپایی خبر از این موضوع دارند یا خیر؟ مگر میشود شرکتی ثبت شود و هیچ نظارتی بر آن نباشد ؟ به عنوان مثال در کشور سوئد که من زندگی‌ می‌کنم نظارت بر شرکتها بسیار شدید است پس می‌توان نتیجه گرفت تنها در صورتی‌ این کار امکانپذیر است که ساخت و پاخت پشت پرده وجود داشت باشد.وقتی‌ مقامهای ایرانی‌ به این راحتی‌ چه در ایران چه خارج از ایران قدرت هر کاری را دارند پس چگونه می‌توان باور کرد حمایت غرب را ؟تا زمانی‌ که آلت دست هر کسی‌ باشیم و تا زمانی‌ که یاد نگیریم آزادانه بیان کردن را ، زندگی‌ ما ایرانیهایی که طاقت زور و ظلم را نداریم و برای نجات کشور از طریق اطلاع رسانی یا روش‌های دیگر فعالیت می‌کنیم چه در داخل و چه در خارج همواره در خطر است. اما همه این را می‌دانیم پیروزی فقط با اتحاد به دست میاید. 


مه‌آفرید خسروی، متهم اصلی پرونده فساد سه هزار میلیارد تومانی در ایران، در جلسه امروز یکشنبه ۷ خرداد (۲۷ مه) دادگاه گفت که مقامات عالی در جریان فعالیت‌های او بوده‌اند و اگر در این باره توضیحی ندهند به افشاگری علیه آنان دست خواهد زد.

ناصر سراج، قاضی پرونده، بخشی از اتهامات آقای خسروی را "فساد فی‌الارض و تحصیل مال نامشروع به میزان ۲ هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار" اعلام کرد.



آقای خسروی در دفاع از خود گفت که مقامات عالی حکومتی در جریان فعالیت‌ها او بوده‌اند. او گفت شخصی که خود را "مشاور امنیتی تحریم" معرفی می کرد، در جلسه‌ای از او خواسته بود که برای دور زدن تحریم‌ها به تاسیس شرکت تجاری در خارج از کشور بپردازد.

او همچنین گفت که یکی از مسئولان کشور که در گزارش رسانه های ایران از جلسه دادگاه از او با عنوان م.ر یاد شده است، از او برای مقابله با تحریم‌ها کمک خواسته بود.

آقای خسروی تاکید کرده است که بانک آریا برای مقابله با تحریم‌ها و با اطلاع "همه مسئولان" تاسیس شد؛ معاون وزیر اقتصاد عضو هیئت موسس آن بود و "یک میلیارد دلار هم برای این موضوع در نظر گرفته شد".

او مقامات حکومتی را تهدید کرده است که "یا خودشان موضوع را به رهبر انقلاب بگویند که ما برای کمک به دولت جلو آمده بودیم، یا در جلسه بعد اسامی همه آنها را با مدرک افشا خواهم کرد".

وی گفته است: "کسانی که یک میلیارد دلار به من معرفی‌نامه می‌دهند و می‌گویند که بروم گوشت وارد کنم و تحریم را دور بزنم کجا هستند؟"

مه‌آفرید خسروی انتقاد کرده است که چگونه محمودرضا خاوری، مدیرعامل سابق بانک ملی ایران، توانسته است از ایران خارج شود؟ وی گفته است خود "کسانی را که خاوری را فراری داده‌اند" معرفی خواهد کرد.

او پرداخت رشوه به بعضی مسئولان دولتی را پذیرفت و گفت برای پیشبرد فعالیت‌های اقتصادی خود ناگزیر به پرداخت این مبالغ بوده است.

با این حال او گشایش ال‌سی‌‎ها "جعلی" را رد کرده و گفته است که همه آنها واقعی بوده و مستند قانونی دارند.



آقای خسروی گفته است که فروشندگان طرف معامله‌اش "از ترس بیان کرده‌اند که جنسی رد و بدل نشده است".

آقای خسروی گفته است که مشکلات خود را با مسئولان مختلف کشور در میان می‌گذاشته است. از جمله می‌گوید که بارها به علاالدین بروجردی، رییس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره وجود فساد در کشور هشدار داده است.

او همچنین می‌گوید که درباره "باج‌خواهی‌هایی" که مدعی است از طرف عده ای از او صورت می‌گرفته است با هاشمی شاهرودی، رییس پیشین قوه قضاییه، صحبت کرده است.

آقای خسروی علاوه بر این از صحبت خود با مصطفی پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور درباره وجود فساد و مشکل در اقتصاد کشور خبر داده است.

او از قاضی سراج انتقاد کرده است که "شرایط امنیتی" ایجاده کرده که کسی در آن جرات بیان واقعیت را ندارد.

قاضی سراج در پاسخ به آقای خسروی گفته است که "شما به جای دفاع شانتاژ می‌کنید، که اشکالی هم ندارد".

غلامعلی ریاحی، وکیل مدافع مه‌آفرید خسروی نیز در دفاع از موکلش گفت که وی در زمینه تولید و صنعت فعال بوده و برای دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کرده است. او افزوده که محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی ایران، از فعالیت‌های اقتصادی آقای خسروی باخبر بوده است.

آقای ریاحی گفت: "شیخ فضل‌الله نوری را هم به عنوان مفسد فی‌الارض اعدام کردند. يك عده منتظر هستند تا سر اين افراد بالای دار برود و مقاصدشان پنهان بماند".

او شبکه بانکی کشور را موجب نهادینه شدن فساد در کشور دانست.

در پایان جلسه قاضی سراج از آقای خسروی خواست که اعتراف کند و اسامی مورد ادعای خود را بگوید، اما او این امر را به جلسه بعدی موکول کرد.

قاضی سراج در پاسخ گفت: "جلسه بعدی وجود ندارد".








24 maj 2012

مصاحبه‌ای که با اشک و بغض ناتمام ماند / دختر رادپور: هنوز از مرگ پدر و بدن کبود و شکسته‌اش در شوک هستیم



ما وقتی به زندان مراجعه کردیم مسئولین خیلی خونسرد و بی تفاوت بودند و نامه ای به ما دادند تا جنازه پدر را بگیرم. پزشک قانونی گفت علت مرگ سکته مغزی است اما وقتی جنازه پدر را دیدیم اصلا به آدمی که بر اثر سکته مغزی مرده باشد شباهت نداشت. تمام بدنش زخمی و کبود بود و آثار ضرب و شتم روی بدنش معلوم بود. من مطمئن هستم او را کشتند چون کسی که سکته مغزی می کند که بدن و دست و پایش اینطور آش و لاش نمی شود.‬

.

روز اول خرداد ماه سال جاری، منصور رادپور زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر درگذشت. مسئولین زندان و پزشک قانونی در حالی مرگ این زندانی ۴۱ ساله را سکته مغزی اعلام می کنند که آثار شکستگی و کبودی بر روی بدن او وجود داشته است.

دختر هیجده ساله مرحوم رادپور می گوید که جنازه پدر را که دیدیم اصلا به آدمی که بر اثر سکته مغزی مرده باشد شباهت نداشت. تمام بدنش زخمی و کبود بود و آثار ضرب و شتم روی بدنش معلوم بود. من مطمئن هستم او را کشتند چون کسی که سکته مغزی می کند که بدن و دست و پایش اینطور آش و لاش نمی‌شود.

منصور رادپور بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۸۶ در جاده چالوس توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و نزدیک به یک ماه در خانه‌های امن وزارت اطلاعات نگهداری و پس از آن به سالن ده بند چهار زندان گوهردشت و سپس بند سپاه و نهایتا به بند ویژه امنیتی این زندان منتقل می گردد.

این زندانی سیاسی طی دو حکم جداگانه با اتهاماتی همچون «اقدام علیه امنیت ملی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» بدون داشتن حق وکیل و شرایط دفاع در دادگاه انقلاب کرج مجموعا به هشت سال زندان محکوم شده بود. او بیش از شش سال از دوران محکومیت خود را گذرانده بود و در طی این مدت تحت شکنجه های فیزیکی قرار گرفته بود.

متن گفتگوی سایت ملی مذهبی با مهسا راد پور دختر مرحوم منصور رادپور در پی می‌آید:

خانم راد پور آیا توانستید پیکر پدرتان را تحویل بگیرید؟

دیروز جنازه پدر را تحویل گرفتیم و او را به خاک سپردیم . فردا هم مراسم سوم او برگزار می‌کنیم.

نتیجه پزشک قانونی را به شما دادند؟ علت مرگ چه بود؟

ما وقتی به زندان مراجعه کردیم مسئولین خیلی خونسرد و بی تفاوت بودند و نامه ای به ما دادند تا جنازه پدر را بگیرم. پزشک قانونی گفت علت مرگ سکته مغزی است اما وقتی جنازه پدر را دیدیم اصلا به آدمی که بر اثر سکته مغزی مرده باشد شباهت نداشت. تمام بدنش زخمی و کبود بود و آثار ضرب و شتم روی بدنش معلوم بود. من مطمئن هستم او را کشتند چون کسی که سکته مغزی می کند که بدن و دست و پایش اینطور آش و لاش نمی شود.

آیا قصد دارید پیگیری قضایی کنید؟

اگر بتوانیم که شکایت و پیگیری می کنیم اما پیگیری قضایی وکیل می خواهد و برو و بیا.

چطور از فوت پدر اطلاع پیدا کردید؟

دو روز پیش ساعت چهار بعداز ظهر دوستان پدرم از زندان با ما تماس گرفتند و گفتند که پدرم فوت کرده است.

آخرین ملاقاتی که با پدر داشتید کی بود؟

من دو هفته پیش از فوت پدرم او را ملاقات کردم که خیلی سرحال بود و هیچ مشکلی نداشت. اگرچه شرایط زندان شرایط خوبی نیست. مخصوصا که شش سال در آن شرایط باشی اما برای روحیه دادن به ما روحیه اش را حفظ می کرد.

مشکل جسمانی خاصی داشتند؟

معده شان درد می کرد و چند بار درخواست مرخصی هم دادیم اما وثیقه سنگینی می خواستند ما در توان مان نبود و به او مرخصی ندادند.

حکم زندان پدرت چند سال بود و چند سال او در زندان بود؟

در دو پرونده جداگانه به جرم سیاسی به هشت سال زندان محکوم شد که خود پدر معترض بود و شش سال داخل زندان بود و دو سال از آن مانده بود. همیشه آرزو می کردم که پدر زودتر به خانه برگردد و ما از این همه مشکلات نجات پیدا کنیم، اما حالا می بینم ای کاش آرزو می کردم که زندان باشد اما زنده باشد. حداقل وجود او به من دلگرمی می داد که این مشکلات را تحمل کنم.

الان اعضای خانواده در چه شرایطی بسر می برند؟

حال برادرم اینقدر بد بود که او را بالای سر جنازه پدر نبردیم. من و مادر و دایی و عمو بر سر جنازه پدرم رفتیم و من بعد از دیدن پدرم با آن وضعیت شوکه شده بودم . اصلا اول پدرم را نشناختم و الان جز بدن داغون پدرم چیزی یادم نمی آید. صدای گریه مادرم توی گوشم می پیچید. خیلی شوکه شده بودم، حتی نمی توانستم گریه کنم. باورم نمی شد باورم نمی شد ؛ به همین راحتی….

ما الان اصلا شرایط مناسبی نداریم. هنوز از مرگ پدر و وضعیت جسدش در شوک هستیم که حالا باید با قرض خرج تدفین و مراسم هم تهیه کنیم. مادرم مدام گریه می کند واقعا نمی دانم از دستم چه کاری بر می آید تا برایش انجام دهد…

از مشکلات تان چه قبل و چه بعد از فوت پدر برایمان بگو؟

الان بزرگترین مشکل ما مشکل مالی است. مشکلات زندگی و مشکلات مالی یک طرف و نبود پدر در کنارمان یک طرف! قبل و بعدی ندارد، درد دوری بود و غصه نداری! خود من که بخاطر همین مشکلات مالی که داشتیم ترک تحصیل کردم و در اواسط اول دبیرستان بودم که دیگر نتواستم ادامه بدهم. مادرم مریض است و دست و پایش درد می کند. کمکی که از جانبازان می کنند حتی به اندازه کرایه خانه مان هم نمی شود… (سکوت طولانی) دیگر چه بگویم؟ از کدام درد بگویم ،از درد کشتن پدرم یا از گریه‌های مادرم؟ نمی دانم چطور باید ادامه دهیم ، مشکلاتمان که یکی و دو تا نیست… (به علت بغض و سکوت این گفتگو ناتمام ماند)


23 maj 2012

رئیس دیوان عدالت اداری ایران خواستار قتل شاهین نجفی شد


محمد جعفر منتظری رئیس دیوان عدالت اداری وابسته به قوه قضائیه ایران، خواستار قتل شاهین نجفی، خواننده رپ ایرانی مقیم آلمان شد. این نخستین بار است که یک مقام رسمی ایرانی، چنین در خواستی را مطرح می کند. 

شاهین نجفی آهنگی جنجال برانگیز با عنوان "نقی" منتشر کرده است. این آهنگ باعث شد حکم ارتداد او از سوی برخی از روحانیون ایرانی صادر شود. سایت "عصر امروز" هم گزارش داده که کمپینی برای مجازات شاهین نجفی تشکیل شده است.

منتقدان این آهنگ می گویند که در آن به امام تقی اما دهم شیعیان هتاکی شده است.

به گزارش خبرگزاری "ایسنا" منتظری با اشاره به شاهین نجفی ابراز امیدواری کرده است که "این عناصر خبیث هرچه زود‌تر به دست شیرمردانی که همیشه در دفاع از حریم امامت و ولایت سینه‌های خود را سپر می‌کنند، به سزای عمل خود برسند."

وی افزوده است: متاسفانه برخی حلقوم‌های شیطانی، افکار منحوس و دست‌پروردگان استعمار به حریم امام بزرگوار شیعه جسارت‌های بسیار زننده‌ای داشتند که در برخی سایت‌ها و توسط عوامل سرسپرده صهیونیست گسترش یافت."

گزارش ها حاکی از آن است که اکنون پلیس آلمان، وظیفه حفاظت از جان شاهین نجفی را بر عهده گرفته است. 

شاهین نجفی 31 ساله، مدتی از خوانندگان آهنگ های زیر زمینی در ایران بود که پس از ممنوع الصدا شدن، به کشور آلمان پناهنده شد.

او در آلمان سرپرستی گروهی به نام "اینان" را بر عهده داشت. وی سپس به گروه "تپش 2012" پیوست. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعی‌اش، گروه تپش 2012 بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته است.

حسین رونقی ملکی اعتصاب غذا کرد


حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس در بند، دیروز (چهارشنبه) دست به اعتصاب غذا زده است.a

به گزارش سحام نیوز، حسین رونقی ملکی در اعتراض به وضعیت نامشخص خود و عدم صدور مرخصی استعلاجی و نیز مجوز درمان دست به اعتصاب غذا زد.

در چند روز اخیر نگرانی ها از وضعیت حاد جسمانی وی افزایش یافته است و وی از نارسایی کلیه بشدت در رنج است بطوریکه کلیه چپ وی کاملا از کار افتاده و کلیه راست وی نیز ۲۰ درصد تخریب شده است.

پیشتر؛ پدر این زندانی سیاسی در مصاحبه با سحام، گفته بود که “تعدادی از عوامل خود سر سپاه در صدد کشتن فرزندم هستند”. وی در این مصاحبه گفته بود: ” دادستانی و مسئولین زندان تاکنون همکاری های لازم را انجام داده اند، ولی چند نفری از مامورین سپاه هستند که بنا بدلایلی با بنده خصومت شخصی و اختلافاتی دارند و مانع تسریع در روند پرونده حسین و رسیدگی به وضعیت حسین می شوند. این دوستان قبلا نیز بارها بنده و فرزندم را تهدید کرده و گفته بودند که فرزندت در اختیار ماست و ما می توانیم او را بکشیم.”

لازم به یادآوری است حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر و از اعضای ستاد مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بوده که بدلیل مدیریت شبکه ایران پروکسی بازداشت و ده ماه را در سلول انفرادی بند دو الف سپاه گذراند و در نهایت به ۱۵ سال حبس محکوم گردید.

20 maj 2012

انسان به وسعت تفکرش آزاد است

افشاگری تلویزیون سوئد در مورد امامان مساجد مسلمانان



دو گزارشگر مخفی با حجاب کامل و نقابی بر چهره، تحت عنوان مراجعه‌کننده عادی و نیازمند مشاوره، به ده مسجد در شهرهای مختلف سوئد رفته اند 


یک برنامه تلویزیونی در سوئد با عنوان "ماموریت بررسی" Uppdrag granskning، عملکرد مساجد مسلمانان در سوئد را مورد بررسی قرار داده است.

این برنامه که روز شانزدهم ماه مه از شبکه یک تلویزیون این کشور پخش شد، در پیوند با برابری زن و مرد به عنوان یکی از اصول دموکراسی ساخته شده و بحث‌های زیادی را در سطح جامعه و رسانه‌های مختلف دامن زده است.

در دو دهه اخیر گروه‌های فمینیستی و سازمان‌های برابری‌خواه و مدافع حقوق زنان و کودکان، موازی با گسترش مسجدسازی در اروپا و کم توجهی سیاستمداران به عملکرد امامان و متولیان این مراکز، همواره خطر نفوذ گروه‌های بنیادگرای مذهبی را هشدار داده‌اند. به عنوان نمونه سازمان نجات کودک بیش از ۱۵ سال پیش پیشنهاد داده بود تا اطلاعات مربوط به برابری زنان و مردان و عدم خشونت علیه زنان و کودکان، در برنامه آموزش زبان سوئدی برای شهروندان نومهاجر گنجانده شود. این موضوع اما به تازگی و طی سال تحصیلی ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ جنبه اجرایی پیدا کرده است.

برنامه "ماموریت بررسی" به سردبیری "یانه یوسفسون" از روزنامه‌نگاران مطرح سوئدی، هر هفته سراغ یک مسئله اجتماعی می‌رود و این بار انگشت بر عملکرد مساجد اسلامی گذاشته بود.

به گزارش وب‌سایت تلویزیون سوئد SVT، گزارشگر این قسمت از برنامه، نادیا یی‌لنار Nadja Yllner چندماه در محله‌های مسلمان‌نشین سوئد، تحقیق کرده است. به گفته وی، عربستان سعودی برای ساخت مسجد مسلمانان در گوتنبرگ ۶۷ میلیون کرون هزینه کرده است.

برنامه "ماموریت بررسی" نشان می‌دهد که در پی افزایش مهاجران از کشورهای مسلمان چون عراق، سومالی، لیبی و برخی کشورهای آفریقایی و افزایش شمار مساجد رسمی و غیر رسمی در اروپا، فرهنگ و قوانینی چون "چندهمسری" که در جوامع اسلامی از سوی اسلام‌گرایان اصول‌گرا عادی تلقی می‌شود، در میان مراجعه‌کنندگان اروپایی‌نشین این مساجد نیز ترویج می‌شود.

به گزارش مستند یادشده، مشاوران خانواده در مساجد، خشونت علیه زنان را نه جرم، بلکه مسئله ای می‌دانند که لازم است در میان خانواده‌ها حل شود. آنها زنان را نه تنها تشویق به عدالتخواهی نمی کنند، بلکه به بردباری و سکوت دعوت می‌کنند.
در برابر دوربین مخفی

دو گزارشگر مخفی با حجاب کامل و نقابی بر چهره، تحت عنوان مراجعه‌کننده عادی و نیازمند به مشاوره، یکی با دوربین و دیگری با میکروفن، به ده مسجد در شهرهای مختلف سوئد از جمله گوتنبرگ، استکهلم، اوره‌برو، مالمو و اپسالا می‌روند و برای "حل مشکلات خود" با امامان و مشاوران این مراکز گفت و گویی کوتاه می‌کنند.

گزارشگران یادشده خود را زنانی آسیب دیده از ناحیه همسرشان معرفی می‌کنند و در همه دیدارها نیز چهار پرسش اصلی را به شکل‌های مختلف با امامان و مشاوران در میان می‌گذارند: آیا ازدواج مرد با بیش از یک زن مجاز است؟ آیا زن مالک بدن خویش است و می‌تواند در صورتی که مایل به رابطه جنسی نبود به خواست همسر خود پاسخ منفی بدهد؟ آیا یک مرد می‌تواند همسرش را کتک بزند؟ آیا اگر کسی همسرش را کتک بزند باید او را به پلیس معرفی کرد؟
تبلیغ روش‌‌های اسلامی

امام جمعه مسجد گوتنبرگ می گوید که "تنها در دو حالت هست که زنان می‌توانند به ارتباط جنسی با همسرشان نه بگویند: هنگام بیماری و عادت ماهیانه."

عبدالرشید محمد، امام مسجد گوتنبرگ که در عربستان تحصیل کرده است، در گفت و گو با دو گزارشگر مخفی برنامه تلویزیونی "ماموریت بررسی"، در پاسخ به اینکه آیا زن می‌تواند به خواست مرد برای سکس نه بگوید، می‌گوید: "تنها در دو حالت هست که زنان می‌توانند به ارتباط جنسی با همسرشان نه بگویند: هنگام بیماری و عادت ماهیانه."

او خطاب به یکی از آنها که حاضر به رابطه جنسی با همسرش نشده و از همین رو مورد خشونت قرار گرفته است، بر این نکته تاکید می‌کند که نیاز به مراجعه به پلیس نیست و ادامه می‌دهد: "این را باید در درون خانواده حل کنید. مسئله زیاد خطرناک نیست."

عبدالرشید محمد پیش از این اما در گفت‌وگوهایی با رسانه‌ها تاکید کرده بود که خشونت علیه زنان افسانه و تبلیغاتی علیه اسلام است: "هیچ فرقی بین زن و مرد نیست. آنها از حقوق و وظایف مشترکی در برابر خدا برخوردارند."
چندهمسری و مساوات در عشق‌ورزی

در برنامه تلویزیونی "ماموریت بررسی"، تقریباً همه نمایندگان ده مسجد از چند همسری دفاع می‌کنند. آنها البته بر این شرط تاکید می‌کنند که لازم است مرد از حیث "اقتصادی" امکانات لازم را داشته باشد و "مساوات" را در "عشق‌ورزیدن" به زنان متعدد خود رعایت کند.

آنها تاکید کرده‌اند که زنان هم باید به خواست همسرانشان برای رابطه جنسی، حتی اگر خود مایل نباشند، پاسخ مثبت دهند؛ و هم اینکه اگر زنی مورد خشونت و آزار همسر خود قرار گرفت به پلیس مراجعه نکند. در این میان تنها یک امام، آنهم امام مسجد رینکه‌بی، یکی از محله‌های خارجی‌نشین استکهلم می‌گوید که لازم است در شرایط خشونت آمیز، مرد را به پلیس معرفی کنند.
در برابر دوربین رسمی

نادیا یی‌لنار می گوید که جامعه سوئد، محله‎‌های مسلمان‌نشین را به حال خود رها کرده است

یانه یوسفسون، پس از پایان گفت و گوهای گزارشگران مخفی، به طور رسمی به مساجد یادشده مراجعه می‌کند و همان پرسش‌ها را با امامان و نمایندگان مساجد در میان می‌گذارد. اینبار اما همه آنها تاکید می‌کنند که در فعالیت‌های خود "متکی به اصول دموکراسی" و "قوانین سوئد" هستند. یانه یوسفسون در نهایت در برابر انکار آنها، فیلم‌هایی را که با دوربین مخفی تهیه شده است، آشکار می‌کند و ورق برمی‌گردد.

به گزارش مستند "ماموریت بررسی"، هیئت مدیره اتحادیه اسلامی در استکهلم، تحقیقی را در این مورد آغاز کرده است و تا به امروز عملکرد امامان دو مسجد از مسجدهای یادشده تحت عنوان "تخلف از ماموریت" تحت بررسی قرار گرفته‌ است.

امام یکی از این مسجدها که از دو زن مراجعه کننده خواسته است بردبار باشند و گزارشی از خشونت همسرانشان را به پلیس ندهند، در Medborgarplatsen یکی از محله‌های مرکزی شهر استکهلم قرار دارد و یکی از دو امامی که در حالت تعلیق فعالیت قرار گرفته‌اند، امام همین مسجد است. این در حالی است که سیاستمداران سوئدی و رهبران احزاب مختلف سوئدی یکی پس از دیگری از مسجد یادشده دیدار کرده‌اند.

نادیا یی‌لنار در فیلم اشاره می‌کند که جامعه سوئد، محله‎‌های مسلمان‌نشین چون رینکه بی را به حال خود رها کرده است. به گفته وی این منطقه اداره‌هایی چون کار، بیمه، بانک و فروشگاه‌های سوئدی داشته است که به مرور زمان همه از آنجا رفته‌اند و به جای آنها علاوه بر مسجدهای موجود، قرار است دو مسجد دیگر ساخته شود. این روزنامه‌نگار تاکید می‌کند که سیاستمداران در حالی که از "همپیوستگی" حرف می‎زنند، محله‌هایی چون رینکه‌بی را به مسجدها سپرده‌اند.






19 maj 2012

نماینده خامنه ای: حکم کسانی که قدرت نظام را کاهش می دهند اعدام است




علیرضا پناهیان نماینده آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گفت: حکم کسانی که قدرت نظام را کاهش می دهند اعدام است.

به گزارش روزنامه اصولگرای رسالت، پناهیان که ریاست اتاق فکر نمایندگی رهبر ایران در دانشگاه ها را هم بر عهده دارد، در سخنانی در جمع اعضای "تیپ پیاده آل محمد" وابسته به "سپاه ویژه تهران بزرگ" گفت: "حکم کسانی که قدرت نظام را کاهش می‌دهند، بنابه گفته آیت الله خمینی افساد فی‌الارض است، و باید اعدام شوند."

او همچنین از ورود نیروهای بسیج در سرکوب اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری سه سال پیش ایران، حمایت کرد و گفت: "ورود بسیجیان در مسئله فتنه با اتکا به قدرت ایمان و تقوای الهی فتنه‌گران را به موقع به خانه‌هایشان برگرداند."

اصولگرایان حاکم بر ایران، به اعتراض های پس از انتخابات 3 سال کذشته این کشور، "فتنه" می گویند. اصلاح طلبان که می گویند در این انتخابات تقلب گسترده و سازماندهی شده روی داده است، دست به اعتراض زدند. سرکوب این اعتراض ها توسط نیروهای دولتی، به کشته شدن ده ها نفر در خیابان ها و بازداشت گاه و دستگیری صدها نفر دیگر انجامید.

به نوشته روزنامه "رسالت" پناهیان در ادامه گفته است: "ایمان به انسان قدرت می‌دهد و انسان به اتکا به همین قدرت کارهای بزرگ و اقدامات سنگین و اعجاب‌انگیزی انجام می‌دهد و بدون داشتن قدرت، نظام و ترتیبی وجود نخواهد داشت و این قدرت، مظهر اسلام است."

او همچنین خاطرنشان کرد: "هر کسی علیه اسرائیل کاری کند ما از او حمایت
خواهیم کرد." او این مساله را یکی از نشانه های قدرت الهی معنوی در رهبر جمهوری اسلامی توصیف کرده‌است.




http://www.alarabiya.net/articles/2012/05/19/215148.html