19 feb. 2012

اعتراف گیری سایبری طرح جدید سپاه



گزارش یک هفته نقض حقوق بشردرایران از۱۱ الی ۱۷ بهمن ماه ۱۳۹۰
طی هفته گذشته سه تن از وب‌نگاران به نام‌های سعید ملک‌پور، وحید اصغری و حسین رونقی ملکی از بندهای خود در زندان خارج شده و توسط بازجویان بخش سایبری سپاه پاسداران وابسته به مرکز مبارزه با جرائم سازمان یافته سپاه پاسداران جمهوری اسلامی تحت فشار برای اخذ اعترافات تلویزیونی قرار گرفته‌اند(۱) همچنین در هفته گذشته یک جوان عرب اهل شوش که کمتر از یک ماه پیش به دست نیروهای اداره اطلاعات در این شهر بازداشت شده بود روز پنجشنبه گذشته سیزدهم بهمن ماه زیر شکنجه کشته شد گفتنی است که پیش از این نیز دوجوان دیگر به نام‌های ناصر آلبوشوکه درفشان (۲۰ ساله) در روز یازدهم بهمن ماه زیر شکنجه درخبر ها آمده بود که در پی انتخابات فرمایشی مجلس شورای اسلامی روزنامه روزگار تا سه روز بعد از انتخابات توقیف شد(۲)و اعتراف رئس قوه قضائیه مبنی بر قبول برخی از اعلامیه‌ها سازمان حقوق بشر جمهوری اسلامی که آن اشتباه فاحش دولتمردان نظام خواند(۳) ، و ده ها گزارش دیگر از نقض حقوق بشر د رجمهوری اسلامی که در ذیل خواهید خواند
ییانیه ها
در هفته ای که گذشت بی‌بی‌سی برخوردهای اخیر مأموران امنیتی ایران با اعضای خانواده عده ای از خبرنگارانش را محکوم کرد و آن را اقدامی غیر انسانی خواند(۴)و همچنین کاترین اشتون مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا طی بیانیه‌ای از دولت ایران خواست حکم اعدام سعید ملک‌پور و سه فعال دیگرعرصه اینترنت را لغو کند. وی همچنین آزادی ۱۰ روزنامه‌نگاری را خواستار شد که به تازگی بازداشت شده‌اند(۵)و دیگر اینکه سازمان دیده‌بان حقوق بشر نسبت به بازداشت فعالان کارگری در ایران طی بیانیه ای اعتراض کرد(۶)همچنین بیش از ٢٨٨ نفر از فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی بیانیه ای منتشر کردند (۷) همچنین گزارش‌گران بدون مرز، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و جامعه دفاع ازحقوق بشر در ایران با صدور بیانیه ای مشترک از جامعه جهانی خواسته اند تا در مذاکرات خود با ایران مواضعی جدی‌تر برای تضمین رعایت حقوق بشر در ایران اتخاذ کند(۸)
اصناف
به گزارش سایت هراناجمعی از کشاورزان شهرستان هندیجان، از توابع استان خوزستان، در اعتراض به عدم توزیع کود شیمیایی دست به تجمع اعتراض آمیز زدند(۹) و همچنین تیم های گشت و عملیات پلیس امنیت عمومی خراسان رضوی در عملیاتی گسترده ۹۸ واحد صنفی متخلف را در مشهد تعطیل کردند(۱۰) و به گزارش هرانا جمعی از معلمان استان کرمانشاه، در اعتراض به بی‌توجهی مسئولان نسبت به رفع مشکلات مالی‌شان در روز شنبه، ۱۵ / ۱۱ / ۱۳۹۰ دست به اعتصاب زده اند(۱۱)
اقلیت های مذهبی
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هفته گذشته صدف ثابتیان، شهروند بهایی از سوی دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد(۱۲)همچنین صبح جمعه ۱۴ بهمن ماه نیروهای امنیتی در یک اقدام هماهنگ و هم زمان، با مراجعه به منزل بیش از ۳۰ تن از شهروندان بهائی ساکن شیراز بیش از ۱۱ نفر را بازداشت کرده‌اند(۱۳)
اقلیت های قومی
با بر گزارش سایت اوئرنجی در هفته گذشته هشت نفر از فعالان مدنی آذربایجان در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز هر کدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شده اند که هشت ماه از حبس مذکور به حالت تعلیق در آمده است. این افراد به اسامی اکبر مهاجری – محمد رضا بخشی خواجه – رحیم علی رضایی -شهرام داداشی – مسعود بایرامی – امیر بابایی -ولی برقدار و عسگر آقایی الوندی به همراه دو نفر دیگر که تبرئه شده اند در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز و در هفدهم دی ماه محاکمه شده اند(۱۴) همچنین به گزارش این سایت مامورین اداره اطلاعات تبریز برای دستگیری محمد رشیدی(اوختای) فعال دانشجویی وفرهنگی حرکت ملی آذربایجان بسیج شده اند (۱۵)و به گزارش سایت خانه حقوق بشر محمد کعبی فرزند جاسم ،جوان عرب اهل شوش که کمتر از دو هفته پیش به دست نیروهای اداره اطلاعات در این شهر بازداشت شده بود روز پنجشنبه گذشته سیزدهم بهمن ماه زیر شکنجه کشته شد(۱۶)به گزارش سایت موکریان سه شهروند مهابادی علیرغم گذشت بیش از ۲۲ ماه از زمان بازداشت، همچنان در زندان رجایی شهر کرج در بلاتکلیفی بسر می برند(۱۷) بنا بر گزارش آژانس ایران خبر در ایلام, هر شب لباس شخصی‌ها جهت دستگیری شماری از افراد, اقدام به گشت‌زنی در سطح شهر می کنند(۱۸)
فرهنگ و مطبوعات
بنا بر گزارش سایت خانه حقوق بشر هفته گذشته روزنامه روزگار تا سه روز بعد از انتخابات توقیف شد(۱۹) همچنین بنا بر گزارش این سایت خبری مدیر سایت اقتصادی “مثقال” که از سایت‌های مرجع برای اعلام قیمت طلا، سکه به شمار می‌آمد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد(۲۰)و به گزارش هرانا در ادامه بازداشت ها و اِعمال محدودیت ها برای روزنامه نگاران، مهدی کنجاره، وب نگار و فعال مطبوعاتی، روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ماه، توسط ماموران امنیتی بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شدند (۲۱) و دیگر اینکه دومین رمان داریوش مهرجویی با عنوان “در خرابات مغان” یک سال پس از ارائه به ناشر همچنان در انتظار کسب مجوز انتشار مانده است (۲۲)
حقوق مدنی
بنا بر گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هفته گذشته چهار شهروند ساکن تبریز به دلیل اجرای سرودی در رثای خشکیدن دریاچه ارومیه در یک مجلس عروسی از سوی دادگاه انقلاب تبریز مورد محاکمه قرار گرفتند(۲۳)همچنین نیروهای امنیتی در مراجعه به منزل یک وبلاگ نویس در شهر بم اقدام به ضبط وسایل، ضرب و شتم وی و تخریب اموال کردند(۲۴)و به گزارش این خبر گزاری مدافع حقوق بشر هفته گذشته حسین نعیمی پور، فرزند محمد نعیمی پور نماینده مردم تهران در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت بازداشت شد(۲۵)و به گزارش هرانا سومین جلسهٔ دادگاه رسیدگی به اتهامات فعالین محیط زیست بازداشتی در تبریز در شعبهٔ اول دادگاه انقلاب این شهر به ریاست قاضی حملبر برگزار شد(۲۶)و به گزارش منابع غیر رسمی طی دو هفته اخیر نیروهای امنیتی ۴۹ نفر را در شهرهای مختلف استان خوزستان بازداشت کرده اند و یکی از دستگیر شدگان در بازداشتگاه درگذشته است(۲۷)
دانشگاه و دانشجویان
به گزارش سایت خانه حقوق بشر هفته گذشته پارسا بهمنی دانشجوی سال سوم علوم اجتماعی به شش ماه حبس تعزیری محکوم و برای اجرای این حکم راهی زندان شد(۲۸) و به گزارش سایت دانشجو آنلاین مقامات جمهوری اسلامی درپی طرح لباس اجباری برای دانشگاه‌های کشور هستند (۲۹) و به گزارش هرانا حکم پنج سال حبس تعزیری ایقان شهیدی، فعال حق تحصیل و شهروند بهائی تایید شد(۳۰)همچنین سعید نعیمی، فعال دانشجویی که پیش تر در شعبه ی اول دادگاه انقلاب تبریز محاکمه شده بود به دو سال حبس تعزیری محکوم شد(۳۱)و صبح روز چها تعرشنبه ۱۲ بهمن ماه تعدادی از دانشجویان حقوق در اعتراض به نتیجه آزمون وکالت سال ۹۰ مقابل کانون وکلای مرکز تجمع کردند(۳۲)
کار گران
به گزارش سایت ایران کارگر روز شنبه ۸۰ تن از کارگران بازخرید نساجی بافت بلوچ در محل پارک شهدا و مقابل اداره تامین اجتماعی این شهر تجمع اعتراضی برگزارکردند(۳۳) و به گزارش این سایت کارگری کارگران شرکت بادبند ( تولید کننده اسکله های ساختمانی) در استان گیلان ۳ ماه است از حقوق خود محروم شده اند(۳۴) و واردات بی رویه موجب نابودی صنعت پنبه در گرگان و در نتیجه بیکاری هزاران کارگر شد (۳۵)و این سایت خبری از تجمع جمعی از کارگران بازخرید کارخانه نساجی بافت بلوچ در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مطالبات خود خبر داد (۳۶) همچنین این خبر گزاری کارگران از تعطیلی کارخانه فارسیت دورود به علت نبود مود اولیه از روز شنبه ۸ بهمن ماه خبر داده است (۳۷)وبه گزرش این سایت خبر خودکشی یکی از کارگران گروه خودروسازی بهمن که در شرایط وخیم اقتصادی و در محل این کارخانه به زندگی خود پایان داد، ساعتی پس از انتشار، از خروجی خبرگزاری های داخلی حذف شد(۳۸)همچنین بنا بر گزارش هرانا قدیمی ترین کارخانه‌ی قند ایران تعطیل شد(۳۹)همچنین اعتصاب برخی لوکوموتیورانان در راه آهن شمال شرق در اعتراض به مشکلات معیشتی و حقوقی خود طی یک هفته اخیر باعث ایجاد اختلال در حرکت قطارها و تاخیرهای چندساعته قطارهای مسافربری شد(۴۰)
احکام
با بر گزارش سایت اوئرنجی در هفته گذشته هشت نفر از فعالان مدنی آذربایجان در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز هر کدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شده اند که هشت ماه از حبس مذکور به حالت تعلیق در آمده است (۴۱) همچنین به گزارش هرانا صدف ثابتیان، شهروند بهایی از سوی دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد(۴۲)و به گزارش سایت خا نه حقوق بشر در ایران قوه قضاییه ایران، مهدی خزعلی، وبلاگ‌نویس منتقد دولت را به ۱۴ سال حبس، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم کرد(۴۳)و به گزارش هرانا حکم پنج سال حبس تعزیری ایقان شهیدی، فعال حق تحصیل و شهروند بهائی تایید شد(۴۴) و همچنین سعید نعیمی، فعال دانشجویی نیز که پیش تر در شعبه ی اول دادگاه انقلاب تبریز محاکمه شده بود به دو سال حبس تعزیری محکوم شد(۴۵)
زندان و زندانیان
و اما در هفته گذشته پرونده غلامرضا خسروی زندانی محکوم به اعدام، به شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور ارجاع شد(۴۶)و به گزارش سایت خانه حقوق بشر در ایران سید جلال الدین نبوی زندانی سیاسی زندان قم که در حال گذراندن دوران محکومیت خود است از روز ۵ دی ماه در پی حمله نیروهای امنیتی به سلول این زندانی، به مکانی نامعلومی منتقل شد (۴۷)همچنین ابوالفضل طبرزدی ده روز است از زندان کارون اهواز به بخش اعصاب و روان بیمارستانی در اهواز منتقل شده است (۴۸)و به گزارش هرانا ابراهیم رشیدی، فعال مدنی آذربایجانی در اعتراض به بازداشت غیر قانونی خود از هشت روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد(۴۹)و های این سایت مدافع حقوق بشر آمددر خبر ه است که فرهاد سبک روح، ناصر ضامن دزفولی و داوود علیجانی سه شهروند مسیحی که در آستانه کریسمس بازداشت شده بودند به زندان کارون اهواز منتقل شدند(۵۰)و همچنین خانواده‌ عبدالفتاح سلطانی در آستانه‌ پنج ماهه شدن حبس او از وزارت اطلاعات و قوه‌ قضائیه خواستار اجرای قانون برای تبدیل قرار وی شده اند(۵۱)یک زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه بنام جعفر افشاری از هفته گذشته در اعتصاب غذا بسر می برد(۵۲)همچنین بنا برگزارش هرانا یونس سلیمانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اردبیل به دلیل اعتصاب غذا از سوی زندانبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت(۵۳)
اعدام ها
بنا بر گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هفته گذشته حسن آرمین(حسن مافی) مربی کیکبوکسینگ و از اساتید رزمی کار و دارای سبک در کشور، سحرگاه روز سه شنبه، یازدهم بهمن ماه در ملاءعام در کرج به دار آویخته شد(۵۴) همچنین روز سه شنبه یازدهم بهمن ماه، شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس برای یکی از شهروندان ساکن شیراز به نام “شهرزاد” ۴۰ ساله، حکم چهار بار قصاص صادر کرد (۵۵)و صبح روز شنبه، هشتم بهمن ماه سال جاری، حکم اعدام دو زندانی در زندان لاکان رشت به اجرا گذاشته شد(۵۶) همچنین به گزارش هرانا رضا اسماعیلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان سلماس، از سوی دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه، به اعدام محکوم گردید(۵۷)
منابع
خبرگزاری هرانا
خبرگزاری دانشجویان نیوز
سایت خبری ایران کارگر
خانه حقوق بشر ایران
سایت خبری ایران خبر
سایت موکریان
صدای دانشجو


احکام اعدام زانیار و لقمان مرادی در اجرای احکام / تصویر اسناد



دیوان عالی کشور احکام اعدام صادره برای زانیار و لقمان مرادی را بدون ابلاغ کتبی به ایشان به اجرای احکام زندان رجایی شهر کرج ارجاع داده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، بر اساس احکام صادره از سوی دیوان عالی کشور که هنوز به روئیت این دو متهم نیز نرسیده است و «ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» بدان دست یافته است این احکام در کمتر از شش ماه پس از صدور حکم دادگاه بدوی تائید و یک روز بعد نیز به اجرای احکام زندان اوین (دادسرای موسوم به شهید مقدس) ارسال شده است و در تاریخ ۲۷ تیر ماه سالجاری به ریاست زندان رجایی شهر ابلاع شده است.

این در حالی است که حکم صادره دیوان عالی کشور اخیرا و در تاریخ ۱۷ بهمن ماه سال ۹۰ به صورت رسمی از سوی قاضی عمرانی رئیس اداره دفتر دیوان عالی کشور در رسانه ها اعلام شد.

بر اساس سند شماره یک زندانی سیاسی لقمان مرادی فرزند عثمان متولد سال ۶۲ که در تاریخ ۱۳ مرداد ۸۸ بازداشت و در تاریخ یک دی ماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه سال ۹۰ از سوی دیوان عالی کشور به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق محاربه، ترور و مشارکت در وارد کردن یک قبضه سلاح از عراق به اعدام در محل ترور (شهر مریوان) محکوم شده است.

حکم صادره در تاریخ ۱۹/۴/۹۰ به امضای قاضی اجرای احکام رسیده و نسخه ای از آن نیز به ریاست زندان رجایی شهر کرج ابلاغ شده است.

بر اساس سند شماره دو زندانی سیاسی لقمان مرادی از تاریخ ۱۹ بهمن ماه سال ۸۹ از حق ملاقات و تماس تلفنی تا اطلاع ثانوی محروم است.

بر اساس سند شماره سه زندانی سیاسی زانیار مرادی فرزند اقبال ۲۱ ساله که در تاریخ ۱۳ مرداد ۸۸ بازداشت و در تاریخ یک دی ماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه سال ۹۰ از سوی دیوان عالی کشور به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق محاربه، ترور و مشارکت در وارد کردن یک قبضه سلاح از عراق به اعدام در محل ترور (شهر مریوان) محکوم شده است.

حکم صادره در تاریخ ۱۹/۴/۹۰ به امضای قاضی اجرای احکام رسیده و نسخه ای از آن نیز به ریاست زندان رجایی شهر کرج ابلاغ شده است.

بر اساس سند شماره چهار زندانی سیاسی زانیار مرادی از تاریخ ۱۹ بهمن ماه سال ۸۹ از حق ملاقات و تماس تلفنی تا اطلاع ثانوی محروم است.

سند شماره یک



سند شماره دو



سند شماره سه



سند شماره چهار



پیام دانشجوی زندانی مهدیه گلرو از زندان اوین به فعالان جنبش



مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل و محبوس در زندان اوین، با انتشار پیامی از درون زندان، نکاتی را برای فعالان خارح از زندان بیان نمود.

بنا به گزارش های رسیده به جرس، این دانشجوی در بند، طی پیامی که از زندان ارسال داشته است، از ایجاد جامعه ای کوچک در درون زندان می گوید که در آن زندانیان سیاسی زن در غم ها و شادی های هم شریکند. از جامعه ای که در آن تحمل آرا مخالف وجود دارد و احترام و محبت فراموش نمی شود. همچنین او در این پیام از پاره ای اظهار نظراتی که دوستان را غمگین و دشمنان را شاد می کند اظهار گلایه کرده است.

متن کامل پیام مهدیه گلرو که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته، بدین شرح است:

با سلام به دوستانی که این چند خط را با چشم هایشان متبرک می کنند.

این روزها اخبار ناراحت کننده ای به من رسیده است که لازم دانستم چند نکته را خطاب به دوستانم به عرض برسانم، ما زنان سیاسی با همه تضادها در آرا و اختلاف نظرات توانسته ایم در کنار یکدیگر با مسالمت زندگی کنیم و با تلاش جامعه ای را که در دلهایمان آرزو داریم به صورت کوچکتر ایجاد سازیم، جامعه ای که در آن تحمل آرا مخالف را داشته باشیم و احترام و محبت را فراموش نکنیم، از غم یکدیگر غمگین و در شادی دیگری شریک شویم، لذا از دوستانی که تلاش ما را برای دیدن چنین فضایی ندیده اند و یا نادیده می گیرند تقاضا دارم تا از هرگونه اظهار نظری خود داری کرده و اخبار مربوط به این مسایل را از خانواده ها جویا شوند و به مسایل غیر واقعی و حاشیه ای که تنها دوستان را غمگین و دشمنان را شاد می سازد دامن نزنند.

با آرزوی آزادی مهدیه گلرو 24/ بهمن / 90 اوین – به امید دیدار

منبع:کمیته گزارشگران حقوق بشر

تصویب قوانین خلاف حقوق بشر در ایران ادامه دارد



لایحه مجازات اسلامی قانون شد؛ روند تصویب قوانین خلاف حقوق بشر در ایران ادامه دارد

براساس اخبار منتشره در خبرگزاری های رسمی، شورای نگهبان در جلسه ۲۹ دی ماه ۱۳۹۰ خود، لایحه مجازات اسلامی را منطبق با شرع و قانون اساسی شناخت و به این ترتیب، لایحه مجازات اسلامی جدید جایگزین قانون فعلی مجازات اسلامی شد.

عدالت برای ایران و سایر سازمانها و گروههای حقوق بشری پیش از این در مقاطع مختلف نگرانی شدید خود را از نقض هر چه بیشتر حقوق بشر در صورت تصویب این لایحه ابراز داشته بودند.

برخی از این موارد به شرح زیر است:
در قانون قبلی، هرگونه رابطه جنسی خارج از ازدواج جرم شناخته شده بود و رابطه جنسی کامل زن و مرد متاهل، مجازات سنگسار در پی خواهد داشت. در قانون جدید، مواد مربوط به مجازات سنگسار (رجم) و تمامی جزییات مربوط به نحوه اجرای این مجازات، به ظاهر از بخش مربوطه حذف شده است اما همچنان هرگونه رابطه جنسی خارج از ازدواجی طبق این لایحه جرم شناخته می شود. به بیان دیگر، در حالی که قانون جدید، رابطه جنسی خارج از ازدواج را جرم می داند اما مجازاتی برای زن و مرد متاهلی که رابطه جنسی خارج از ازدواج دارند، پیش بینی نکرده است. در نگاه اول، حذف سنگسار از قانون مجازات، تحولی مثبت است اما نگاه دقیق تر به اصل ۱۶۷ قانون اساسی نگرانی ما را تایید می کند. این اصل که خلاف اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتهاست که در تمامی نظامهای حقوقی معتبر به رسمیت شناخته شده مقرر می دارد: “قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر حکم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانة سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد”. این نگرانی وقتی جدی تر می شود که با وجود حذف مجازات سنگسار از بخش مربوط به “زنا”، در مواد دیگری از جمله مواد ۱۷۲ و ۱۹۸، به سنگسار اشاره شده است. معنای ساده آن این است که سنگسار به عنوان مجازات از قانون حذف می شود و قضات با ارجاع به فتاوای شرعی در صدور حکم سنگسار و اجرای آن به هر شکلی که از شریعت برداشت می کنند، آزاد گذاشته می شوند.
درباره مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال، اگرچه در قانون جدید مجازات اعدام زیر ۱۸ سال برای برخی از جرائم از جمله قاچاق مواد مخدر از میان رفته است اما همچنان احتمال صدور احکام اعدام برای افراد زیر ۱۸ سالی که مرتکب قتل می شوند بسیار زیاد است. براساس قانون جدید، نوجوانان تنها در صورتی که بتوانند ثابت کنند که از نظر عقلی توانایی درک ماهیت یا ممنوعیت عملی را که انجام داده اند نداشته اند، از مجازات اعدام معاف خواهند شد.
در شرایطی که تقریبا تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی که به دلیل فعالیتهای خود در عرصه حقوق بشر، جامعه مدنی، روزنامه نگاری، دفاع از حقوق اولیه اقلیتها و یا حتی عضویت در جامعه بهاییان، به “اقدام علیه امنیت ملی” متهم می شوند، مواد متعددی در قانون جدید، شرایط را حتی از وضعیت فعلی برای کسانی که در جرائم امنیتی محکوم می شوند سخت تر کرده است. به عنوان مثال، مجازات فردی که به عنوان اقدام علیه امنیت ملی به حبس یا شلاق محکوم شده به هیچوجه قابل تعلیق نیست یا مشمول مرور زمان نمی شود
. با وجود اعتراضات جامعه مدنی ایرانی و بین المللی و به خصوص فعالان حقوق بشر و جنبش زنان و همچنین نهادهای متعدد دولتی و غیر دولتی مانند سازمان ملل، اتحادیه اروپا، عفو بین الملل و …. به موارد متعدد تبعیض جنسیتی و نیز مجازاتهای غیرانسانی و وحشیانه، تصویب کنندگان این قانون هیچگونه اصلاحی در موارد زیر انجام نداده اند:

- نصف بودن ارزش شهادت زنان؛ براساس قانون جدید نیز مانند قانون قبلی، شهادت هر دو زن به اندازه شهادت یک مرد در مقابل دادگاه ارزش خواهد داشت.

- همچنان یک دختر ۹ ساله مسئولیت کیفری خواهد داشت و در صورتی که مرتکب جرمی شود مانند بزرگسال با او رفتار می شود در حالی که سن مسئولیت کیفری برای پسران ۱۵ سال است.

- همچنان ارزش خسارات جانی وارده (دیه) زن نصف مردان محاسبه می شود. دیه افراد غیرمسلمان نیز نصف دیه مسلمانان است. به این ترتیب، اگر یک زن مسیحی یا یهودی یا زرتشتی، در یک تصادف رانندگی پای خود را از دست بدهد، خسارتی که به او داده می شود معادل یک چهارم خسارتی است که به یک مرد مسلمان در شرایط کاملا مشابه داده خواهد شد.

- همچنان مجازاتهای بدنی وحشیانه و غیرانسانی مانند قطع اعضای بدن به عنوان مجازات جرائمی مانند سرقت یا محاربه یا به عنوان قصاص، در قانون جدید وجود دارند.

- در قانون جدید مجازات اسلامی، همچنان رابطه جنسی دو همجنس جرم باقی مانده است و مشمول مجازاتهای شدیدی از صد ضربه شلاق تا اعدام می شود.

قانون جدید مجازات اسلامی در شرایطی تصویب می شود که مردم ایران تحت فشارهای شدید اقتصادی هستند و جنبش های اجتماعی نیز موج تازه ای از سرکوب ها را تجربه می کند. در این وضعیت اقتصادی و سیاسی، نه مردم و نه جامعه مدنی قادر به انجام هیچ عملی در اعتراض به تصویب این قانون نبوده اند. سرکوب شدن صدای فعالین سیاسی و اجتماعی، خطر تصویب قوانین دیگری که نقض حقوق بشر در ایران را بیش از پیش نهادینه می کند افزایش می دهد.

عدالت برای ایران، ضمن جلب توجه جامعه بین المللی به وخیم تر شدن وضعیت حقوق بشر در ایران در اثر تصویب قانون جدید مجازات اسلامی، نسبت به تصویب لوایحی چون لایحه حمایت خانواده و لایحه اصلاح قانون کار، که اولی تبعیض علیه زنان را تشدید می کند و دومی نقض شدید حقوق کارگران را بیش از پیش قانونی می کند، هشدار می دهد.

منبع:عدالت برای ایران

ربوده شدن دکتر خزعلی از بیمارستان در نیمه شب توسط نیروهای امنیتی



دکتر مهدی خزعلی ساعت دو نیمه شب توسط نیروهای امنیتی از بیمارستان طالقانی برده شد.

به گزارش رسیده به کلمه از بیمارستان طالقانی، نیرو های امنیتی در ساعت ۲ نیمه شب به بیمارستان طالقانی مراجعه کرده و دکتر مهدی خزعلی را با خود بردند.

این اقدام نیروهای امنیتی بدون اجازه و موافقت پزشکان بیمارستان صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان که از این عمل شوکه شده بودند، در مقابل نیروهای امنیتی قادر به هیچ واکنشی نبودند و نظاره گر بودند.

یکی از منابع بیمارستانی که شاهد این ماجرا بوده است به کلمه گفت: با توجه به شرایط جسمی این زندانی سیاسی پس از ۴۳ روز اعتصاب غذا، جان دکتر خزعلی در خطر است و او به مراقبت های پزشکی نیاز دارد.

ماموران توضیحی برای این انتقال شبانه نداده اند.مهدی خزعلی در حالی که بشدت کاهش وزن داشته و دچار ضعف مفرط شده است، حاضر به شکستن اعتصاب خود نیست. پرسنل بیمارستان از روحیه بالای این رزمنده خیبر خبر داده بودند.

مهدی خزعلی روز جمعه بدنبال حمله قلبی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود.

حمله به خامنه ای و افشای نقش وزیر اطلاعات در شکنجه زندانیان



روح الله زم، فرزند مدیرکل سابق حوزه هنری در نامه ای سرگشاده به آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار داده و پرده از پرونده تعدادی از زندانیان سیاسی و نوع برخورد بازجویان با آنان برداشته است.

به گزارش سایت ندای سبز آزادی ،روح الله زم، فرزند محمدعلی زم يكی از مديران و سياست پردازان شاخص امور فرهنگی در جمهوری اسلامی است که پیش از این مدیرکل حوزه هنری بوده است.

وی که پس از انتخابات توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده بود، در این نامه همچنین به یادآوری برخورد بازجویان با زندانیان سیاسی پرداخته و وزیر فعلی اطلاعات را به عنوان یکی از بازجویان معرفی کرده است.

زم در این نامه توضیح داده است که بازجویان با شکنجه او می کوشیدند از وی علیه پدرش, مهدی هاشمی رفسنجانی, غلامحسین کرباسچی, سید محمد خاتمی و مهدی کروبی اعتراف بگیرند. زم سپس می نویسد: آن سربازجوی محترم که اکثر زندانیان سیاسی را بازجویی و مورد هتاکی قرار می داد و افراد بسیاری از او یاد میکنند اما او را نمی شناسند را من دیده ام. در روز آخر بازداشت مرا به اتاق او بردند. به صندلی چرخداری نشاندند .چشم بند از چشمان گشودند و من کله طاس او را به همراه جای مهر بر پیشانی و چشمان نیلی رویت کردم. او کسی نبود جز برادر وزیر اطلاعات شما “حیدر مصلحی” که در دولت غاصب فعلی مشغول به کار است.

آقای زم در این نامه می نویسد: اطمینان کافی و وافی دارم شما نیز به مانند شاه سابق ایران “صدای ملت ایران” را زمانی خواهید شنید که دیگر دیر شده است .چه آنکه او نیز به قانون اساسی مشروطه عمل ننمود و آن قانون را تبدیل به قانون اساسی مطلقه کرد و شما نیز بر صراط او استوار قدم هستید. اما یک فرق اساسی میان شاه فقید ایران و شاه فعلی ایران وجود دارد. آن فرق اینست که او برای آرام نمودن آتش خشم مردم ایران و جلوگیری از کشتار بیشتر مردم از ایران خارج شد و آینده سیاسی خود را به دست سرنوشت ملت ایران سپرد. اما شما تا ایران را مورد آماج دشمنان قرار ندهید و ایران را “ویران ” نکنید قصد واگذاری حکومت و “سپردن سرنوشت به دست ملت ایران” را ندارید. اگر تمایل دارید شما بچرخید تا ما نیز بچرخیم.حتما در آینده ای نزدیک صدای ملت ایران را خواهید شنید و ما به زودی انقلابی را که به شما امانت دادیم را از شما پس خواهیم گرفت و سرنوشت خود و شما را تعیین خواهیم کرد.

به گزارش صفحه فیس بوکی بیست و پنج بهمن، متن کامل این نامه بدین شرح است:

حمد و سپاس خداوند رحمان و رحیم را که قدرت درک به ما عنایت فرمود , سخن تملق از ما بگرفت و چشم بینایمان داد تا بر علیه ظلم ستم پیشگان و منحرفان از آرمانها و خواست های تاریخی ملت ایران قیام به زبان نماییم و آنچه مورد رضایت حق تعالی ست را بر گفتار جاری نماییم که همانا اینکار برایمان همان سپاس خداوندگار است برای عطا فرمودن چنین نعمت بزرگی بر ما

آقای خامنه ای

ما همانند سایر اطرافیان شما میتوانستیم زبان بر چاپلوسی و تعظیم شما برگیریم .از نعمات ” سایه گسترده سلطنت شما در ایران” برخوردار شویم ,از خوان گسترده بیت المال در اختیار شما استفاده کنیم و به مانند سایر ” کرکس های حاضر بر بالین محتضر انقلاب اسلامی ” ارتزاق نماییم ,خود و حسابهای دنیایی مان را فربه از حرام نماییم و در بجا آوردن سپاس شما هفته ای یکبار بگوییم

“آیت الله خامنه ای بهترین فرد برای جانشینی خدا بر روی زمین است و شما آخرین پیامبر و فرستاده خدا بر روی زمین هستید!”

اما دریغ که گفتارو وجدانمان بر چاپلوسی حضرت شما نچرخید و لحظه ای زبانمان آرام نگرفت و آواره غربت شدیم. چه بسا از ظلم شما و سپاهیان بی خبر از خدایتان در امان بمانیم.

کنون که زمان گفتار سوم من با شما گردیده 22 بهمن امسال نیز پایان یافته و جمعی به ضرب و زور بخشنامه های حکومتی و برخورداری از مزایا و مواهب حضور در راهپیمایی 22 بهمن در آن حاضر گردیدند و به گواه حاضران در راهپیمایی , امسال کم رونق ترین راهپیمایی سالهای اخیر انقلاب را شاهد بودیم که به مدد حقه های تدوین و تصویرصدا و سیمای میلی جمهوری اسلامی ایران “درهم فشرده و متکثر” به نظر می رسید.

خوبست نامه موسسه مالی اعتباری ایرانیان به تمامی کارمندان شعب خود و وعده یکروز پاداش برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن امسال و حضور و غیاب کارمندان در خلال راهپیمایی را حتما بخوانید. نکات مفیدی عایدتان خواهد شد.

دفتر جنابعالی نیز به رویه سالیان پیشین , روز بعد از راهپیمایی بخاطر “حضور پرشور مردم فهیم و انقلابی ” تشکر نکرد و این سپاس را فردای 25 بهمن ماه به مردم فهیم ایران ابلاغ نمود.

به گمان ما شما انتظارحضور مخالفین خود در تظاهرات سالگرد حصر غیر قانونی میر حسین موسوی و مهدی کروبی را می کشیدید و پس از آنکه برای هر یک از مخالفین خود در این تظاهرات 20 چماقدار و تفنگدار گماشتید , پیام تشکر خود را ارسال کردید. اما به یک نکته مهم توجه نکردید.

نکته ای که دو سال است در تمامی تریبونهای حکومتی خود بر آن پافشاری می کنید و آن “مردن جنبش سبز مردم ایران” است. این گسیل عظیم نیرو در خیابانهای تهران و شهرستانها به ما نشان داد که جنبش اعتراضی مردم ایران به شدت زنده است و شما بسیار از حضور سبز و اعتراضی مردم ایران بر علیه دیکتاتوری خود هراسناکید و همچنان به قانون اساسی ایران پایبند نیستید و از آن حراست و پاسداری نمی نمایید.چرا که بر اساس اصل 27 قانون اساسی که شما ملزم به پاسداری از آن هستید “تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است”.

اطمینان کافی و وافی دارم شما نیز به مانند شاه سابق ایران “صدای ملت ایران” را زمانی خواهید شنید که دیگر دیر شده است .چه آنکه او نیز به قانون اساسی مشروطه عمل ننمود و آن قانون را تبدیل به قانون اساسی مطلقه کرد و شما نیز بر صراط او استوار قدم هستید. اما یک فرق اساسی میان شاه فقید ایران و شاه فعلی ایران وجود دارد. آن فرق اینست که او برای آرام نمودن آتش خشم مردم ایران و جلوگیری از کشتار بیشتر مردم از ایران خارج شد و آینده سیاسی خود را به دست سرنوشت ملت ایران سپرد. اما شما تا ایران را مورد آماج دشمنان قرار ندهید و ایران را “ویران ” نکنید قصد واگذاری حکومت و “سپردن سرنوشت به دست ملت ایران” را ندارید. اگر تمایل دارید شما بچرخید تا ما نیز بچرخیم.حتما در آینده ای نزدیک صدای ملت ایران را خواهید شنید و ما به زودی انقلابی را که به شما امانت دادیم را از شما پس خواهیم گرفت و سرنوشت خود و شما را تعیین خواهیم کرد.

جناب سید علی خامنه ای

در نماز جمعه 14 بهمن ماه گذشته منتظر راهگشایی تازه شما برای خروج از انسداد سیاسی حاکم بر ایران و تحریمهای کمر شکن بودیم. اما پس از آن خطبه به نتیجه قطعی رسیدیم که قانون اساسی فعلی با ساختار فاسد حکومتی در ایران تامین کننده منافع ملی و عزت ایران نیست و یگانه راه نجات ملی ایران از غارت و ویرانی و تجزیه احتمالی دشمنان این سرزمین همانا “ترک گفتن شما از مسند رهبری بر ایران ” است.

چه اینکه در حکومت خود چنان دشمن تراشی نموده اید که حکومتهایی که با ملت ایران مشکل حادی نداشتند و در زمان ریاست جمهوری جناب خاتمی برای ایشان فرش قرمز پهن می کردند اکنون کمر به قتل ملت ایران بسته اند و اینها همگی از برکات رهبری فرزانه بنام سید علی حسینی خامنه ای است.

لطفا ترتیبی اتخاذ فرمایید تا ملت ایران دیگر از برکات رهبری داهیانه شما بهره مند نگردند.

قطعا در صورت انجام این لطف بزرگ , سایه جنگ و تورم دهشتناک از سر ملت ایران رخت بر بسته و سیستم حکومتی دیگری شایسته نام ایران و ایرانی جایگزین شما و حکومتتان می گردد.

نا گفته نگذاریم که اگر رهبری پیامبر گونه شما بر ملت ایران ادامه یابد در دهه های فجر آینده شعار “مرگ بر جهان” توسط حاضرین داده شده و شرکت ایرانسل که سهامدار عمده آن “مجتبی خامنه ای” فرزند خلف شماست شارژ صد درصد رایگان را به حاضرین در جمعیت اعطا می نماید

در خبر ها خواندم که:

آیت الله سیستانی در پاسخ به جناب مسیح مهاجری گفته است که “من در قضایای ایران دخالت نکرده و نخواهم کرد.قضایای ایران یک سر مهندس دارد و تمامی امور به روال خود در حال انجام است”.بسیار فکر کردم که این سر مهندس چه کسی میتواند باشد؟
نقش شما را در امور ایران بیشتر از نقش یک “مهندس” نیافتم و دریافتم سر مهندس اصلی به زعم من “انگلستان”است تا شما.برای بیان خود دلیل دارم. چه اینکه به خوبی “پروژه اندلسی سازی ایران” به دست شخص شخیص شما در حال اجراست و قطعا بسیاری از مردم ایران در حکومت احتمالی بعدی به پیوند دین و سیاست نظر مساعدی نخواهند داشت.

حتما نامه دکتر “مهدی خزعلی” را که به فرزند آیت الله العظمی منتظری نگاشته خوانده اید. نزدیک به 40 روز است که در اعتصاب غذا به سر می برد و نزدیک است به مانند “شهید هدی صابر” بدست عمالان دژخیم شما به شهادت برسد.میدانم که او استخوانی ست بر لای زخم شما. قصد حتمی آنست که او را به شهادت برسانند تا شما از دست او خلاص شوید. به فضل الهی او زنده خواهد ماند و همچنان خاری خواهد بود در چشم دشمنان عزت و شرف ملت ایران

من قصد دارم همانگونه که وعده نمودم از شکنجه ها و روند اعتراف گیری در بند الف زندان پهناور اوین بواسطه اعمال شنیع ارتکابی بازجویان شما سخن بگویم. البته بسیاری از افراد هم نظر با بنده از روند عبث نامه نگاری با شما سخن می گویند و حکومت شما را غیر قابل اصلاح می دانند. اما من بنا دارم تا رسیدن به حصول نتیجه به شما نامه بنویسم تا قطعات پازل پیچیده حکومت تزویر شما بر مردم ایران کامل شود. شاید مورد رضای حق تعالی قرار گیرد .

من به همراه تعداد بسیاری از سیاسیون و افراد سرشناس درست چند روز پس از قرائت “خطبه خون شما ” در نماز جمعه تهران در سال 1388 بازداشت شدیم و به بند الف زندان اوین منتقل گردیدیم. دستگیری من در انتهای خیابان پیروزی تهران و طی یک قرار ملاقات تلفنی رخ داد و با کشیدن سلاح و محاصره خیابانی همراه بود. همانطور که بهزاد نبوی دستگیر شد و بسیاری دیگر. در اثنای انتقال به اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفتم در حالیکه چشم بند بر چشم و دستبند در دست داشتم مورد انواع توهین ها و فحاشی های ناموسی لایق دستگیر کنندگان و فرماندهانشان قرار گرفتم.

ماهها در سلول انفرادی نگهداری شدم و زیر زمین نمور زندان را از زیر چشم بند خود درک کردم. در حالیکه دو دستم با دستبند به میله های فلزی روی زمین بسته شده بود ساعتها در حالت خمیده در آن مکان نگهداری شدم تا اعترافات مورد نظر بازجویان را علیه پدرم, مهدی هاشمی رفسنجانی, غلامحسین کرباسچی, سید محمد خاتمی و مهدی کروبی از من اخذ کنند. روزهای زیادی از تابستان سال 88 را در سلول 1/5 متری بند دو الف سپاه ظلم شما گذراندم. در حالیکه مداوم روزه داشتم و صدای نماز شب هم بندی هایم را از کانال کولر سلول می شنیدم.

مناجاتهای شبانه در آن شرایط تنها امید ما بود برای نظر کردن به وجه الله و گذر از ظلم سنگین شما. همانطور که “الا لعنت الله علی القوم الظالمین” نجوای زیر لبمان بود

سر بازجوی من فردی بود با لهجه شیرین اصفهانی که بوسیله پنج بازجوی زیر دست خود روند کارشناسی پرونده های دستگیر شدگان سیاسی را بر عهده داشت. این فرد بازجوی بسیاری از افراد است که ظلم مضاعفی به آنها رفته است. نام او را در اواسط همین نامه فاش خواهم کرد.

این فرد عامل اعترافات دروغ بسیاری از متهمان در “دادگاههای فرمایشی”برگزار شده آن زمان بود. او بسیار مرا تحت فشار قرار داد تا بر علیه دو شخص مطرح سیاسی اعترافات کذایی را انجام دهم.بازجویی در آن بند با دلهره و اضطراب و عدم درک گذر سریع زمان همراه است. چنانکه بسیاری از روزها از ساعت 12 ظهر تا 12 شب در اتاق بازجویی بودم و به گذر سریع زمان در روند بازجویی توجه نمی کردم. تک تک بازجویان من مسئولیتی نا همگون داشتند.

یکی به شدت کتک میزد.بطوریکه بارها از پشت سر با ضربات متعدد لگد به دیوار مقابل پرتاب میشدم.سهولت اینکار زمانی بیشتر میشود که من را مقابل دیوار با چشم بند می نشاندند.طبیعتا در این حالت رو به دیوار بودم و به محض اینکه جمله ای مطابق نظر بازجویان ادا و نوشته نمی شد از ناحیه پشت سر چندین نفر حمله کرده و مرا به زمین و دیوار پرتاب کرده و اینکار چندین بار در طول روز انجام میشد.

بازجوی دیگر فقط و فقط الفاظ رکیک و ناموسی را بکار میبرد. او لاغر بود و دراز. این دو مکمل یکدیگر بودند.

بازجوی بعدی مامور دادن برگه هایی بود که در آنها مطالب مربوطه را به کذا نوشته بود و من باید آنها را همانگونه که هست در برگه های بازجویی می نوشتم ومنقوش به اثر انگشت می کردم. اگر کلمه ای کم یا زیاد میشد آن دو نفر دیگر به شدت مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند.

بازجوی بعدی که هیکل گنده ای هم داشت مامور جریحه دار کردن عواطف و احساسات بود. او مدام دلتنگی تنها دخترم بخاطر دوری از من را یاداور میشد و اینکه در شنودهای تلفنی دخترم مدام گریه میکند و بهانه پدرش را می گیرد. او می گفت آنچه را که باید بگویی بگو تا ازاین مهلکه رهایی یابی و دخترت را ملاقات کنی. آخر از شما چه پنهان دختر من در زمان دستگیری ام هفت سال بیشتر نداشت و مسئولیت او را در نبود مادرش , من و خانواده ام بر عهده داشتیم.

بازجوی بعدی ام نیز همان فردی بود که پیشتر از او صحبت کردم. همانی که قسم “ناموس زهرا” تکه کلامش بود. همان که بارها شاهد بود مرا با زبان روزه کتک میزدند و له می کردند. همان که با هدایت و نظر او آن بازجوی سیه چرده هتاک لاغر اندام زشت سیرت و صورت بارها و بارها کتاب قران را به سمت من پرتاب می کرد و می گفت در زمان علی نیز خوارج قران بر نیزه کردند و تو یکی از آن خوارج هستی! و همان قران همراه مرا بارها به سر و صورتم پرتاب کرد و کوبید.

آن سربازجوی محترم که اکثر زندانیان سیاسی را بازجویی و مورد هتاکی قرار می داد و افراد بسیاری از او یاد میکنند اما او را نمی شناسند را من دیده ام. در روز آخر بازداشت مرا به اتاق او بردند. به صندلی چرخداری نشاندند .چشم بند از چشمان گشودند و من کله طاس او را به همراه جای مهر بر پیشانی و چشمان نیلی رویت نمودم. او کسی نبود جز برادر وزیر اطلاعات شما “حیدر مصلحی” که در دولت غاصب فعلی مشغول به کار است.

من نام او را نمی دانستم. اما توسط یکی از دوستان خود در اطلاعات سپاه پاسداران نامش برایم افشا شد و آن فرد که نام و رسمش محفوظ است او را به من معرفی نمود. او از من خواست که به محض آزاد شدن در کنار “مهدی هاشمی رفسنجانی “قرار بگیرم و او را تا لحظه دستگیری تنها نگذارم. به عبارت دیگر اینکه جاسوسی کنم!!! بارها و بارها همین شخص از من خواست که اطلاعات بعضا دروغی را که از وی داشتند از زبان من منتشر کنند و قرار بود مرا به همان دادگاه کذایی و فرمایشی حکومت به ریاست صلواتی برده و مطالبی را که از زبان حمزه کرمی بیان شد از زبان من منتشر نمایند. همچنین پس از آزادی سه بار مرا به زندان اوین احضار نمود و طی بازجوییهای چندین ساعته مجددا از من درخواست کرد تا مطلبی قریب به این مضمون بنویسم که “غلامحسین کرباسچی” را بارها در اماکن مختلف دیده ام که با سلاح تردد می کند تا او این نوشته و اقرار مرا به همراه امضاء و اثر انگشتم جلوی قاضی محمد زاده (قاضی ویژه مستقر در مجتمع مفاسد اقتصادی فعلی) و قاضی مخصوص بند حفاظت و اطلاعات سپاه در اوین در آن دوران بگذارد تا حکم دستگیری کرباسچی را بگیرند و او را به اوین بیاورند.قسم به خدای احد و واحد که در آن لحظه میعاد گاه قیامت را در برابر چشمان خود دیدم و از آن اعترافات سنگین و دروغ امتناع نمودم . چه اینکه تهدید به دستگیری مجدد و نگهداری طولانی مدت در انفرادی بند الف و شکنجه نیز شدم. اما شرافت و وجدانم را در آن لحظات هجوم سهمگین بر زیر پای ننهادم

جناب آقای خامنه ای

بارها در زمان بازجوییهای مکرر و طولانی مدت خود صدای آه و ناله و فغان ناشی از ضرب و شتم زندانیان را شنیدم. در یک مورد که در اتاق جنبی بازجویی خودم روی داد فرد مضروب را از صدای ناله اش شناختم. سر بازجوی من (مصلحی)به همراه دو نفر دیگر مشغول (کارشناسی) بازجویی از من بود که فردی وارد شد و قضیه ای را زیر گوش او زمزمه نمود. مرا با تعداد زیادی سوال و یکصد برگه بازجویی تنها گذاردند و به اتاق کناری ام رفتند.

من صدای پنج نفر را شنیدم که فردی را به شدت کتک زدند که اعتراف کند به داشتن سلاح کمری.

آن فرد را شناختم و پس از بازگشت سر بازجو و تیم همراه از او تاییدیه نامش را گرفتنم و او با اکراه پاسخ داد.او کسی نبود جز عیسی فریدی. مدیر عامل صندوق بازنشستگی شرکت نفت در دولت اصلاحات. جهادگر سابق. فعال در دولتهای میر حسین موسوی هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی. جرمی که منجر به دستگیری او شد در اختیار نهادن دفترش در انتخابات 84 به ستاد هاشمی بود. برای آن کار (جرم) دستگیر شد و زیر فشار سهمگین شکنجه های بازجویان مجبور به اعتراف برای در اختیار داشتن سلاح کمری شد و اکنون در حال گذران دوران طولانی حبس خود است.

حتما شما در جریان پروژه آن روزهای سپاه پاسداران برای دستگیر شدگان بودید؟ همانطور که برنامه ریزی کرده بودید قرار بود اینطور القاء شود که کسانی که جزو نزدیکان میر حسین موسوی, مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی بودند همگی قصد انجام کودتا و قیام مسلحانه بر علیه شما را داشتند و قرار بود هاشمی رفسنجانی و فرزندش “مهدی” در معرض اتهامی قرار گیرند که آن “تجهیز افراد به سلاح برای قیام علیه حکومت و شخص شما” بود.

تمامی روند اعتراف گیری نیز بر اساس ارتباط دستگیر شدگان با مجاهدین خلق, افراد سلطنت طلب و درنهایت هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی بود و نامها نیز برای آنان فرقی نمی کرد. متاسفانه بسیاری به دام این توطئه شنیع شما و سپاهیان ظالم شما افتادند.

هرگز فراموش نمی کنم که در یکی از اوقات محدود هواخوری(ده دقیقه در صبح) با سعید ملک زاده صحبت کردم.
به زعم سربازجویم من باهوش ترین فرد و در عین حال زیرک ترین و به اصطلاح “شیطون ترین” زندانی حاضر در میان جمع زندانیان آن زمان بودم.

با همان زیرکی ام با او سخن گفتم. همانطور که می دانید حکم اعدام او اکنون به اجرای احکام فرستاده شده و در انتظار اعدام است. ریش هایش سفید شده بود. تحت شدید ترین فشارها برای اعتراف به بازجویی بود. خود را بنام سعید به من معرفی کرد. در مردادماه 88 در گرمای سوزان و روزهای طولانی سال پانزدهمین ماه انفرادی خود را در بند الف سپاه ظالم شما می گذرانید و به من گفت تحت شدید ترین فشارها و انواع شکنجه ها برای اقرار به جاسوسی است.

او همچنان پر روحیه در زمان هواخوری به نرمش و ورزش می پرداخت. می دوید و سعی به بازسازی روحیه خود داشت.اما اکنون عکسش را در سایتهای مختلف میبینم که بالاخره به آنچه می خواستند اعتراف کرد و به اعدام محکوم شد.

خدا قسمتتان کند که دو سال در انفرادی بمانید تا به گناه ناکرده خود نیز اعتراف کنید.

فردی را می شناسم که در زمان ورود به زندان بالای صدوچهل کیلوگرم وزن داشت. نامش محفوظ است. چون اکنون در چنگال شما گرفتار است.

پس از آزادی برای پیگیری روند پرونده ام به دادگاه انقلاب رفتم.او را دیدم که با قامتی نحیف در برابرم ایستاده و مرا نظاره می کند. به او گفتم حاجی! چی شد؟ چرا اینقدر لاغر شدی؟چه بر سرت آورده اند؟ گفت روح الله؟ اگر تو را نیز به مانند من روزی یکبار در مقعدت شوک الکترونیکی وصل می کردند چیزی جز استخوان از تو نمی ماند. او در دوران شهید رجایی و میر حسین موسوی یکی از معتمدین آن بزرگواران بود. صدای مناجاتهای شبانه اش گوشم را هنوز نوازش میکند. ده ماه در سال در گرمای بالای پنجاه درجه یکی از شهرهای کشور روزه نگه می داشت.در سلولش مدام روزه بود. او همان کسی بود که بنا به نظر تمامی دوستان نزدیکش مرجع تقلیدی بنام علی خامنه ای داشت. تمامی دوستانش می دانستند که نزد او از علی خامنه ای باید با عبارت “آقا” استفاده کنند و اگر نمی کردند خشمگین می شد و آن فرد را بطرز وحشتناکی کتک می زد.

او در زندان سپاه فاسد شما شکنجه شد و گوشت تنش روزی یکبار بوسیله تماس شوک الکتریکی با مقعد ریخت و 80 کیلو کاهش وزن پیدا کرد. نیز در این مقال نمی گویم که در دیدار ما سهم شما از بیان این مطالب چه بود که قدما گفته اند :”عاقلان را به اشاره

وای بر من.
وای بر ما.
وای بر شما.
وای بر همه .

شما همچنان رهبری دولت و حکومتی فاسد , خونریز, جنایتکار را بر عهده دارید . برای تمامی صفات واجد شرایط شما که نام بردم مصداق و نمونه های عینی را بر می شمارم که بر صحت مدعای من اطمینان حاصل کنید از جنایتهای سعید مرتضوی در زندان اوین, تعیین حکم زندانیان توسط بازجوها و ماشین امضاء بودن قضات, از هنگامه شهیدی, از شهیده ندا آقا سلطان, از سید مصطفی تاج زاده و …حرفهای ناگفته ای دارم که در مجال خود خواهم گفت.

ما را به پاسخگویی شما امیدی نیست.

اما این عدم پاسخگویی استدلالی منطقی و الهی برای بیان ناگفته ها نیست.

بسیار خوبست که شما بر پاسخگو نبودنتان اصرار دارید. چون نا گفته ها بیشتر و بیشتر بیان خواهد شد و همگان خواهند فهمید چه کلاه گشادی بر سر مردم ایران رفته است با چنین رهبر خردمند و فرزانه ای

(هر آیینه من آرزو مند لقای خدایم , و به پاداش نیک او در انتظار و امید , اما تاسفم از اینست که حکومت این امت بدست بی خردان و تبهکاران افتد و مال خدا را در بین خود دست بدست کنند و عباد حق را به بردگی گیرند و با شایستگان به جنگ بر خیزند و فاسدان را همدست خود نمایند)…نهج البلاغه نامه

18 feb. 2012

مهدی خزعلی در چهل و یکمین روز اعتصاب غذا و در پی حمله ی قلبی به بیمارستان طالقانی منتقل شد



به گزارش کلمه، مهدی خزعلی ساعت ۹ شب به دلیل بروز مشکل قلبی به بهداری اوین منتقل شد که پس از گرفتن نوار قلب پزشکان متوجه اوضاع وی وخیم شده و به سرعت مهدی خزعلی را به بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی اعزام کردند.

بر اساس این گزارش، مهدی خزعلی همچنان اعلام کرده است که اعتصاب غذای خود را نخواهند شکست و تا احقاق حق خواهد ایستاد.

پیش از این پسر مهدی خرعلی با ابراز نگرانی از طولانی شدن اعتصاب غذای پدرش و بی خبری از او به کلمه گفته بود: می دانیم که از اعتصاب غذا کوتاه نمی آیند، ما هم هیچ کاری از دستمان بر نمی آید و فقط در این راه می توانیم دعا کنیم چون مثل دفعه های قبل گفته اند که آنجا غذا نخواهند خورد.

مهدی خزعلی رزمنده دوران دفاع مقدس و نویسنده منتقد در اثر اعتصاب غذا، بسیار ضعیف شده و بر خلاف درخواست هم بندیان و دوستان و خانواده و فعالان سیاسی حاضر به پایان دادن به اعتصاب غذای خود نیست.

وی بلافاصله پس از بازداشت در اعتراض به روند غیرقانونی بازداشت و نگهداری دست به اعتصاب زد تاکنون چندین بار بر اثر اعتصاب و نوسان شدید فشار، تغییر رنگ صورت و بی حالی مفرط به بهداری اوین منتقل شده اما همچنان می گوید که خود را برای شهادت آماده کرده است و اعتصاب خود را نخواهد شکست.

مهدی خزعلی به چهارده سال حبس در شهرستان برازجان و بعد از اتمام دوره محکومیت، به ده سال اقامت اجباری در این شهرستان و نود ضربه شلاق محکوم شده است.

مهدی خزعلی در نامه‌ای از درون زندان خطاب به همسرش نوشته بود: سخت است مشاهده سوگواری همسر و فرزندان در مرگ تدریجی و ارادی خویش، اینک که این سطور را برایت می‌نگارم درخلوت زاغه خویش فرو رفته و بر مصائب شما سخت گریسته‌ام دیگر جای خشکی بر بالشت باقی نمانده است و دستمال اشک کفاف این چشمه چشمه جاری نمی‌کند.

مهدی خزعلی همچنین در ۳۷ امین روز اعتصاب خود در نامه ای به احمد منتظری با شرح آنچه این روزها از رفتار بازجویان و قاضی های دادگاه ها در بند ۳۵۰ اوین دیده است، با بیان اینکه حال می‌فهمم که والد معظم شما از چه فریاد می‌زد، خدایش رحمت کند و ریشه این ظلم را بکند، آورده بود: این‌ها نمونه‌هایی از درد‌های ماست و بسیاری دردهای ناگفتنی دیگر دارم که در این مختصر نگنجد! حال جا دارد که در این همه درد بمیرم؟ آیا هنوز خلخال از پای پیرزن یهودی در نیاورده‌اند؟

این زندانی سیاسی پیشتر در پیامی خطاب به همسر شهید باکری، همسر شهید همت و محمد نوریزاد گفته بود: بگذارید قبل از اینکه در سوگ ارزش ها دق کنم برای احیای ارزش های ناب انقلاب اسلامی جان خویش فدا کرده و جایی برای خویش در خیل شهیدان باز کنم.

16 feb. 2012

پرونده سعید ملک پور زندانی محکوم به اعدام به اداره اجرای احکام فرستاده شد



گزارش ها حاکی از آن است که پرونده سعید ملک پور، فعال سایبری محکوم به اعدام در ایران به اداره اجرای احکام ارسال شده است. 

"خانه حقوق بشر ایران" پنجشنبه 16-2-2012 گزارش داد که وکلای سعید ملک پور که برای پی گیری پرونده او به دیوان عالی کشور و دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودند، متوجه شدند که پرونده او به اداره اجرای احکام فرستاده شده است. 

بدین ترتیب دیوان عالی کشور در حال حاضر امکان اعاده دادرسی و دفاع مجدد از سعید ملک‌پور سلب شده است.

بنا بر این گزارش پرونده‌ی سعید ملک‌پور در حالی به اجرای احکام فرستاده شده که حکم اعدام وی که برای دومین بار در دیوان عالی کشور تأیید شده بود، هنوز به وی و وکلای‌اش ابلاغ نشده است.

سعید ملک‌پور که مهر ماه سال جاری برای بار دوم از شعبه 28 دادگاه انقلاب حکم اعدام دریافت کرده بود به هفت سال و نیم زندان نیز محکوم شده است. این حکم سال گذشته از سوی دیوان عالی کشور یک بار نقض شده بود، اما قاضی مقیسه برای بار دوم این حکم را تأیید کرد.

پس از ارسال مجدد پرونده به شعبه 32 دیوان عالی کشور، این حکم مجددا تأیید شد.

سعید ملک پور از 11 ماه پیش در بند 2 الف سپاه پاسداران زندان اوین بازداشت است. او در سال 1384 به کانادا رفت و در سال 1387 برای ادامه تحصیل از دانشگاه ویکتوریا در کانادا پذیرش گرفت ولی قبل از شروع تحصیل برای ملاقات با پدر بیمارش به ایران بازگشت و همانجا بازداشت شد. 

ملک پور از سوی "ارتش سایبری جمهوری اسلامی ایران" به مدیریت سایت‌های پورنوگرافی فارسی‌زبان متهم شد. فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروه‌های معاند نظام و فساد فی الارض از جمله اتهاماتی بود که برای سعید ملک‌پور در نظر گرفته شد.

ملک‌پور می‌گوید در صورت بررسی پرونده توسط کارشناس کامپیوتر و اینترنت می‌تواند بی‌گناهی خود را ثابت کند. او می‌گوید طبق عرف برنامه نویسی، اسم و مشخصات کامل خود را در فایل این برنامه نوشته شده وارد کرده و از این برنامه بدون اطلاعش در یک سایت مستهجن استفاده شده است و چون تنها اسم حقیقی‌اش قابل شناسایی بوده به اتهام راه‌اندازی و مدیریت سایت دستگیر شده است.

مسئولین زندان رجایی شهر اجازه اعزام به بیمارستان را به کیوان صمیمی و میثاق یزدان نژاد ندادند

روز سه شنبه قرار بود کیوان صمیمی برای مداوا و میثاق یزدان نژاد برای عمل جراحی به بیمارستان اعزام شوند، اما مسئولین زندان اجازه نداده و گفته اند که از دادستانی دستور داریم فعلا زندانیان سیاسی را منتقل نکنیم.

به گزارش هرانا و به نقل از وبسایت کلمه، علیرغم تاکید پزشکان مبنی بر ضرورت اعزام فوری کیوان صمیمی به بیمارستان، مسئولان زندان رجایی شهر از انجام این کار ممانعت می کنند.

این زندانی سیاسی و فعال ملی مذهبی که به ۶سال حبس تعزیری محکوم شده و حدود دو سال و نیم است که در حبس به سر می برد به اذعان هم بندیانش به لحاظ وضعیت جسمی از چند ماه پیش دچار مشکل کبد و بیماری های مشکوک دیگری شده است.

کیوان صمیمی، روزنامه نگار زندانی، هشتم آذر ماه سال ۸۹از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد. او تاکنون در طول مدت بازداشتش بارها دست به اعتصاب غذا زده است. او یک بار آن هم در بهار سال ۸۹از مرخصی استفاده کرد، اما بعد از آن از هرگونه مرخصی محروم بوده است.

کیوان صمیمی، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده ی نامه و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است. او همچنین عضویت در کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه و دفاع از حق تحصیل را در پرونده کاری خود دارد. او از زندانیان سیاسی در دوران نظام شاهنشاهی بوده است.

همچنین در خبری دیگر میثاق یزدان نژاد که بنا به دستور دادستانی برای عمل جراحی به بیمارستان اعزام شود، در زندان رجایی شهر ماندگار شد.

این دانشجو از بیماریهای حاد رنج می برد و سال گذشته هنگامی که برای عمل جراحی از زندان به بیمارستان منتقل شده بود، در آخرین لحظات از تخت بیمارستان خارج و به زندان گوهردشت کرج تبعید شد.

وزیر اطلاعات: اینترنت تهدیدی برای جمهوری اسلامی است


حاج آقا حیدر مصلحی مطمئن باش با قطع کردن اینترنت کار خراب تر می‌شه حتی اگر اینترنت رو هم قطع کنی‌ راه اطلاع رسانی پیدا می‌شه . به خودت بیا ! بست نیست این همه چپاول و قتل و خونریزی ؟بست نیست این همه مال مردم خوری؟مملکت داره به باد میره ....چند نفر دیگر را می‌خواهید بکشید؟چند هزار نفر دیگر را می‌خواهید در بدر کنید؟ تمام عمر و جوونی‌ ما را بر باد دادی ....

به گفته وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، اینترنت ساخته «سرويس‌های اطلاعاتی» و گسترش شبكه‌های اجتماعی اينترنت، تهدیدی جدید علیه نظام است. حیدر مصلحی همچنین از «فردی خودی» که قحطی را پیش‌بینی ک
رده بود، انتقاد کرد.


وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی روز پنج‌شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ در همايش «مسجد، حماسه حضور دشمن‌شكن» درباره تهدیدهای جدید و نوین علیه نظام ایران گفته است: «در جريان اتفاقات سال ۸۸ در تهران‌پارس خانمی را دستگير كرديم كه با پای شكسته پای اينترنت نشسته بود و جمعيت ۵۰۰ ـ ۶۰۰ نفری دختر و پسر را از طريق اينترنت برای رفتن به كف خيابان‌ها هدايت می‌‌كرد. پس تهديدهای جديد مقابله جديد می‌‌طلبد.»

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی افزود:« اینترنت ساخته سرويس‌های اطلاعاتی است، چون اطلاعاتی به شما می‌‌دهند كه در واقع آن چيزی كه شما می‌‌خواهيد نيست، بلكه آن‌چه كه خود می‌‌خواهند به شما می‌‌دهند و اطلاعات شما را می‌‌گيرند.»

حیدر مصلحی مثال آورد:«وقتی شما در گوگل كلمه نور را می‌‌زنيد، انتظارتان اين است كه مثلا آيات و روايات سوره نور يا مباحث علمی مربوط به نور براي شما بيايد ولی اين‌گونه نيست بلكه متناسب با كشور و فرد طراحی شده كه چه چيزی در پی جست‌وجو بيايد. مثلا وقتی اين كلمه نور را می‌‌زنيد، چيزهايی كه در تهران و ‌اصفهان می‌‌آيد يک‌‌جور نيست.»

خبرگزاری‌های ایران روز شنبه (۲۲ بهمن/۱۱ فوریه) خبر داده بودند که «دسترسی بیش از ۳۰ میلیون کاربر ایرانی به سرویس‌های پست الکترونیکی مسدود شده است.»

خبرگزاری مهر نوشت از روز پنج‌شنبه (۲۰ بهمن) «کاربران ایرانی برای دسترسی به پست‌های الکترونیکی از جمله یاهومیل و جی‌میل، هات‌میل و یاهو مسنجر و غیره با مشکل قطعی مواجه هستند و هیچ‌گونه امکان دسترسی به این سرویس‌دهنده‌ها وجود ندارد».

در همین زمینه احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس نسبت به فیلترینگ جدید در ایران و عدم دسترسی کاربران به ایمیل‌هایشان انتقاد کرده و این "روش فیلترینگ" را برای نظام هزینه‌بر و برای مردم آزار‌دهنده خوانده بود.



خبرگزاری مهر روز شنبه ۲۲ بهمن از عدم دسترسی بیش از ۳۰ میلیون کاربر ایرانی به سرویس‌های پست الکترونیکی خود خبر داد



آقای مصلحی همچنین گفته است که در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری، «تشکیلات فتنه»، سایت وزارت کشور را هک کرد و متوجه شد که تقلبی صورت نگرفته است. به گفته او این هکر هم‌اکنون در اختیار وزارت اطلاعات است.

با شروع اخلال و قطع دسترسی کاربران ایرانی به ایمیل‌های خود، محمدرضا آقامیری عضو کارگروه تعیین محتوای مجرمانه اینترنتی، گفته بود موتور جستجوگر گوگل «درخدمت سیا است و جی‌میل گاهی ممکن است به کمک اخلالگران بیاید.»

لغزش «فردی خودی» به‌خاطر پیش‌بینی قحطی

حیدر مصلحی در بخش دیگری از سخنان خود روز پنج‌شنبه ۲۷ بهمن، «ایجاد شوک‌های کاذب در زمینه اقتصادی از جمله در زمینه ارز و سکه» را جزو برنامه‌ریزی دشمن برای تاثیرگذاری بر انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی دانست.

به گفته مصلحی برخی «خودی‌ها که جزو مجموعه نظامند» نیز دچار لغزش شده و رفتند میلیاردی سکه خریدند.»


وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی درباره رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین که خطر قحطی در کشور را پیش‌بینی کرده بود، گفت:«یک آقایی مصاحبه می‌کند و صحبت از قحطی در کشور می‌کند و وقتی که می‌گوییم مستند این حرفت چه بوده و دلایل‌تان را بگویید، می‌‌گوید که نمی‌دانم چه شد این را گفتم و وقتی یک ذره ناخن می‌زنیم، می‌بینیم که دشمنان با واسطه‌های مختلف سعی می‌کنند این‌گونه القائات را داشته باشند. دیدیم یک آدم خودی این حرف را زد و ماهواره‌ها و رسانه‌های آن‌ها با استناد به این حرف چه جوی را ایجاد کردند.»

اسدالله عسگر اولادی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین، دی‌ماه ۱۳۹۰ درباره تاثیر افزایش نرخ ارز بر میزان تورم در ماه‌های آتی گفته بود، با واردات دلار ۱۶۰۰ تومانی، اقتصاد ایران با مشکلات اقتصادی همچون کمبود بسیاری از کالاها و قحطی مواجه خواهد شد که برای تهیه آن‌ها یا باید متوسل به قاچاق شود یا این‌که هزینه بسیاری بابت قاچاق کالا بپردازد.

عسگراولادی تاکید کرده بود که دولت نتوانسته تورم را مهار کند. وی با احتساب نوسانات ارزی، میزان تورم را در دی‌‌ماه امسال ۴۰ درصد برآورد کرده و گفته بود که با اجرای فاز دوم قانون هدفمندی يارانه‌ها، بيش از ۳۰ درصد نيز به تورم كنونی افزوده خواهد شد و بر همين اساس بايد منتظر تورم ۷۰ درصدی در ماه‌های آتی باشيم.

طی هفته‌های اخیر، بهای ارز و سکه در بازار آزاد ایران به رکوردی بی‌سابقه دست یافت. در برخی روزها ارزش سکه به بیش از یک میلیون تومان و قیمت دلار آزاد به بیش از ۲ هزار تومان رسید. این نوسانات هم‌زمان با اعلام تحریم‌های تازه آمریکا و سپس اتحادیه اروپا علیه ایران آغاز شد.