22 mars 2012

گزارش آماری نقض حقوق بشر – ویژه اسفند ماه ۱۳۹۰



نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بر اساس برنامه ماهانه خود که بیش از ۲۴ ماه از آغاز آن می‌گذرد، اقدام به انتشار گزارش آماری ماهانه از وضعیت حقوق بشر ایران ویژه اسفند ماه ۱۳۹۰ نمود‫.

‎ در این نوشتار ۱۹۶ گزارش حقوق بشری منتشره بهمن ماه در ۱۱ رسته حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است. و علاوه بر تلاش برای ارتقای دقت گزارشات تلاش شده است جنبه‌های آموزشی نیز در گزارش تقویت شود. بررسی حقوقی اخبار و گزارشات مهم و پرداختن به گزارشاتی که بیشترین و کمترین توجه را به خود را اختصاص داده است در کنار استفاده از محاسبات آماری و نموداری را باید از دیگر نکات برجسته این گزارش دانست‫.

متن کامل این گزارش به شرح زیر است، هم چنین برای دریافت نسخه PDF آن اینجا کلیک کنید.

ارزیابی عمومی اخبار نقض حقوق بشر در اسفند ماه

در آخرین ماه از سال ۱۳۹۰، به مانند گزارشهای پیشین با موارد متعددی از نقض حقوق بشر در کشور مواجه بودیم؛ هرچند که بسیاری از اخبار در حوزه‌ی حقوق بشر تحت الشعاع انتخابات مجلس و سایر وقایع سیاسی جاری در کشور، بیش از گذشته نیز مورد کم توجهی قرار گرفتند. برخی از مواردی که در این گزارش مورد اشاره قرار می‌گیرد، حاکی از آن است که نقض حقوق بشر جدا از رفتارِ طبقه‌ی حاکم به مشکلات متعدد ناشی از ساختِ سنتی- فرهنگی جامعه‌ی ایرانی نیز مرتبط است.

یکی از مهم ترین اخبار در این حوزه محکومیت پنج جوان عرب خوزستانی به نام‌های «عبدالرحمن حیدری»، «طه حیدری»، «جمشید حیدری»، «منصور حیدری» و «امیر معاوی» به اتهام محاربه به اعدام بود. این افراد که از سال گذشته به جرم تیراندازی به سمت یک یا دو مامور امنیتی در بازداشت به سر می‌برند، طی این مدت حتی از ملاقات با خانواده‌های خود نیز محروم مانده‌اند. چهار تن از بازداشت شدگان از اعضای یک خانواده هستند.

در خصوص مجازات اعدام برای زندانیان سیاسی، هم‌چنین با رد درخواست عفو عبدالرضا قنبری، در کمیسیون عفو و بخشودگی دادگستری کل استان تهران، این معلم زندانی در معرض اجرای حکم اعدام قرار گرفت. عبدالرضا قنبری معلم ادبیات فارسی یکی از مدارس پاکدشت، استاد دانشگاه و از بازداشت شدگان اعتراضات ششم دی ماه سال ۸۸ (عاشورا) است که به اتهام محاربه از سوی شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شد.

در ادامه‌ی اعمال فشار و محدودیت‌ها و کنترل فضای مجازی و وب توسط حکومت ایران نیز سید علی خامنه‌ای، رهبری نظام جمهوری اسلامی، حکمی صادر کرده است که بر اساس آن ارگانی تحت عنوان شورای عالی فضای مجازی با اعضای حقوقی و حقیقی تشکیلخواهد شد. بر پایه‌ی حکم مذکور اين شورا وظيفه دارد «مرکزی به نام مرکز ملی فضای مجازی کشور ايجاد کند تا اشراف کامل و به‌ روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی و تصميم‌گيری نسبت به نحوه مواجهه فعال با اين موضوع از حيث سخت افزاری، نرم افزاری و محتوايی در چارچوب مصوبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقيق تصميمات در همه‌ی سطوح تحقق يابد.»

از سوی دیگر احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران گزارش تازه‌ای را در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور منتشر کرد. این گزارش که به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه می‌شود، نسبت گزارش قبلی آقای شهید تا حدی جامع‌تر تدوین شده است. وی در این گزارش از عدم همکاری مقامات ایران گلایه کرده و نوشته است که آن‌ها با درخواست او برای سفر به این کشور موافقت نکرده اند.

بازتاب ویژه‌ی اخبار در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی

عموماً برخی از گزارش‌ها در حوزه‌ی حقوق بشر با حساسیت خاصی از سوی رسانه‌ها و فعالین شبکه‌های اجتماعی دنبال شده و مورد توجه ویژه‌ی افکار عمومی قرار می‌گیرند. این در حالیست که ممکن است بعضاً این موارد حجم کمتری از نقض حقوق بشر را نسبت به موارد مشابه به خود اختصاص داده باشند و یا لااقل سایر موارد نیز به همین اندازه حائز اهمیت باشند.

یکی از این موارد مربوط به برخورد نیروهای امنیتی با برگزار کنندگان مراسم سنتی- آیینی چهارشنبه سوری بود که طی سال‌های اخیر به فرصتی برای بروز شادی‌های جمعی بدل شده است. از این رو ماموران انتظامی و امنیتی در شب چهارشنبه سوری با ایجاد نوعی حکومت نظامی اعلام نشده در تهران از آتش بازی شهروندان در برخی نقاط پایتخت جلوگیری کردند. در برخی از مناطق نیز نیروهای امنیتی با برگزار کنندگان این جشن درگیر شدند و برخی از شهروندان را بازداشت نمودند. مضاف بر این فرمانده انتظامی استان کرمانشاه نیز از بازداشت ۴۰ تن در این شهر به علت آنچه وی مزاحمت و ایجاد اختلال در نظم عمومی عنوان کرده است، خبر داد.

هم چنین حکم سنگین و بی سابقه‌ای که دستگاه قضایی برای یک وکیل دادگستری در آخرین ماه سال ۹۰ صادر کرد، واکنش‌های بسیاری را در پی داشت. عبدالفتاح سلطانی، عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر و وکیل سرشناس دادگستری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۱۸ سال حبس در زندان برازجان و بیست سال محرومیت از وکالت محکوم شد. آقای سلطانی نوزدهم شهریور ماه ۱۳۹۰ در تهران بازداشت شد. در همین خصوص نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر و یکی دیگر از وکلای پایه یک دادگستری نیز در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال زندان محکوم شد. وی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی که ریاست آن بر عهده قاضی پیر عباسی است به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود که این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر این حکم کاهش یافت.

بی‌توجهی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به گزارش‌های حقوق بشری

ماهانه بسیاری از گزارش‌های حقوق بشری به رغم اهمیت، مورد کم توجهی و حتی بی توجهی قرار می‌گیرند. این نوع رفتار گزینشی دلایل متعددی منجمله پوشش نامناسب از سوی رسانه‌ها و فعالین فضای مجازی و ذائقه‌ی مخاطبان را در بر می‌گیرد. بایستی اشاره کرد که این نوع رفتار همسویی خواسته یا ناخواسته‌ای با رفتار طبقه‌ی حاکم و رسانه‌های دولتی نیز برقرار کرده است.

یکی از این موارد مربوط به جان باختن یک زن کارتن خواب در پایتخت بود. وی در پی آتش سوزی در یک ساختمان دو طبقه‌ی متروکه در خیابان ولیعصر پایتخت، حوالی پل همت، در آتش سوخت و جان خود را از دست داد.

در حوزه‌ی کارگری هم، یکی از کارگران اخراجی نساجی کردستان به نام «منصور زارعی» ۴۲ ساله که از بیش از ۱۵ سال سابقه‌ی کار برخوردار بود، به علت بیکاری و فقر اقتصادی ناشی از آن، روز دوشنبه، پانزدهم اسفندماه خودکشی کرد و به زندگی خود پایان داد. در ماه گذشته نیز یکی از کارگران قسمت رنگ گروه بهمن (مزدا) پس از اینکه از قرار داشتن نام خود در لیست اخراج پایان سال مطلع شد، در محوطه‌ی کارخانه دست به خودکشی زد و جان باخت.

علاوه بر این در یک درگیری مسلحانه در منطقه کوی انقلاب اهواز یک نوجوان ۱۵ ساله به نام «حسن حیدری» با اصابت مستقیم گلوله توسط نیروهای امنیتی کشته شد. این واقعه پس از محاصره‌ی منزل «ثامر حیدری» از شهروندان عرب، که ماموران امنیتی قصد بازداشت وی را داشتند؛ صورت گرفت و این افراد به دلیل عدم تسلیم شدن نامبرده دست به خشونتی عریان زده و اقدام به تیر اندازی با سلاح گرم به سمت منزل وی کردند.

شبکه‌ی دولتی پرس تی وی با پخش اعترافات عده‌ای از بازداشت شدگان عرب شهر شوش آن‌ها را متهم به خشونت، ترور و به صورت مشخص شایسته‌ی اعدام معرفی نمود. در فیلم مذکور و در اعترافاتی که به نظر می رسد تحت فشار صورت گرفته است، این افراد به اقدامات تروریستی اعتراف می‌کنند. طی روزهای اخیر تعداد کثیری از اقلیت قومی عرب به اتهام اختلال در روند برگزاری انتخابات بازداشت شده‌ بودند.

همین‌طور پس از اینکه در آخرین روزهای بهمن ماه، «نشر چشمه» دچار تعلیق شد و به نظر می‌رسید با رایزنی هیئت مدیره‌ی اتحادیه‌ی ناشران و کتابفروشان تهران با مسئولان اداره‌ی کتاب و معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، مشکل این انتشارات معتبر حل شود، خبر‌ها از اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد حاکی از آن است که از این پس، کتاب‌های انتشارات ثالث نیز مجوز دریافت نمی‌کنند و به نظر می‌رسد این ناشر هم به جمع ناشران بلاتکلیف یا معلق پیوسته است.

از سوی دیگر پس از آنکه برای اولین بار در کشور، چندی پیش دستگاه قضایی در خصوص پرونده‌ی جنجالی اسیدپاشی به آمنه بهرامی نو، برای متهم پرونده حکم قصاص چشم صادر کرد، طی ماه گذشته نیز دو نفر با چنین حکمی مواجه شده‌اند.یکی از این احکام، مربوط به پرونده «معصومه عطایی» بود که از سوی شعبه‌‌ی ۱۷ دادگاه کیفری استان اصفهان با حکم قصاص چشم متهم روبه رو شد. هم چنین فردی به نام محمدرضا که متهم به ریختن آهک در چشمان کودکی به نام «فاطمه» است، به قصاص از ناحیه دو چشم برای سلب بینایی محکوم شد.

در روز پنج شنبه ۱۸ اسفند ماه (هشتم مارس) نیز، نیروهای امنیتی و انتظامی مانع از برگزاری روز جهانی زن در شهر سنندج شدند. این مراسم که در پی فراخوان تعدادی از فعالان اجتماعی شهر سنندج قرار بود به صورت راهپیمایی از سه راه نمکی شروع و تا میدان انقلاب ادامه یابد، با دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی حاضر در محل لغو گردید. نیروهای انتظامی ضمن متفرق کردن حاضرین، چند تن از شرکت کنندگان در مراسم را بازداشت نمودند.

مضاف بر این موارد طی هفته‌های اخیر دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی روند سرکوب خود نسبت به شهروندان مسیحی در کشور را افزایش داده که این امر به بازداشت‌های گروهی هموطنان مسیحی در شیراز، اصفهان و کرمانشاه منجر شده است. این در حالیست که حداقل در دو مورد از بازداشت های جمعی، دایره برخورد با هموطنان مسیحی از کلیساهای غیر رسمی (خانگی) به کلیساهای رسمی موسوم به جماعت ربانی نیز رسیده است.

بررسی حقوقی برخی از گزارش‌های اسفندماه

در این بخش برخی از موارد نقض حقوق بشر که در بالا مورد اشاره قرار گرفت، به علت لزوم آموزش در کنار اطلاع رسانی و آگاهی افراد جامعه با حقوق بنیادین خود، از لحاظ حقوقی مختصراً بررسی می‌شود.

جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات و نقض حق آزادی بیان که دولت ایران از ُطرق مختلف و با جدیت تمام آن را دنبال می‌کند و به تازگی نیز به تشکیل ارگانی موسوم به «شورای عالی فضای مجازی » انجامیده است، نقض ماده‌ی ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است. هم‌چنین بخشی از بند ۲۵ اعلامیه هزاره نیز به تضمین آزادی رسانه‌ها برای اجرای نقش اساسی آن‌ها و نیز حق مردم برای دسترسی به اطلاعات، تاکید دارد.

ممانعت از تجمع و راهپیمایی در روز جهانی زن نیز علاوه بر اینکه ناقض بندهای ۱ و ۲ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده‌ی ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر که بر حق آزادی عقیده و بیان تاکید نموده‌اند؛ است، به بند ۱ ماده‌ی ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده‌ی ۲۱ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که حق تشکیل و آزادی اجتماعات را به رسمیت می‌شناسد، نیز بی توجه است. این همه در حالیست که بر طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی هم تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.

فشار بر اقلیت‌های مذهبی در کشور هم نقض حقوقی هم چون آزادی تبلیغ دین، آزادی عقیده-بیان و برابری مذهبی را می رساند. طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن بطور فردی یا جمعی و به طورعلنی یا در خفا برخوردار باشد. همینطور بند ۱ ماده ۱ اعلامیه مربوط به اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی نیز از موجودیت و هویت ملی، قومی، فرهنگی، دینی و زبانی اقلیت‌ها در سرزمین‌های خود حمایت و ایجاد شرایط را برای ارتقای این هویت مهم قلمداد می کند. بند ۱ و ۲ ماده ۲ همین اعلامیه نیز تاکید می دارد که اشخاص متعلق به اقلیت‌ها حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله و یا هر شکل از تبعیض، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند و به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی شرکت کنند.

در رابطه با صدور احکام متعدد اعدام توسط دستگاه قضایی در کشور، ماده‌ی ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند ۱ ماده‌ی ۶ اعلامیه حقوق مدنی-سیاسی، هشدار می‌دهند که حق زندگی، از حقوق ذاتی هر انسان به حساب می‌آید و این حق بایستی به موجب قانون نیز حمایت شود. بند ۲ ماده‌ی ۱ دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ هم اقدامات لازم را در جهت منسوخ کردن مجازات مرگ در قلمرو قضائی را، به کشورها گوشزد می‌کند.

علاوه بر این صدور احکامی غیر انسانی نظیر درآوردن چشم از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نقض ماده‌ی ۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است که تاکید دارد هیچکس را نمی‌توان مورد آزار و شکنجه یا مجازات‌ها یا رفتارهای ظالمانه یا خلاف انسانی یا رذیلی قرار داد.

در آخر هم باید اشاره کرد که بر پایه‌ی بند ۱ ماده ۱۱ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق‌ هر کس‌ به‌ داشتن‌ سطح‌ زندگی‌ کافی‌ برای‌ خود و خانواده‌اش‌ شامل‌ خوراک‌ ـ پوشاک‌ و مسکن‌ کافی‌ همچنین‌ بهبود مداوم‌ شرایط‌ زندگی‌ به‌ رسمیت‌ شناخته شود. در همین خصوص اصل ۳۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به داشتن مسکن متناسب با نیاز، تاکید دارد و می‌افزاید که دولت موظف است که با رعایت اولویت برای آن ها که نیازمند ترند خصوصا روستانشینان و کارگران زمینه ی اجرای این اصل را فراهم کند.

مقدمه آمار

بر اساس گزارش‌های گردآوری شده از سوی نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در محدوده زمانی اسفند ماه سال ۱۳۹۰ تعداد ۱۹۶ گزارش از سوی حداقل ۴۰ منبع خبری یا حقوقی انتشار یافته است.

در بررسی موردی ۱۹۶ گزارش اسفند ماه، تعداد ۴۴۷۴۰ مورد نقض حقوق که ۱۱۶۴۰ مورد آن نقض مستقیم حقوق بنیادین بشر با حضور آمر در تطبیق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و تعداد ۳۳۱۰۰ مورد آن نقض حقوقی است که در عین وجود معاهدات بین المللی، نقض بنیادین حقوق بشر محسوب نمی‌شود؛ ارزیابی شده است،

عمده موارد نقض حقوقی که علیرغم تاثیر مستقیم از سیاستگذاری‌های حکومت، اقدام مستقیم و منظم نقض حقوق بشر را در بر نمی‌گیرد، در حوزه کارگری بوده است و حقوقی از قبیل اخراج، تعلیق و یا بیکاری کارگران پس از تعطیلی کارخانه رخ داده است.

بدیهی است گزارش‌هایی که در پی می‌آید با توجه به عدم اجازه دولت ایران به فعالیت مدافعان حقوق بشر تنها بخش کوچکی از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است. در موضوع میزان خطای گزارش که حداکثر ۳ درصد در بحث منابع برآورد می‌شود باید اشاره کرد که ارگانهای خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران میزان ۳۴ درصد گزارش‌های این ماه را ارائه و مستند کرده‌اند، رسانه‌های حکومتی یا نزدیک به دولت میزان ۲۳ درصد و سایر منابع خبری-حقوقی غیر دولتی ۴۴ درصد گزارش‌ها را منتشر کرده‌اند که بدیهی است بخش آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران امکان زیادی برای مستند کردن گزارش‌های سایر گروه‌های خبری یا حقوقی را ندارد و در این حوزه حسب تجربه و شناخت خود عمل می‌کند.

«در حال حاضر در گزارشی که پیش رو است، میزان موارد نقض حقوق نسبت به ماه مشابه سال قبل ۳۹% کاهش و نسبت به ماه قبل نیز ۶% کاهش داشته است.»

مشروح آمار

کارگری:

در آبان ماه سال جاری ۲۲ گزارش در مورد نقض حقوق کارگران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسید که تعداد ۱ گزارش از آن گزارش‌هایی را در بر می‌گرفت که مستقیماً نقض حقوق بشر نبوده ولی مرتبط به سیاستگذاری‌های حکومت و همینطور حقوق مدنی است. مجموع موردی این نقض حقوق بالغ بر ۳۵۸۰۲ مورد است.

بر اساس این گزارش‌ها ۳۳۱۲۰ کارگر به دلیل تعطیلی کارخانه و یا تعدیل نیرو از کار اخراج شدند، در مجموع ۲۸ ماه از حقوق کارگران در شرکت‌ها و کارخانجات مختلف با تعویق همراه بوده است که بر اساس آمار موجود بیشترین آن تعویق ۲۴ ماهه پرداخت حقوق کارگران مخابرات راه دور بوده است.

بر اثر سوانح در محل کار به دلیل فقدان ایمنی شغلی ۱۱ کارگر جان خود را از دست دادن و از سوی دیگر دستگاه امنیتی کشور ۱ تن را بازداشت و ۸ تن دیگر را احضار کردند.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق کارگران ۴۵% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز شاهد افزایش ۱۱% بوده ایم.»

اقلیت‌های مذهبی:

در ماه گذشته از مجموع ۲۲ گزارش ثبت شده، تعداد ۵۹ مورد نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

بخشی از این آمار مربوط به بازداشت ۲۸ تن از شهروندان بهایی و مسیحی بوده است هم چنین ۱۰ تن از اقلییت‌های مذهبی به ۱۷۲ ماه حبس تعزیری، ۸ ماه تعلیقی محکوم شدند.

هم چنین منزل ۱۰ تن از اقلییت های مذهبی نیز در شهرهای مختلف مورد تفتیش قرار گرفت.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی ۱۶% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز شاهد افزایش ۲۳% بوده ایم.»

اقلیت‌های قومی-ملی:

در ماه گذشته از مجموع ۱۲ گزارش ثبت شده، تعداد ۲۵ مورد نقض حقوق اقلیت‌های قومی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

از این تعداد می‌توان به بازداشت ۵ شهروند و محکومیت ۱۵ تن از سوی دستگاه قضایی به ۲۲۷ ماه حبس تعزیری و محاکمه و احضار ۲ تن دیگر از جمله موارد نقض حقوق اقلییت های قومی بوده است.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اقلیت‌های قومی ۵۲% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۱۴% را شاهد بوده‌ایم.»

اصناف:

در ماه گذشته از مجموع ۵ گزارش ثبت شده، تعداد ۸۱۲۱ مورد نقض حقوق اصناف در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

ممانعت از یک تجمع صنفی و محکومیت تو تن از فعالین صنفی به ۲۴۰ ماه محرومیت از حقوق اجتماعی و ۲۸۸ ماه حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب از جمله موارد نقض حقوق اصناف بوده است.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اصناف ۶۸% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۴۴% را شاهد بوده‌ایم.»

فرهنگی:

در ماه گذشته از مجموع ۳ گزارش ثبت شده، تعداد ۳ مورد نقض حقوق فرهنگی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

در این حوزه بایستی به ممانعت از اجرای دو مراسم فرهنگی توسط و ممانعت از نشر یک اثر فرهنگی اشاره داشت.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق فرهنگی ۳۳% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۶۲% را شاهد بوده‌ایم.»

زنان:

در ماه گذشته از مجموع ۳ گزارش ثبت شده، تعداد ۳ مورد نقض حقوق زنان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

در این رسته حقوقی می بایست به محاکمه یک فعال حقوق زنان و ممانعت از یک مراسم در سالگرد روز جهانی زن اشاره داشت هم چنین قوه قضائیه یک فعال حقوق زنان را به ۳ ماه حبس تعزیری و ۱۰ میلیون ریال جریمه نقدی محکوم کرد.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق زنان ۴% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۱۰۰% را شاهد بوده ایم.»

کودکان:

در ماه گذشته از مجموع ۶ گزارش ثبت شده، تعداد ۳۷۷ مورد نقض حقوق کودکان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

محرومیت ۲۰۰ کودک از تحصیل و مصمومیت ۱۷۴ دانش آموز در مدارس کشور هم چنین دو مورد تنبیه فیزیکی کودکان توس طوالدین که منجرب مرگ آنها شد از جمله موارد نقض حقوق کودکان در اسفند ماه بوده است.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق کودکان ۶۶% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۱۰۰% را شاهد بوده ایم.»

اعدام:

در ماه گذشته از مجموع ۱۷ گزارش ثبت شده، تعداد ۳۹ مورد صدور و اجرای حکم اعدام در زندان ها و یا در ملاء عام توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

در اسفند ماه سال جاری، حسب گزارشات به ثبت رسیده، ۱۸ شهروند به اتهام‌های مواد مخدر، قتل، محاربه و تجاوز به اعدام محکوم شدند و ۱۷ زندانی نیز بر اساس اتهام قتل، جرایم مواد مخدر، تجاوز اعدام شدند.

۴ تن از محکومین نیز به اتهام های چون قتل، تجاوز در ملاء عام اعدام شدند.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل صدور و اجرای حکم اعدام ۴% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۱% را شاهد بوده‌ایم.»

دانشجویان:

در ماه گذشته از مجموع ۱۲ گزارش ثبت شده، تعداد ۷۱ مورد نقض حقوق دانشجویان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

بر اساس این گزارش دو دانشجو بازداشت یک دانشجو ضرب و شتم، یک دانشجو به دادگاه و دو دانشجوی دیگر نیز به کمیته انضباطی احضار شدند.

هم چنین میبایست اضافه کرد که ۲۹ دانشجو از حق تحسیل محروم شدند و یک تن نیز به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق آکادمیک ۷۲% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز تغییری حاصل نشده است.»

زندانیان:

در ماه گذشته از مجموع ۴۰ گزارش ثبت شده، تعداد ۱۰۵ مورد نقض حقوق زندانیان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

این تعداد گزارش مربوط به ۱۸ مورد شکنجه و یا ضرب و شتم زندانیان، ۱۱ مورد عدم رسیدگی پزشکی، ۳۹ مورد اعمال محدودیت مضاعف، ۱۵ مورد نقل و انتقال اجباری و ۸ مورد اعمال فشار و تهدید زندانیان بود.

هم چنین ۸ مورد بلاتکلیفی و ۱۲ مورد اعتصاب غذا نیز از دیگر موارد نقض حقوق زندانیان لحاظ شده است.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق زندانیان ۲% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۲۱% را شاهد بوده‌ایم.»

اندیشه و بیان:

در ماه گذشته از مجموع ۵۵ گزارش ثبت شده، تعداد ۱۳۵ مورد نقض حقوق در حوزه اندیشه و بیان توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

بر اساس این آمار ۱۰۸ تن از فعالین در این حوزه بازداشت، ۱ تن احضار به اطلاعات و دادگاه انقلاب و ۷ نفر دیگر نیز در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفتند. همینطور ۱۱ تن از فعالین نیز جمعا به ۳۸۷ ماه حبس تعزیری، ۶۰ ماه حبس تعلیقی ۳ میلیون ریال جزای نقدی و ۱۲۰ ماه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند.

«طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اندیشه و بیان ۵۳% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۸% را شاهد بوده‌ایم.»

بررسی آمار

نمودار‌ها

نمودار زیر مقایسه گزارش ماهانه بر اساس گستره رسته‌ها دراسفند ماه ۱۳۹۰ است، همانطور که در ذیل مشاهده می‌کنید، زندانیان با ۳۰% و حوزه اندیشه و بیان با ۲۳% به ترتیب در رتبه اول و دوم تعداد موارد گزارش شده از سوی گزارشگران حقوق بشر قرار دارند.




در ادامه می‌توانید نمودار دایره‌ای مربوط به مقایسه استان‌ها و حجم گزارشات ثبت شده که رابطه مستقیمی با توان گزارشگران حقوق بشر در ایران دارد را مشاهده نمائید. 




در پایان برای مقایسه آماری اسفند ماه۹۰ با ماه مشابه سال قبل و بهمن ماه سالجاری، به نمودار ذیل توجه کنید. 




برای دریافت نسخه PDF آن اینجا کلیک کنید.

20 mars 2012

عید نوروز و آغاز سال نو را تبریک و تهنیت صمیمانه میگویم


 
دلهايمان را به روزهاي بهاری پيوندمی زنیم و شادي را براي يکديگر به ارمغان می آوریم و ازیاد نمی بریم که زمان تحویل سال سخت ترین و غمگین ترین لحظات زندانیهاست. بسیاری از هموطنان ما در زندانند و خانواده های زیادی داغدار. همین جا به تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی دربند نیزتبریک می گوییم و و شادباش ویژه به خانواده های عزیزانی که این روزها پس از اسارت در زندان، آزادی(مرخصی) هر چند کوتاه را در کنار عزیزانشان تجربه می کنند. آرزو می کنیم به زودی شاهد حضور آنها در کنار خانواده هایشان باشیم. به امید فصل سبز آزادی و حقوق بشر 

پیمان شمشیردار
۱۳۹۱/۱/۱




19 mars 2012

نامه تکان دهنده حبیب الله گلپری پور زندان محکوم به اعدام پیش از انتقال به زندان سمنان: «شکنجه های فیزکی و روحی مرا تا حدمرگ بردند»



یک منبع داخلی نزدیک به حبیب الله گلپری پور به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت که مقامات مسوول او را از زندان ارومیه به زندان مرکزی سمنان منتقل کرده است. هنوز دلیل چنین انتقالی مشخص نیست. پیش از انتقال به زندان این زندانی سیاسی کرد نامه را نوشته بود که نسخه ای از آن در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر برای انتشار قرار گرفته است. او در این نامه که خطابش به جامعه بین الملل و سازمان های حقوق بشری گفته است که «صدای زندانیان سیاسی از سلولهای زندان عبور نمی‌کند.» او نوشته است:‌« علی الرغم بازداشتهای طولانی مدت و شکنجه های فیزیکی و روحی من را تا حد مرگ پیش بردند که شکایت آن را همراه به مراتب و ارگانی گوناگون دولتی ارسالی کرده ام ولی در این ممکلت صدای ما از سلولهای زندانمان هم عبور نمی کند چه برسد به اینکه شنونده داشته باشد.»

به گفته فعالان محلی با توجه به اینکه در برخی موارد زندانیان محکوم به اعدام پس از انتقال به زندانی دیگر با اجرای حکم مواجه شده اند، نگرانی در خصوص این زندانی سیاسی کرد همچنان ادامه دارد.

منبع یاد شده به کمپین گفت: «بعد از انتقال این زندانی سیاسی به مکان نامعلوم خانواده‌ او علی الرغم دوری مسافت سنندج به ارومیه روز شنبه مورخ ۲۷ اسفند به زندان مرکزی ارومیه مراجعه کرده و خواستار روشن شدن وضعیت فرزندشان می‌شوند اما مسئولان زندان از محل انتقال این زندانی اطلاع بیخبری کرده و از آنها می خواهند به اداره اطلاعات و دادگستری شهر ارومیه مراجعه بکنند. پس از مراجعه به دادگاه و اداره اطلاعات شهر ارومیه آنها نیز اعلام می‌کنند در جریان انتقال این زندانی سیاسی نیستند اما پس از چندین بار پیگیری مسوولان یاد شده اعلام می‌کنند که فرزند آنها به زندان مرکزی سمنان منتقل شده است. پدر این زندانی سیاسی امروز (یک شنبه مورخ ۲۸ اسفندماه )به زندان سمنان مراجعه کرده و خواستار ملاقات با فرزندش می‌شود اما مسئولین زندان سمنان تنها خبر انتقال فرزند وی را به این زندان تائید کرده و اعلام می‌کنند تا بعد از تعطیلات نوروزی امکان ملاقات و تماس تلفنی برای این زندانی سیاسی مقدور نیست.»

انتقال ناگهانی این زندانی سیاسی به زندان سمنان بدون اطلاع قبلی و با وجود آنکه در حکم وی تبعید به زندان سمنان وجود نداشته است موجب نگرانی خانواده وی شده است. این فعال محلی به کمپین گفت که حسین خضری زندانی سیاسی اعدام شده کُرد نیز در فروردین سال ۸۹ بدون اطلاع قبلی به زندان قزوین انتقال داده شد و بعد از نزدیک به ۵۰ روز وی مجددا به زندان مرکزی ارومیه منتقل و حکم وی اواخر دی ماه سال ۸۹ بدون اطلاع وکیل و خانواده به طور کاملا مخفی در زندان ارومیه اجر شد.

حبیب الله گلپری پور در مورخ ۵ مهرماه سال ۸۶ در خروجی شهر مهاباد توسط نیروهای حفاظت اطلاعات مهاباد بازداشت و برای چندین ماه در بازداتشگاهای امنیتی در شهرهای مهاباد، ارومیه و سنندج تحت شدیدترین شکنجه‌های فیزیکی و روحی قرار گرفته به طوری که دست و پای وی در زیر شکنجه شکسته شده است. وی بعد به زندان مهاباد منتقل و در تاریخ ۲۴ اسفندماه به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) از سوی شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب شهر مهاباد به اعدام محکوم شد. این زندانی سیاسی کُرد در اعتراض به حکم صادر در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۸۹ به مدت ۱۵ روز اقدام به اعتصاب غذا کرد.

به گفته منابع نزدیک به آقای گلپری پور ده در تاریخ ۱۲ آذرماه ماه سال ۸۹ به زندان مرکزی ارومیه منتقل و تا به امروز در بند ۱۲ این زندان نگهداری می‌شود.در طول یک سال گذشته وی چندین بار توسط نیروهای اداره اطلاعات و حفاظت زندان به سلول انفرادی زندان و بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده و تهدید به اجرای حکم اعدام شده است.

مشروح نامه حبیب الله گلپری پور که برای اولین بار توسط کمپین منتشر می شود در زیر آمده است:

من به عنوان یک انسان طبق قانون بین المللی از حقوقی اولیه انسانی برخواردم حقوق همچون آزاد زیستن، داشتن رفاه اجتماعی ، حق انتخاب و… با توجه به اینکه در حال حاظر به عنوان یک زندانی سیاسی به مرگ محکوم شده‌ام و تمام راههای قانونی برای رسیدن به حق خویش را در داخل ایران از دست داده ‌ام و تمامهای درهای قانونی بر روی من بسته شده است این حق را برای خود محفوظ می دانم که صدای خود را به گوش جوامع بین المللی و سازمانهای حقوق بشری برسانم تا از اجحافی که از حق من شده جلوگیری شود.

به عنوان یک شهروند کُرد در ایران از حقوق اولیه انسانی خویش محروم بوده‌ام و علی الرغم تلاش برای رسیدن به آن با مجازات نا عادللانه رو به رو شدم مجازاتی که در راستای تامین ساختار اقتدار طلبانه اقلیتی، بر من و جامعه ام تحمیل شده است. حق انتخاب از ابتدای ترین حقوق هر انسانی است، حال که انتخابها به فاع از هویت ملی ماست با مجازات سنگین اعدام روبرو شده‌ام . ترویج افکار و دفاع از هویت ما به عنوان جنگ علیه حکومت اسلامی تعریف کرده اند از بارزترین بی قانونیهایست که در حق یک من انسان صورت گرفته است. حق با این اوصاف که من به عنوان یک انسان مورد ظلم قرار گرفته هیچ ، در چارچوب قانون اساسی این سرزمین هم حقوقم پایمال شده است. با توجه به اینکه هر گونه حکمی باید در دادگاهی عادالانه صادر شود حکم اعدام من در یک دادگاه نمایشی به مدت ۵ دقیقه ،نه بیشتر داده شده که در چارچوب قانوین کشور هم مطابقت ندارد.

علی الرغم بازداشتهای طولانی مدت و شکنجه های فیزیکی و روحی من را تا حد مرگ پیش بردند که شکایت آن را همراه به مراتب و ارگانی گوناگون دولتی ارسالی کرده ام ولی در این ممکلت صدای ما از سلولهای زندانمان هم عبور نمی کند چه برسد به اینکه شنونده داشته باشد.

این در حالی است که قانون تنها و تنها روی کاغذ و برای سواستفاده است و در عمل هیچ ،هر چند این قانون هم خود خالی از نا عدالتی هم نیست. قانونی که حقوق اولیه مرا زیر سوال می‌برد نمی تواند از من دفاع کند و این قانون، قانون مدافع حکومت است نه مردم جامعه. تبعیض ها در این قانون بدون لاپوشانی و تبصره کاملا آشکارا اعمال می شود و بسته به جنس، نظر، افکار، سلایق تغییر می کند قبولاندن افکار حکومتی و تعمیم آن به جامعه با فشار و جبر باعت شده است که من در چنین جایگاهی قرار بگیرم همچنین کشمکشهای اقتدار طلبانه سران حکومتی و حتی منطقه‌ایی سبب گشته که من قربانی چنین سیاستهای بشوم.

در حال حاظر حاظر علنا هویت ملی من به عنوان یک کُرد و افکار آزادی خواهانه‌ام به عنوان افساد فی الارض و تلاشهای برای آن به عنوان محاربه دیده شده و این خود تبعیض آشکار و ظلمی علنی است هر چند این نحوه برخورد در خود قانون اساسی کشور با چنین مجازاتی محکوم نمی‌شوند. در حال حاظر که درد تظلم خواهی من در تمام ارگانی حقوقی و ذیربط با جوامع ایران رد شده است از جوامع حقوق بین المللی و حقوق بشر خواستار که در دفاع از حقوق اولیه‌ام وظیفه انسانی خویش را انجام دهند تا امید جوانی زیر خاک نرود. همچنین از مسولین حکومتی ایران، می خواهم که تعهدات انسانی خود را فدای منافع اقتدار طلبانه نکنند. حبیب الله گلپری پور – بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه – اسفند ۹۰

منبع: کمپین بین المللی حقوق بشرایران

ابطال گروهی شناسنامه های زندانیان که در انتظار اجرای حکم ضد بشری اعدام هستند


به گزارش «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» ابطال گروهی شناسنامه های زندانیان عادی در انتظار اجرای حکم ضد بشری اعدام ، در دادگاه امور جنایی تهران .
از 4 هفته پیش تعداد زیادی از زندانیان عادی زندان گوهردشت کرج بصورت گروهی که گاها تا 30 نفر بودند و در روزهای متفاوت به دادگاه امور جنایی تهران برده شدند و در آنجا اقدام به ابطال شناسنامه های آنها نمودند.زندانیان فوق پس از تایید حکم ضدبشری اعدام آنها توسط دیوان عالی و به منظور اجرای حکم اعدام اقدام به ابطال شناسنامه های آنها نمودند.اکثر این زندانیان متهمان به قتل می باشند.
اسامی تعدادی از زندانیان سالن 11 بند 4 زندان گوهردشت کرج که در روزهای اخیر شناسنامه های آنها باطل شده است به قرار زیر می باشند: 1-آزاد اردوخانی فرزند سخاوت 2- عظیم تسلیمی فرزند رحمان 3- لطف الله فرامرزی فرزند بابا 4- اکبر سوریان فرزند هاشم 5- سید فرهاد ملاحسنی فرزند سید محمد 6- علیرضا افشار فرزند صفرعلی 7- رضا گزارنیا 8- فرامرز فخرایی 9-پرویز علی خانی 10- بابا ناظار جعفری فرزند بابا وک 11- مهدی خوشی 12-مهدی کمالی 13- محمود رهبر دهقان 14 محمد ولی پور گودرزی 15- اکبر نوبخت ساران 16- صابر اخوی جهانیان 17- علی سلیمانی لاسکی 18- محمود رهبر دهقان.
احکام اعدام در استان تهران توسط 3 شعیه کیفری صادر می شود که عبارتند از؛ شعبۀ 71 که رئیس آن فردی بنام عزیز محمدی است ،شعبۀ 74 رئیس آن فردی بنام تردست و شعبۀ 113 فردی به نام همت یار می باشند. این سه جنایتکار علیه بشریت از عاملین اصلی صدور احکام تعداد بیشماری از مردم در تهران می باشند.
یکی از دفتردارهای این شعب در پاسخ به سئوال ما علت ابطال شناسنامه چیست؟ چنین جواب داد: که قرار است پس از تعطیلات عید نوروز حکم اعدام آنها به اجرا در آورده شود.
ولی فقیه علی خامنه ای که تعیین کننده اصلی سیاست اعدام و سرکوب علیه مردم ایران است پس از تحریم گسترده انتصابات این رژیم و تبدیل چهارشنبه سوری جشن ملی به اعتراضات علیه رژیم وی قصد دارد که در پایان تعطیلات عید نوروز اقدام به ایجاد موج جدیدی از اعدام های گروهی به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت نماید.تایید و صدور احکام اعدام توسط صادق لاریجانی از جنایتکاران علیه بشریت و رئیس منصوب ولی فقیه در قوۀ قضاییه می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به تدارک گسترده اعدام های گروهی که رژیم ولی فقیه در حال آماده سازی آن است هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای متوقف کردن موج اعدام ها در ایران خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
29 اسفند 1390 برابر با 19 مارس 2012

نامه مشترک سازمان‌ها و انجمن‌های منطقه‌ای و جهانی مدافع حقوق بشر در حمایت از تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران


در این زمان که وضعیت حقوق بشر در ایران به میزان قابل توجهی بدتر شده و آن کشور از همکاری با نهادهای سازمان ملل خودداری می کند، حمایت کشورهای عضو این شورا از تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه دارای اهمیت حیاتی است.

به کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد:

همان‌گونه که اطلاع دارید، در حال حاضر ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران در آستانه تمدید قرار دارد و در روزهای ٢١ و یا ٢٢ مارس، این موضوع در شورای حقوق بشر سازمان ملل به رای گذاشته خواهد شد. در این زمان که وضعیت حقوق بشر در ایران به میزان قابل توجهی بدتر شده و آن کشور از همکاری با نهادهای سازمان ملل خودداری می کند، حمایت کشورهای عضو این شورا از تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه دارای اهمیت حیاتی است.

هدف ما از نگارش این نامه، جلب حمایت شما برای دادن رای مثبت به قطعنامه تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران است.

در روز ٧ مارس، دکتر احمد شهید، گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران، گزارش دوم خود را از موارد نقض حقوق بشر در این کشور ارائه داد. این گزارش، که در ادامه گزارش مقدماتی او که در ٢٣ سپتامبر ٢٠١١ منتشر شد، «موارد خیره کننده نقض حقوق بشر» توسط مقامات ایرانی را مستند ساخته و از خودداری مداوم آن کشوراز همکاری با نهادهای سازمان ملل انتقاد کرد. این گزارش همچنین از امتناع مقامات ایران برای صدور مجوز بازدید به گزارش‌گر ویژه و عدم همکاری آن دولت با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و گزارش‌گران دیگر نهادهای آن، باوجود ارسال دعوتنامه‏ی دائمی در سال ٢٠٠٢ جهت بازدید از آن کشور انتقاد می‏کند.

مقامات ایرانی در حالی که از همکاری با گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران خودداری می‏کنند، در قبال انتقاد و ملاحظات او به شدت حساس‏اند. در ماه فوریه ، آیت الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، گفت که این گزارش پر از دروغ است. با این حال، دولت وی از ارائه نظرات اساسی و یا اطلاعات واقعی برای تکمیل آن گزارش قبل از انتشار آن امتناع ورزید. از آن زمان تاکنون، ایران به شدت تلاش کرده است تا خود را همنوا و همکار با نهادهای سازمان ملل و عهدنامه های حقوق بشری نشان دهد.

مقامات دولتی در ٥ مارس ٢٠١٢ در مورد گزارش گزارش‌گر ویژه شکنجه ادعا نمودند که ایران اقداماتی را برای جلوگیری از شکنجه اتخاذ کرده است و اظهار داشتند که قربانیان شکنجه از حمایت قانون برخوردارند. متاسفانه چنین ادعاهایی در تناقض کامل با گفته‏های ده‏ها زندانی سابق قرار دارد که درباره رفتار مسئولین نیروهای امنیتی با خود در زندان‏های ایران به سازمان های ما و گزارش‌گر ویژه سازمان ملل ابراز داشته‏اند.

در ١٣ مارس ٢٠١٢2، دکتر محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران، درواکنش به گزارش دکتر شهید، دوباره با تاکید از گزارش‌گران موضوعی حقوق بشر سازمان ملل دعوت به عمل آورد تا از ایران بازدید کنند، اما از ارائه تاریخ دقیق برای این منظور خودداری کرد. با وجود ارسال دعوتنامه دائمی در سال ٢٠٠٢‌ به سازمان ملل، و تقاضا‏های متعدد گزارش‌گران موضوعی برای بازدید از آن کشور، هیچ کدام از آنها نتوانسته‏اند از سال ٢٠٠٥ تاکنون از ایران بازدید کنند و تقریبأ هیچ یک از پیشنهادات مطرح شده گزارش‌گران ویژه‏ای که قبل از آن به ایران سفر کردند تاکنون عملی نشده است.

در طی چند ماه گذشته، ایران همچنین پس از ١٧ سال گزارشی در باره کارنامه خود در زمینه حقوق بشر به کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد ارایه کرد، بعضی تغییرات سطحی در قانون مجازات اسلامی انجام داد و مدعی است این قانون با تعهدات بین المللی آن سازگار است، و همچنین با سفر کارمندان دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در ماه دسامبر گذشته برای یک ماموریت محدود به تهران موافقت کرد. اما واقعیت این است که تلاش‏های ایران برای نمایش بهبود درکارنامه حقوق بشر آن کشور عاری از دستاوردهای اساسی و ارائه یک راه حل عملی برای وضعیت اسفناک حقوق بشر در آن کشور است. از زمانی که بررسی وضعیت حقوق بشر آن کشور در دستور کار گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، صدور قطعنامه‏ها، گزارش‏ها و ملاحظات نهادهای سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران پیوسته رو به افزایش بوده است. در ١٥ سپتامبر ٢٠١١، دبیر کل سازمان ملل گزارشی را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد و در آن «از گزارش‏های رسیده در مورد افزایش شمار اعدام‏ها، قطع اعضای بدن، دستگیری و بازداشت‏های خودسرانه، تشکیل دادگاه‏های ناعادلانه، شکنجه و بدرفتاری با زندانیان عمیقاً ابراز ناراحتی» کرد و از «سرکوب فعالان حقوق بشر، وکلا، روزنامه‏نگاران، و فعالان مخالف در آن کشور تاسف خود را ابراز» داشت. در ٣ نوامبر ٢٠١١1، کمیته حقوق بشر به دنبال بررسی پایبندی ایران به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ملاحظات نهایی خود را منتشر کرد. این یافته‏ها درواقع نشان‏دهنده محکومیت شدید کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی به وسیله این کمیته بود و از جمله نگرانی جدی در رابطه با افزایش تعداد اعدام‏ها در آن کشور، به خصوص برای جرائمی که در حقوق بین المللی «جرائم جدی» محسوب نمی‏شوند، «استفاده گسترده از شکنجه»، و معافیت مسئولان از مجازات را در بر می گرفت. این کمیته همچنین در مورد تمایل دولت ایران به پایبندی به تعهدات حقوقی بین المللی آن به شکل جدی ابراز تردید کرد. در همان ماه، کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‏ای را با بیشترین رای از سال ١٩٩٢ به بعد تصویب کرد و از دولت ایران خواست تا بدون قید و شرط به گزارشگر ویژه اجازه بازدید از آن کشور را بدهد.

گزارش گزارش‌گر ویژه براساس شهادت‏های جمع‏آوری شده از بیش از ١٠٠ قربانی و خانواده‏های آنها، و اطلاعات ارائه شده توسط منابع قابل اعتماد به او تدوین گردیده است. این امر نشان‏دهنده این است که باوجود امتناع دولت ایران از صدور مجوز بازدید به گزارشگر ویژه، او به ماموریت خود از طریق همکاری با قربانیان و فعالان جامعه مدنی ادامه داده و در این راستا موفق بوده است.

گزارش او تصویر تیره‏ای از وضعیت فعلی حقوق بشر در ایران ارائه می‏کند. در سال گذشته، مقامات احتمالا بیش از ٦٠٠ زندانی را اعدام کردند. اغلب آنان به جرائم مواد مخدر محکوم شده بودند که طبق حقوق بین‌المللی از جمله «جرائم جدی» به حساب نمی‏آیند. آنها در ضمن دست کم سه نوجوان را به دار آویختند که یکی از آنان در ملا عام اعدام شد، درحالی که در حقوق بین المللی اعدام نوجوانان به صراحت ممنوع شده است. ایجاد روابط جنسی مبتنی بر رضایت طرفین میان افراد همجنس در ایران جرم و در قانون مجازات اسلامی ایران دارای شدیدترین مجازات از جمله مرگ است. ایران یکی از بزرگ‏ترین زندان‏ها برای روزنامه‏نگاران و وبلاگ¬نویسان در جهان است، و به گزارش «گزارشگران بدون مرز» دست کم ٤٥ روزنامه نگار در دسامبر ٢٠١١ در زندان به سر می‏بردند. سیاست‏های تبعیض آمیز علیه اقلیت‏های مذهبی و قومی، مانند بهائیان و اعراب، به طور سیستماتیک اعمال می‏شود و مقامات به سیاست سرکوب هدفمند وکلایی که از فعالان حقوق بشر دفاع می کنند شدت بخشیده‏اند. دست کم ٩ وکیل در حال حاضر در زندان به سر می برند و چند تن دیگر منتظر دادگاه و یا حکم دادگاه تجدیدنظر خود هستند. تعدادی دیگر، از جمله شیرین عبادی، گیرنده جایزه صلح نوبل، در حال حاضر در خارج از ایران فعالیت می کنند، زیرا نمی‏توانند آزادانه وظایف حرفه‏ای خود را در داخل ایران انجام دهند.

قرار گرفتن بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در دستور کار گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران، ایرانیان را در داخل و خارج از آن کشور به شکل بی‏سابقه‏ای برای همکاری با جامعه جهانی بسیج کرده است. در جلسات متعدد، قربانیان و فعالان به ما گفته‏اند که آنها دفتر گزارش‌گر ویژه را به عنوان یک کانون حیاتی برای مستند‏سازی نقض حقوق بشر، و مرجعی بی‏طرف و قابل اعتماد برای گفتگو میان قربانیان و سازمان ملل و کشورهای عضو آن سازمان می‏دانند. در این زمینه، گزارش‌گر ویژه می‏تواند برای قربانیان نقض حقوق بشر در ایران نقشی حیاتی ایفا کند که قربانیان حقوق بشر از داشتن آن در کشور خود محروم‏اند.

ما معتقد هستیم که ادامه ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در ایران برای ایجاد زمینه همکاری ایرانیان با جامعه جهانی، اعمال فشار بر دولت ایران جهت پایبندی به تعهدات بین المللی خود در زمینه حقوق بشر، و فراهم آوردن نظارت مجامع و کارشناسان بین المللی حقوق بشر بر وضعیت حقوق بشر در آن کشور حیاتی است.

ما امیدواریم که شما و همکاران‏تان با این خواست ما همنوا باشید و در جلسه بعدی که قرار است در ژنو برگزار گردد، به تمدید ماموریت گزارشگر ویژه رای مثبت بدهید.

با احترام،

مرکز آفریقایی حقوق بشر و دموکراسی

انجمن دموکراسی آفریقایی

عفو بین الملل

انجمن آسیایی حقوق بشر و توسعه ( انجمن آسیا )

مرکز منابع حقوقی آسیا

جامعه بین المللی بهائی

انجمن ابتکار حقوق بشر کشورهای مشترک المنافع

ارتباط حقوق بشر

انستیتیو مطالعات حقوق بشر قاهره

پروژه مدافعان حقوق بشر شرق و شاخ افریفا

ابتکار مصری برای دفاع از حقوق شخصی

دیده بان حقوق بشر

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

فدراسیون بین المللی جامعه‏های حقوق بشر

سرویس بین المللی برای حقوق بشر

جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران

مشارکت برای عدالت، نیجریه

گزارشگران بدون مرز

اتحاد برای ایران

شبکه مدافعان حقوق بشر غرب افریقا

منبع:گزارشگران بدون مرز

پیام شادباش نوروزی ۹ حزب و سازمان سیاسی اپوزیسیون


با احترام به خاطره جانباختگان راه دمکراسی و عدالت، برای همگان نوروزی خوش و نوبهاری خجسته آرزو می کنیم …

اتحاد جمهوریخواهان ایران، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب دمکراتیک مردم ایران، حزب کومه‌له کردستان ایران، جبهه ملی ایران ـ اروپا، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، کمیته همآهنگی ارتباطات شورای موقت سوسیالیست‏های چپ ایران، شورای همآهنگی جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران در پیام مشترکی فرا رسیدن سال نو را به ایرانیان تبریک گفته اند:

فرارسیدن نوروز ۱۳۹۱ را به همه هموطنان، در ایران و در سراسر جهان، شادباش می گوئیم. نیاکان ما از دیرباز هر سال با نوروز آغاز دیگری را از پس هر زمستان طبیعت جشن گرفته اند. امروز نیز با فرارسیدن هر بهار، امید به آغازی دیگر در جامعه و به فردائی دیگر، در ایرانی آزاد، آباد، بدون سرکوب و ستم و تبعیض زنده تر می شود.

سال ۱۳۹۰ برای ایران سال دشواری بود. سال تداوم بن بست بحران اتمی، تشدید تحریم های فلج کننده ی بین المللی، ادامه ی تهدیدات نظامی دولت اسرائیل و محافل جنگ طلب برخی از کشورهای غرب بود؛ دشوارهایی که دولت جمهوری اسلامی با پیگیری سیاست تنش زا و تخریب تلاش های دیپلماتیک برای حل بحران هسته ای، نقش تعیین کننده ای در تداوم آن دارد. سال۱۳۹۰، سال تخریب بیشتر اقتصاد کشور در نتیجه ی سیاست های ویرانگر اقتصادی رژیم و نیز تحریم های فراگیر بین المللی، سال تشدید بیکاری، گرانی مایحتاج عمومی مردم و گسترش دامنه فقر در بخش وسیعی از جامعه بود. سال ۹۰ اما، سال تلاش برای دنیایی بهتر و ایرانی آزاد، اعتراض بین المللی به نقض حقوق بشر و موفقیت مدافعان حقوق بشر در انتخاب نماینده ویژه ی سازمان ملل در امور مربوط به حقوق بشر برای ایران نیز بود. امیدواریم که سال ۱۳۹۱ سال پیروزی بر استبداد و خفقان، سال پایان بحران اتمی و تحریم های بین المللی، سال آزادی زندانیان سیاسی و گشایش های جدید در همه ی عرصه ها برای مردم کشورمان باشد.

۱۳۹۰ سال ادامه ی تحولات جدید در منطقه، سقوط قذافی در لیبی، سال تسخیر بهار عربی از درون توسط جریانات اسلامگرا در تونس، مصر از طریق انتخابات، خطر قدرت گرفتن اسلامگرایی افراطی از دل هرج و مرج جنگ داخلی در لیبی، نگرانی همگانی از سرنوشت بهار عربی در نخستین سالگرد آن بود. سال برآمد گسترده ی جنبش ضد دیکتاتوری درسوریه و تشدید سرکوب آن توسط ارتش این کشور، پشتیبانی همه جانبه ی حکومت جمهوری اسلامی ازدیکتاتوری خاندان اسد، تلاش برخی رژیم های منطقه در پشتیبانی از جریانات اسلامگرای افراطی، و سال اعلام همبستگی آزادیخواهان ایران و جهان با مردم سوریه بود.

سال ۱۳۹۰ سال برگزاری اولین انتخابات نمایشی بعد از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ و سرکوب جنبش اعتراضی مردم در طول دو سال گذشته بود. انتخاباتی که در تحریم آن، برای نخستین بار طیف گسترده ای از نیروهای مخالف و منتقد حکومت همصدا شدند.

در سالی که گذشت نان از سفره ی بخش عظیمی از مردم کشور ما ربوده شد. کارخانه ها تعطیل و کارگران گروه گروه بیکارشدند. فعالان کارگری به جرم دفاع از حق حیات کارگران هم چنان بازداشت و زندانی شدند. فعالان جنبش زنان وحقوق ملی قومی تحت فشار قرار گرفتند و به جرم خواست برابرحقوقی و رفع تبعیض به زندان رفتند. بحران زیست محیطی در کشور و از جمله تبدیل بخش وسیعی از دریاچه ارومیه به شوره زار و افزایش آلودگی هوا فراز تازه ای یافت. در کردستان، خوزستان، بلوچستان، آذربایجان و دیگر استان ها و مناطقی که مردم وسیعا علیه استبداد وبرای دستیابی به حقوق خود مبارزه می کنند، بساط بازداشت، شکنجه و صدور احکام زندان و اعدام هم چنان برقرار ماند و خشونت علیه زندانیان سیاسی در سراسر کشور ادامه یافت، اما آن که امید برانگیز است، پایداری اقشار مختلف مردم در اقصی نقاط کشور در مقابل رژیم استبدادی جمهوری اسلامی است. در سال ۱۳۹۰ ایستادگی غرورانگیز جنبش آزادیخواهانه ی مردم کشورمان در برابر مستبدین حاکم و دفاع از آزادی ها و حقوق دمکراتیک مردم و حرمت انسانی ادامه یافت. زندانیان دربند کشورمان تحت بدترین شرائط، بدون هراس، انگشت اتهام را به سوی راس استبداد مذهبی، شخص ولایت فقیه نشانه رفتند.

بهار ۱۳۹۱ در شرائطی می رسد که بختک سیاه استبداد هم چنان در سرتاسر کشور به کمین آزادیخواهان نشسته است. با جشن ها و مراسم مردم دشمنی می ورزد. جشن و پایکوبی را حرام و هر گونه تجمعی را تهدیدی علیه موجودیت خود می داند. اما هیچ قدرتی را توان ایست دادن به نیروی پر توان زندگی در اعماق شکوفان جامعه نیست.

امیدواریم نوزائی طبیعت با رهائی مردم کشورمان از استبداد و بی حقوقی، درهم آمیزد و بهار آزادی هرچه زودتر فرارسد تا رنج هائی که برای دستیابی به دموکراسی و عدالت، بر مردم کشور ما هموار شده است و تلاش هائی که علیرغم کشتار، زندان، شکنجه، تهدید و اعدام، هر روز افزون تر گشته است، به بار نشیند. با این آرزو که استبداد نیز همچون زمستان طبیعت رخت بر بندد، چهره مردم میهن مان شکفته تر، خانه های دلشان از مهر و دوستی آکنده تر و زندگی آن ها از امید و خوشبختی، سرشارتر شود. زندان ها، به زباله دانی تاریخ سپرده شود و فقر و گرسنگی، نابرابری و تبعیض برای همیشه از میهن مان رخت بربندد.

ما احزاب و سازمان های سیاسی جمهوری خواه مدافع آزادی و برابری، رفع هرگونه تبعیض، دموکراسی، حقوق بشر، و جدایی دین و دولت، فرا رسیدن نوروز را با ارج گذاری به مبارزات آزاد زنان و آزاد مردان دلیری که برای رهائی از جور و ستم استبداد در تلاش اند، با احترام به خاطره ی جانباختگان راه آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی و با درود به زندانیان دلیری که نهال امید را با مقاومت خود در دل ها می نشانند، شادباش می گوئیم و برای همگان نوروزی خوش و نوبهاری خجسته آرزو می کنیم.

اتحاد جمهوریخواهان ایران
حزب دمکرات کردستان ایران
حزب دمکراتیک مردم ایران
حزب کومه‌له کردستان ایران
جبهه ملی ایران ـ اروپا
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
کمیته همآهنگی ارتباطات شورای موقت سوسیالیست‏های چپ ایران
شورای همآهنگی جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران

یکشنبه ۲٨ اسفند ۱٣۹۰ – ۱٨ مارس ۲۰۱۲

منبع:اخبار روز

17 mars 2012

گزارشی از آخرین اسامی و وضعيت زندانيان سياسي زن



کمیته گزارشگران حقوق بشر

توضیح: گزارشی که در ادامه می‌خوانید آخرین لیست از اسامی زندانیان سیاسی زن در ایران است. اسامی آورده‌شده در این لیست، تنها کسانی را شامل می‌شود که موضوع بازداشت و زندان آنها، به محافل خبری راه‌یافته، واضح است که دسترسی به مشخصات تمامی زندانیان سیاسی زن در زندان‌های ایران، میسر نیست.

هم‌چنین در این لیست تنها نام کسانی آورده شده که هم‌اکنون در زندان به سر می‌برند و از آوردن نام و مشخصات بسیاری از زنان محکوم بعد از انتخابات 88، که هم‌اکنون در انتظار اجرای حکم خود هستند، خودداری شده است.

اسامی زندانیان به ترتیب حروف الفبا آورده شده است

****

1. سیما اشراقی: در تاریخ ۷ بهمن‌ماه ۱۳۸۷ بازداشت و به سلو‌ل‌های انفرادی زندان مشهد منتقل شد. اشراقی نزدیک به سه ماه را در شرایط دشوار زندان انفرادی مشهد به سر برد. وی در دادگاه به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.

2. مريم اكبري‌مفرد: در وقايع عاشوراي سال 88 بازداشت شد. وي كه داراي 3 فرزند و يك دختر چهارساله است، پس از سپري كردن 3 ماه بازداشت در بند 209 به بند عمومي انتقال يافت. مريم اكبري از سوي دادگاه به تحمل 15 سال حبس تعزيري و تبعيد به زندان رجايي‌شهر محكوم شد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر تأييد شد.

3. زينب بايزيدي: متولد سال ۱۳۶۰ در شهر مهاباد، فعال حقوق زنان، فعال کرد و عضو کمپین یک میلیون امضاء برای رفع قوانین تبعیض‌آمیز است. در تاریخ ۳ شهریور ماه ۱۳۸۷ دادگاه تجدیدنظر شهرستان مهاباد استان آذربایجان غربی، حکم چهار سال زندان برای زینب بایزیدی را تأیید کرد و وی مجبور به تحمل حبس در زندان زنجان شد. بایزیدی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۷ برای طی دوران محکومیت خود به‌ زندان زنجان منتقل شد و تاکنون در این زندان به سر می‌برد.

4. کبری بنازاده امیری: 56 ساله، در تاریخ ۲۷ دی‌ماه ۱۳۸۷ در فرودگاه «امام خمینی» تهران هنگامی که قصد سفر به کشور عراق را داشت، همراه ۱۸ تن دیگر بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. دلیل بازداشت بنازاده امیری و همراهان وی، قصد عزیمت آنان به قرارگاه اشرف در عراق و دیدار با فرزندا‌نشان بود. وی سپس از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۵ سال زندان توأم با تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز مورد تأیید قرار گرفت. وی تاکنون از حق مرخصی محروم بوده است.

5. مطهره بهرامی : به همراه شوهرش در روز عاشورای 88 در خانه‌اش بازداشت شد. وي نيز در جريان اعترافات تلويزيوني، مقابل دوربين قرار گرفت و از سوي دادگاه به اعدام محكوم شد. اين حكم در دادگاه تجديدنظر به 15 سال حبس و تبعيد به زندان رجايي‌شهر كاهش يافت. وي هم‌اكنون در حال گذراندن دوران محكوميت خود در زندان اوین است.

6. طره تقی‌زاده: شهروند بهایی، در تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۳۸۷ دستگیر و در ۱۰ اسفند ماه همان سال به قید وثیقه به طور موقت آزاد شد. وی از سوی دادگاه شهرستان ساری به ۲۲ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم به تأیید دادگاه تجدیدنظر نیز رسید. تقی زاده دوران محکومیتش را در زندان کچویی ساری از ۱۸ دی ماه ۱۳۸۹ آغاز کرده و هم‌اکنون در این زندان به سر می‌برد.

7. زينب جلاليان: زنداني كرد، متولد سال ۱۳۶۱ در شهر ماکو ایران است و از سن ۲۵ سالگی در زندان به سر می‌برد. وی در سال 86 بازداشت شد و به مدت 4 ماه در بازداشتگاه اطلاعات كردستان تحت شكنجه قرار داشت و در سلول انفرادي نگه‌داري شد. جلالیان سپس از سوي دادگاه به اعدام محكوم شد. اين حكم با اعتراض وي به ديوان عالي كشور ارجاع شد که چندی پیش به حبس ابد تغییر یافت. زينب جلاليان هم‌اكنون نزديك به 4 سال است كه بدون داشتن مرخصي در زندان به سر مي‌برد. وي هم‌اكنون در زندان كرمانشاه در حال تحمل دوران حبس خود است.

8. مریم جلیلی: در تابستان سال ۱۳۹۰ بازداشت شده است. وی چندین‌ماه در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد و سپس به بند عمومی زنان زندان اوین منتقل شد. اتهام وی عضویت در گروه غیرقانونی اعلام شده است. وی در آذرماه سال 90 از سوی دادگاه به تحمل 2 سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.

9. ريحانه حاج‌ابراهيم دباغ: به همراه 3 عضو ديگر خانواده‌اش بازداشت شد. وي كه از جمله افرادي بود كه در جريان اعترافات تلويزيوني وقايع عاشورا، جلوي دوربين قرار گرفت از سوي دادگاه به اعدام محكوم شد. اين حكم در دادگاه تجديدنظر به 15 سال حبس كاهش يافت. وي بيش از دو سال است که بدون مرخصي در زندان به سر مي‌برد.

10. نوشین خادم: به اتهام فعالیت در دانشگاه آنلاین بهاییان به همراه شمار دیگری از گرداننده‌گان این دانشگاه بازداشت شد. وی از سوی دادگاه انقلاب به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم شد.

11. نازنين خسرواني: نازنين خسرواني، در 12 آبان‌ماه 89، دستگير شد. وي به مدت 2 ماه در سلول انفرادي نگه‌داري شد. خسروانی پس از ۴ ماه بازداشت، ۲۴ اسفند ۸۹ به قید وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۹۰ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد. خسروانی در تاریخ ۱۵ اسفندماه ۱۳۹۰ جهت اجرای حکم، بازداشت و به زندان منتقل شد.

12. نازیلا دشتی: اولین‌بار در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۶ بازداشت شدو بعد از سه هفته با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. دادگاه رسیدگی به اتهامات نازیلا دشتی در آبان‌ماه سال ۱۳۸۷ برگزار شد و او به سه سال زندان محکوم شد. دشتی در تاریخ ۶ خردادماه ۱۳۸۸ به بند نسوان زندان اوین منتقل شد و از آن زمان تاکنون در این زندان به سر می‌برد.

13. سیما رجبیان: شهروند بهایی ،در ۱۳ خرداد مرداد ماه ۱۳۸۴ بازداشت و در تاریخ پنج شهریور ماه ۱۳۸۵ با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد. وی سپس به پنج سال زندان و ۱۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به دو سال زندان کاهش پیدا کرد.

14. فاطمه رهنما: در تيرماه 88 به بازداشت نهادهاي امنيتي در آمد. وي كه از سوي سايت‌هاي منسوب به دولت، همسر صيغه‌اي شاپور كاظمي( برادر دكتر رهنورد)، معرفي شده بود. از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب به تحمل 10 سال حبس تعزيري و تبعيد به زندان شهر ايذه محكوم شد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر عينا تأييد شد. وي هم‌اكنون بيش از 2 سال و نیم است كه علي‌رغم داشتن بيماري افسردگي شديد بدون مرخصي در زندان به سر مي‌برد. وی در مهرماه سال 89 به زندان سپيدار اهواز تبعيد شد.

15. زهرا رهنورد: در روز 25 بهمن‌ماه 89 به بازداشت نهادهاي امنيتي درآمد. وي به همراه همسرش مهندس ميرحسين موسوي، پس از صدور اطلاعيه و دعوت از مردم براي برپايي تظاهرات و راه‌پيمايي در 25 بهمن‌ماه، در خانه‌اش زنداني شد. وی هم‌اکنون بیش از یک سال است که به همراه همسرش در بازداشت خانگی به سر می‌برد و دفعات اندکی حق ملاقات با خانواده‌اش را داشته است.

16. میترا زحمتی: به اتهام تغییر دین و گرویدن به دیانت مسیحی، بازداشت و از سوی دادگاه به دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.

17. نسرين ستوده: وكيل دادگستري، در شهريورماه 89 بازداشت شد. وي بيش از 4 ماه در سلول انفرادي به سر برد و سپس در شعبه 26 دادگاه انقلاب مورد محاكمه قرار گرفت. وي از سوي دادگاه به 11 سال حبس تعزيري و 20 سال محروميت از حرفه وكالت محكوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به 6 سال حبس کاهش یافت. نسرین ستوده پس از هفت‌ماه بازداشت در بند 209، به بند عمومی منتقل شد و هم‌اکنون دومین سال حبس خود را بدون مرخصی پشت سر می‌گذارد.

18. مهوش شهریاری: يكي از 7 مدير بهايي است كه در اسفندماه 86 بازداشت شد. وي به مدت 6 ماه در سلول انفرادي به سر برد و پس از 2 سال بلاتكليفي و نگه‌داري در بند 209، سال گذشته از سوي دادگاه به تحمل 20 سال حبس تعزيري محكوم شد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر مورد تأیید قرار گرفت. وي هم‌اكنون 4 سال است كه بدون داشتن مرخصي در زندان نگه‌داري مي‌شود.

19. فرشته شیرازی: فعال حقوق زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا در شهر آمل است. فرشته شیرازی در تاریخ ۱۲ شهریورماه ۱۳۹۰ در پی احضار به اداره اطلاعات آمل بازداشت شد. وی در تاریخ ششم مهرماه ۱۳۹۰ در دادگاه به سه سال حبس تعزیری و هفت سال ممنوع الخروجی محکوم شد.

20. روناك صفارزاده: در تاریخ ۱۶ مهرماه سال ۱۳۸۶ در حین پخش اعلامیه‌ای در مورد «تحصیل زبان کردی و اعتراض به قتل‌های ناموسی» که به مناسبت روز جهانی کودک صادر شده بود،‌ توسط مأموران امنیتی بازداشت و از ادامه کار وی ممانعت به عمل آمد. وی بعد از دقایقی آزاد شد، اما فردای آن روز در تاریخ ۱۷ مهر ماه ۱۳۸۶ مأموران امنیتی، او را بازداشت کردند. وی نزدیک به یک سال در بازداشت به سر برد و دادگاه رسیدگی به اتهاماتش یک سال و نیم بعد و در ۲۲ اسفند ماه ۱۳۸۷ برگزار شد.صفارزاده از سوي دادگاه به 5 سال حبس تعزيري محكوم شد و هم اكنون حدود 4 سال است كه در زندان به سر مي‌برد. وی در طي دوران حبس خود، تنها يك‌بار حق استفاده از مرخصي را داشته است.

21. اشرف علیخانی: وبلاگ‌نویس و نویسنده وبلاگ‌ «سبد سبد ستاره» و کارشناس علوم اجتماعی است. اشرف علیخانی نخستین‌بار در تاریخ ۱۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت و بلافاصله به زندان اوین منتقل شد. علیخانی در دوم اسفندماه، پس از شانزده روز به قید وثیقه آزاد شد.وی بار دیگر برای اجرای حکم در خرداد ماه ۱۳۹۰ بازداشت و راهی زندان اوین شد. وی از سوی دادگاه به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.

22. هانیه فرشی شتربان: وبلاگ‌نویس ۲۸ ساله اهل تبریز، در تاریخ 27 تیر 89 بازداشت شد. وی پس از سپری کردن 7ماه بازداشت در بند 209 ، از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به تحمل 7 سال حبس تعزیری محکوم شد. وی تاکنون از حق مرخصی محروم بوده است.

23. ناهید قدیری: شهروند بهایی، در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد و توسط دادگاه به تحمل پنج سال حبس تعزیری در زندان وکیل‌آباد مشهد محکوم شد که در تاریخ هفتم تیرماه ۱۳۸۹ جهت اجرای حکم پنج سال حبس خود به زندان وکیل‌آباد منتقل شد.

24. نسرین قدیری: شهروند بهایی در تاریخ ۱۴ مرداد ماه ۱۳۸۴ به خاطر شرکت در یک مراسم مذهبی بازداشت و در تاریخ چهار شهریور ماه همان سال آزاد شد. وی سپس از سوی دادگاهی در مشهد به پنج سال زندان و ۱۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال زندان کاهش پیدا کرد.

25. ژیلا کرم‌زاده مکوندی: شاعر و از همراهان مادران پارک لاله است. ژیلا کرم‌زاده نخستین‌بار در تاریخ ۱۹ بهمن سال ۱۳۸۸ در منزل دستگیر و مدت ۳۴ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد و سپس با قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی بار دیگر برای اجرای حکم خود در تاریخ ۶ دی‌ماه ۱۳۹۰ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی از سوی دادگاه به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به 2 سال حبس تعزیری و 2 سال حبس تعلیقی تبدیل شد.

26. محبوبه کرمی: در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. وی در تاریخ ۲۷ مرداد پس از ۱۷۰ روز بازداشت به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. کرمی سپس از سوی دادگاه به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به 3 سال حبس کاهش یافت. محبوبه کرمی در خردادماه 90 جهت اجرای حکم خود به زندان منتقل شد.

27. فريبا كمال‌آبادي: يكي از 7 مدير بهايي است كه درفروردين 87 بازداشت شد. وي به مدت 6 ماه در سلول انفرادي به سر برد و پس از 2 سال بلاتكليفي و نگه‌داري در بند 209، سال گذشته از سوي دادگاه به تحمل 20 سال حبس تعزيري محكوم شد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر مورد تأیید قرار گرفت. وي هم‌اكنون 4 سال است كه بدون داشتن مرخصي در زندان نگه‌داري مي‌شود.

28. مهديه گلرو: دانشجوي محروم از تحصيل دانشگاه علامه طباطبايي و عضو شوراي دفاع از حق تحصيل، در 13 آذرماه سال 88 دستگير شد و سپس در شعبه 26 دادگاه انقلاب به تحمل 2 سال و 4 ماه حبس تعزيري محكوم شد. وي به دليل ارسال بيانيه به خارج از زندان در 16 آذر 89، به اتهام » تبليغ عليه نظام»، مجددا در شعبه 28 دادگاه انقلاب مورد محاكمه قرار گرفت و به شش ماه حبس دیگر محکوم شد. وی در مجموع با 2 سال و شش ماه زندان، آخرین ماه‌های محکومیت خود را سپری می‌کند.

29. پروین مخترع: مادر کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر، در تاریخ 10 مردادماه 90 در کرمان بازداشت شد. وی از سوی دادگاه به تحمل 23 ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به حبس تعلیقی کاهش یافت. دادگاه دیگری برای رسیدگی به اتهام » توهین به مقامات» قرار است در روز 17 اسفندماه برای وی برگزار شود. پروین مخترع هم‌اکنون در بند عمومی زندان کرمان به سر می‌برد.

30. شبنم مددزاده: فعال دانشجويي و عضو انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم، در اسفندماه 87 بازداشت شد. وي به مدت 3 ماه در سلول انفرادي نگه‌داري شد و پس از 7 ماه به بند نسوان زندان اوين منتقل شد. اين فعال دانشجويي از سوي شعبه 28 دادگاه انقلاب به تحمل 5 سال حبس تعزيري و تبعيد به زندان رجايي‌شهر محكوم شد. وي بیش از 3 سال است كه بدون داشتن حق مرخصي در زندان به سر مي برد.

31. صدیقه مرادی: در تاریخ ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۰ در تهران بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد. وی به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین بازداشت شد و هفت‌ماه در بند 209 به سر برد. وی اخیرا از سوی دادگاه به تحمل 10 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شده است.

32. لادن مستوفی: متولد ۱۳۴۴ پزشک متخصص، فعال سایبری و وب‌‌نگار، به اتهام فعالیت در یک انجمن اینترنتی و بررسی ونقد حجت‌ها واستدلال‌های متعارف دراندیشه دینی در تابستان سال ۱۳۸۹ بازداشت شد. وی مدت‌ها در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول‌های تک نفره و دو نفره به سر برد. مستوفی سپس از سوی دادگاه به ۵ سال زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال و نیم حبس کاهش پیدا کرد.

33. كفايت ملك‌محمدي: پس از وقايع عاشوراي سال 88 بازداشت شد و از سوي دادگاه به تحمل 5 سال حبس تعزيري محكوم شد. وي با داشتن 65 سال سن، هم‌اكنون مسن‌ترين زنداني بند زنان است. با اين وجود مسئولان زندان از اعطاي مرخصي به وي خودداري كرده‌اند.

34. عاطفه نبوي: دانشجوي محروم از تحصيل در روز 25 خردادماه به همراه پسر عموي خود» ضياءالدين نبوي» دستگير شد. وي پس از 5 ماه بلاتكليفي از سوي شعيه 12 دادگاه انقلاب به اتهام» اجتماع و تباني عليه نظام» از طريق شركت در تظاهرات 25 خرداد، به 4 سال حبس تعزيري محكوم شد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر به 3 سال كاهش يافت. عاطفه نبوي که سه ماه دیگر از زندان آزاد می‌شود، در این مدت از حق مرخصی محروم بوده است.

35. منيژه نصرالهي: به اتهام داشتن ديانت بهايي و تلاش براي ترويج آن، به 3 سال حبس تعزيري محكوم شد كه هم‌اكنون بيش از 2سال از‌ آن را تحمل كرده است.

36. رزیتا واثقی: شهروند بهایی در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۱۳۸۸ در منزلش در شهر مشهد بازداشت شد و از سوی دادگاه انقلاب همان شهر به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.

37. فرح واضحان: در دي‌ماه 88 توسط نيروهاي اطلاعات ارتش بازداشت و در مردادماه سال 89 از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب، به اتهام » محاربه» محاكمه شده و به اعدام محكوم شد. اين حكم سپس در ديوان عالي كشور نقض شده و به شعبه 28 دادگاه انقلاب ارسال شد. فرح واضحان، چندي پيش از سوي اين شعبه به اتهام محاربه و توهين به رهبري به 17 سال زندان و تبعيد به زندان رجايي‌شهر محكوم شد.

38. بهاره هدايت: عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، در تاريخ 10 دي ماه 88 به بازداشت نهادهاي امنيتی درآمد. وي پس از 4 ماه بلاتكليفي، از سوي شعبه 28 دادگاه انقلاب به تحمل 9 سال و نيم حبس تعزيري محكوم شد كه اين حكم در دادگاه تجديدنظر عينا مورد تأييد قرار گرفت. وي به دليل آنچه نوشتن بيانيه در روز 16 آذر و ارسال آن به خارج از زندان عنوان شد، مجددا در شعبه 28 دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت و به شش ماه حبس دیگر محکوم شد. هدایت در مجموع با 10 سال حکم، سومین سال حبس خود را در زندان پشت سر می‌گذارد.

39. معصومه یاوری : از شهروندان بازداشت‌شده در حوادث پس از انتخابات است. وی یک روز پیش از تظاهرات روز قدس بازداشت شد. معصومه یاوری ابتدا متهم به «محاربه» بود و نماینده دادستان تهران برای وی تقاضای مجازات اعدام کرده بود، که سپس به ۷ سال حبس تعزیری در زندان رجایی‌شهر محکوم شد.

***

بازداشت موقت:

سمیرا ممتازیان: شهروند بهایی در جریان بازداشت گروهی بهاییان در شیراز در تاریخ ۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد. تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست.

یکتا فهندژ، طاهره نوروزی، سیما سبتو ،مژگان عمادی، مژده فلاح، ماندانا کمالی : شهروندان بهایی در جریان بازداشت گروهی ۱۱ تن از بهاییان در شیراز در تاریخ ۱۴ بهمن‌‌ماه ۱۳۹۰ بازداشت شدند.

فرحناز نعیمی : شهروند بهایی در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۹۰ در شهر کرمان بازداشت شد. وی بعد از گذشت پنجاه روز بازداشت در سلول انفرادی، به بند عمومی زندان کرمان منتقل شد.

شیرین قنبری: شهروند مسیحی در جریان بازداشت گروهی مسیحیان در یک کلیسای خانگی در شهر کرمان در تاریخ یک اسفند ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد.

فرین راسخی: شهروند بهایی است. که در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۳۹۰ در شهر کرمان بازداشت شد و بعد از گذشت پنجاه روز بازداشت در سلول انفرادی به بند عمومی زندان کرمان منتقل شد.

۳۶۵روز استمرار نقض حقوق بشر در ایران،سال حصر و زندان و اعدام


 
سالی که با افزایش آمار اعدام ها در نقاط مختلف کشور شروع شده بود، با نگرانی از اعدام چند شهروند عرب خوزستانی خاتمه یافت. این سال برای جمهوری اسلامی یکی از سخت‌ترین سال‌ها بود. بعد از ماه‌ها کشمکش در سازمان ملل، فروردین ماه، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای به تعیین گزارشگر ویژه‌ای برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران رأی داد.

نود، سالی بی‌امان بود. هیچکس، از روزنامه نگاران، اقلیت‌های قومی و مذهبی، فعالان کارگری، حقوق زنان، وکلای دادگستری تا رهبران جنبش سبز و فعالان سیاسی در امان نماند. حتی طبیعت؛ فعالان محیط زیست در این سال هشدار دادند که محیط زیست ایران در آستانه «نابودی کامل» قرار دارد. گفتند سیاست‌های نادرست مدیریتی و بی‌توجهی مسئولان دولتی همراه با پدیده‌های طبیعی مانند خشکسالی و فقدان نگرانی جامعه در این خصوص، کار را به جایی رسانده که در سال‌های آینده دیگر مقوله‌ای به نام محیط زیست در ایران باقی نخواهد ماند.

دست کم ۶۷۶ اعدام

سال گذشته با اعدام شروع شد. تعداد قابل توجهی از شهروندان در زندانهای جمهوری اسلامی در نقاط مختلف با اتهامات مرتبط با جرایم مواد مخدر به دار آویخته شدند. اعدام در طول سال هم همچنان ادامه داشت.

سازمان حقوق بشر ایران، که مستندسازی گزارش‌ها و آمار اعدام‌ها در ایران را به عهده دارد، در گزارش سالانه خود، از اجرای ۶۷۶ حکم اعدام توسط جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۱ میلادی خبر داد. بر اساس این گزارش بیشتر موارد اعدام در پیوند با جرایم مربوط به مواد مخدر صورت گرفته بوده و آمار اعدام‌های در ملاء عام نیز، در سال گذشته میلادی نسبت به سالهای قبل رشد چشمگیری داشته است.

محمود امیری مقدم، سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران، در مصاحبه با روز گفت هیچ نشانه‌ای دال بر این وجود ندارد که دستگاه حکومتی ایران در سال جدید از سرعت اجرای احکام اعدام بکاهد.

بر اساس این گزارش تعداد اعدام‌های مخفیانه در سه ماهه آخر سال ٢٠١١ میلادی نسبت به سه ماهه اول کاهش داشته است.

بسیاری از نهادهای مدافع حقوق بشر می‌گویند در کنار اعلام آمارهای رسمی مربوط به مجازات اعدام، تعدادی دیگر از محکومان به صورت مخفیانه در زندانهای مختلف کشور به دار آویخته می‌شوند؛ موضوعی که دادستان عمومی و انقلاب مشهد دست کم اجرای پنج مرحله از آن‌ها را در سه ماه آغازین سال ۱۳۹۰ تائید کرده است.

با این حال، محمد جواد لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر دستگاه قضائی، بار‌ها گفته است: «در ایران هیچ نوع اعدام سرّی وجود ندارد.»

این آمار نزدیک است به تازه‌ترین آماری که در گزارش اسفند ماه احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نقض حقوق بشر در ایران بر آن تاکید شده. احمد شهید در گزارش خود بە شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد که روز چهارشنبه، ۱۷ اسفند ماه، در ژنو انتشار یافت، با تاکید بر موج فزایندە اعدام‌ها توجە اعضای شورا را بە حقایق آماری از ٢٠٠٣ تا ٢٠١١ جلب کردە و گفته این آمار به صورت تقریبی ٧ برابر شدە است.

گزارشگر ویژە تعداد اعدام‌های اعلام شده و مخفیانه سال ۲۰۱۱ میلادی را دست کم ۶٧٠ نفر اعلام کردە است.

انتشار گزارش دوم گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران که حوزه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد، خشم مسئولان قضائی، دولتی و نمایندگان مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی را در پی داشت. مقامات حکومتی که پیش از این تاکید کرده بودند گزارشگر ویژه سازمان ملل را به ایران راه نخواهند داد، در آخرین روزهای سال با عباراتی چون «جاسوس»، «گرگ صفت» و «عامل محافل صهیونیستی» از احمد شهید یاد کرده‌اند.

در سالهای گذشته افراد زیادی که از آن‌ها به عنوان «قاچاقچیان مواد مخدر» یاد می‌شود اعدام شده‌اند بدون آنکه هویت و نام و نشان آن‌ها مشخص شده باشد؛ موضوعی که سال گذشته همزمان با اوج گیری موج دیگری از اعدام‌ها با انتقاد شدید فعالان حقوق بشر روبروشد.

در قوانین مجازات اسلامی، برای محکومانی که به اتهاماتی نظیر قاچاق مقادیر مشخصی از مواد مخدر، تجاوز، سرقت مسلحانه و ارتداد محکوم شوند، مجازات اعدام پیش بینی شده است.

متوسط اعدام در ایران از آغاز سال ۲۰۱۱ تا کنون، بیش از دو نفر در روز بوده که جمهوری اسلامی را در مقام دومین اعدام کننده در جهان، پس از چین، قرار می‌دهد. آمارهای سال نود نشان می دهد، این نسبت در سال گذشته بیشتر شده و ممکن است در سال آینده جمهوری اسلامی به رتبه های بالاتری در این جدول صعود کند.

حصر، حبس و شکنجه

در سال گذشته، نهاد‌های ایرانی و جهانی مدافع حقوق بشر بار‌ها بر نقض مضاعف حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی تاکید و به ویژه از وضعیت رهبران زندانی جنبش سبز ابراز نگرانی کردند.

مهدی کروبی به همراه فاطمه کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، از بهمن ماه سال ۸۹ و به دنبال فراخوانی برای راه‌پیمایی در حمایت از مبارزات مردم تونس و مصر، در حصر خانگی به سر می‌برند. چند ماه پیش به فاطمه کروبی اجازه داده شد که برای معالجه از حصر خارج شود، اما وی پس از انتقال مهدی کروبی به مکانی جدید، امکان حضور در کنار همسر خود را از دست داده است.

حبس و حصر رهبران جنبش سبز در سال ۱۳۹۰ نیز همچنان ادامه یافت. این موضوع در سال گذشته با اعتراض بسیاری از کشور‌ها، نهاد‌ها، و شخصیت‌های مدافع حقوق بشر در ایران و خارج از کشور روبرو شد.

در مرداد ماه، یعنی در پایان ششمین ماه از حصر خانگی میر حسین موسوی و مهدی کروبی و همسران آن‌ها، صد‌ها تن از فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران و شخصیت‌های دانشگاهی ایرانی با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به بیش از ده نهاد و مقام بین‌المللی خواهان آزادی آن‌ها شدند.

آن زمان شیرین عبادی، رئیس کانون وکلای حقوق بشر و برنده ایرانی جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ و یکی از امضا کنندگان این نامه در مصاحبه با روز گفته بود: «آقایان موسوی و کروبی به اتفاق همسرانشان شش ماه قبل بدون اینکه نهاد و یا دادگاهی مسئولیت دستگیری آن‌ها را برعهده بگیرد دستگیر شدند. تاکنون مشخص نیست آیا آن‌ها در زندان هستند یا در خانه‌های خودشان؛ لذا چون هیچ نهادی مسئولیت این بازداشت را نپذیرفته، از منظر ضوابط بین المللی می‌شود این عمل را ربودن و ناپدید شدن نامید.»

در سال گذشته همچنین شکنجه، آزار و اذیت، بازداشت و صدور احکام سنگین برای زندانیان در ایران مورد انتقاد شدید فعالان و نهادهای مدافع حقوق بشر قرار گرفت.

احمد شهید در گزارش جدید خود که در اسفند ماه منتشر شد، یک بار دیگر بر لزوم رسیدگی عادلانه در خصوص خشونت‌های اعمال شده بر زندانیان پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ تاکید کرد.

گزارشگر ویژه سازمان ملل بر ضرورت رسیدگی به دلایل مرگ شهروندانی که در بازداشتگاه‌هایی نظیر کهریزک جان باختند و همچنین محاکمه آن دسته از عاملانی که هنوز مورد بازخواست قرار نگرفته‌اند تاکید کرد.

بسیاری از قربانیان سه دهه حکمرانی جمهوری اسلامی به ویژه قربانیان حوادث پس از انتخابات ایران در گزارش جدید احمد شهید شهادت دادند که در زمان بازداشت مورد شکنجه، آزار و اذیت قرار گرفته و برای مدت زمان طولانی در سلول‌های انفرادی نگهداری شده و در پاره‌ای موارد وادار به «اعتراف اجباری» شده‌اند.

در همین سال یک زندانی سیاسی در زندان بر اثر اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. هدی صابر، روزنامه نگار و فعال ملی ـ مذهبی به دلیل شوک قلبی ناشی از اعتصاب غذا در زندان جان باخت.

او به اتفاق امیرخسرو دلیرثانی، دیگر فعال ملی ـ مذهبی که در بند ۲۵۰ زندان اوین به سر می‌برد از ۱۲ خرداد ماه دست به اعتصاب غذا زده بود. اعتصابی که هیچ خواسته‌ای به همراه نداشت و به گفته خانواده‌های این دو زندانی سیاسی، در اعتراض به کشته شدن هاله سحابی صورت گرفته بود.

هاله سحابی، عضو مادران صلح و فرزند عزت الله سحابی، ۱۱ خردادماه در جریان تشییع پیکر پدرش جان باخت و پیکرش شبانه به خاک سپرده شد.

رسانه‌های حکومتی مدعی شدند که خانم سحابی بر اثر یک ایست قلبی ساده درگذشته اما‌‌ همان زمان شاهدان عینی به روز گفتند که برخوردهای ماموران امنیتی و انتظامی در جریان تشییع پیکر آقای سحابی، عامل جان باختن هاله سحابی است.

سال «سرکوب واژه»

سال نود برای مدافعان آزادی بیان هم در ایران یکی از دشوار‌ترین سال‌ها بود. این سال که از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز سال «سرکوب واژه» نام گرفت، با تعطیلی و توقیف برخی از روزنامه‌ها و نشریات منتقد شروع و با موج جدیدی از بازداشت روزنامه نگاران به پایان رسید.

موج بازداشت و روزنامه نگاران و فعالان رسانه‌ای در ایران از چند ماه پیش شروع شده و اعتراض شمار زیادی از نهادهای مدافع حقوق روزنامه نگاران و بسیاری از دولت‌ها و نهادهای جهانی را به دنبال داشته است.

سازمان گزارشگران بدون مرز در آخرین گزارش خود در سال ۹۰ اعلام کرد در ایران ۴٨ روزنامه‌نگار و وب‌نگار در زندان بسر می‌برند، و جمهوری اسلامی سومین زندانبان روزنامه‌نگاران در جهان است.

مسعود باستانی، کیوان صمیمی، احمد زید آبادی، عیسی سحرخیز، مهدی محمودیان، محمد صدیق کبودوند، نازنین خسروانی، مهسا امر آبادی، کیوان مهرگان، امیرهادی انواری، ریحانه طباطبایی، بهمن احمدی امویی، عدنان حسن‌پور از جمله روزنامه نگارانی هستند که با احکام قضایی روبرو بوده و بیشتر آن‌ها هم اکنون در زندان به سر می‌برند.

در آخرین رده‌بندی آزادی مطبوعات در جهان، که از سوی این سازمان جهانی مدافع حقوق روزنامه نگاران در دی ماه ١٣٩٠ منتشر شد ایران در میان ١٧٩ کشور در مرتبهٔ ١٧۵ قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی در سال نود یک بار دیگر در زمره کشورهای «دشمن اینترنت» در جهان قرار گرفت. فیلتر کردن وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مخالفان از جمله موارد برخورد نهادهای جمهوری اسلامی با فرایند آزادی بیان در فضای اینترنتی است.

سازمان‌های مدافع آزادی بیان در سال گذشته بار‌ها نسبت به بازداشت و صدور احکام سنگین برای فعالان رسانه‌ای در ایران اعتراض کردند. در آخرین مورد سازمان عفو بین الملل نسبت به موج جدید بازداشت فعالان رسانه‌ای درایران انتقاد و همچنین از وضعیت سلامتی مهدی خزعلی، وبلاگ نویس منتقد حکومت ایران ابراز نگرانی کرد.

مهدی خزعلی چندی پیش به دنبال یک اعتصاب غذای ۴۰ روزه، دچار ناراحتی قلبی شده و از زندان اوین به بیمارستان منتقل شده بود. وی پس از بازگرداندن به زندان در نامه‌ای خطاب به مسئولان اوین اعلام کرد در صورت مرگ بر اثر اعتصاب، تنها مقامات پزشکی سازمان ملل اجازه دارند جسد او را کالبد شکافی کنند. بر اساس برخی از گزارش‌ها، آقای خزعلی هم اکنون بیش از شصت روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

محمدصالح فرزند سیزده ساله مهدی خزعلی در مصاحبه با روز ضمن ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی پدرش می‌گوید: «ما هنوز نتوانستیم بابا را ملاقات کنیم. مادرم قرار بود هفته قبل پدرم را ملاقات کند، ولی اجازه ندادند. ما هنوز تلاش می‌کنیم و هر روز امیدوار هستیم که بابا را ملاقات کنیم.»

در حوزه آزادی بیان در فضای مجازی، سعید ملک‌پور، برنامه نویس کامپیو‌تر از جمله افرادی است که در معرض خطر اعدام قرار دارد. او فارغ التحصیل رشته مهندسی متالورژی دانشگاه صنعتی شریف و ساکن کشور کانادا، مهرماه ۸۷ پس از ورود به ایران و در ارتباط با پرونده‌ موسوم به مضلین ۲ مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت و با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، توهین به مقدسات، توهین به رهبری و فساد فی الارض» به اعدام محکوم شد.

بسیاری از دولت‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر از جمله دولت کانادا و اتحادیه اروپا، نسبت به احتمال اجرای قریب الوقوع حکم اعدام سعید ملک‌پور ابراز نگرانی کرده‌اند.

سال زندان وکلا و موکلین

سال ۱۳۹۰ به لحاظ شدت برخورد با وکلای دادگستری و مدافعان حقوق بشر در سی و سه سال حکومت جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود. در این سال، سعید جلالی فر، فعال حقوق کودک، و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.

کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر و دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در همین سال بعد از مدت‌ها بی‌خبری از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان زابل محکوم شد.

در آخرین هفته‌های سال گذشته، عبد الفتاح سلطانی وکیل مدافع زندانی، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی عباس پیرعباسی به ۱۸ سال زندان، تبعید به شهر برازجان و ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شد.

چند روز پس از آن نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر نیز از سوی شعبه ۵۴ تجدید نظر دادگاه انقلاب اسلامی به ۶ سال زندان محکوم شد.

خانم محمدی بلافاصله در مصاحبه با روز، صدور احکام سنگین برای اعضای این کانون را «غیرقانونی و سیاسی» خواند و گفت: «این نوع برخورد‌ها تاثیر چندانی در روند تحولات جامعه ما نخواهد داشت. شخصا نسبت به آینده خوش بین هستم. ملت ما خواهان مطالبات حقوق بشری و مسالمت جویانه خودست و هیچ چیزی نمی‌تواند مانع از طرح و تحقق آن‌ها شود.»

ابلاغ این حکم و موج جدید فشار بر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، با اعتراض شماری از نهادهای بین المللی از جمله سازمان عفو بین الملل و برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر روبرو شد.

برنامه نظارت که متشکل از برنامه مشترک «فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر- FIDH» و «سازمان جهانی مبارزه با شکنجه –OMCT» است، در بیانیه‌ای، صدور احکام سنگین برای مدافعان حقوق بشر در ایران را محکوم کرد.

در بیانیه جدید که روز سه شنبه، ۱۶ اسفند ماه صادرشده، دبیر کل سازمان جهانی مبارزه با شکنجه، جرالد استابِرُک، با اشاره به محکومیت نرگس محمدی به ۶ سال حبس گفته است: «دولتمردان با صدور حکم‌های سنگین زندان، تبعید و محرومیت از اشتغال به حرفه حداکثر تلاش خود را برای به حاشیه راندن مدافعان حقوق بشر به عمل می‌آورند. زندانیان عقیدتی و دیگر زندانیان سیاسی پیوسته قربانی شکنجه و بدرفتاری‌های دیگر و نیز مجازات اعدام هستند. تمام این اقدامات با هدف ترساندن تمامی جامعه و وادار کردن آن به سکوت مرگبار انجام می‌شود.»

کانون مدافعان حقوق بشر، در سال ۱۳۸۰ توسط شیرین عبادی، محمد علی دادخواه، محمد سیف‌زاده، محمد شریف و عبدالفتاح سلطانی، از وکلای فعال دادگستری در ایران تشکیل شد.

از اعضای هیات موسس این کانون، هم اکنون محمد سیف‌زاده و عبدالفتاح سلطانی در زندان به سر می‌برند.

نسرین ستوده دیگر وکیل دادگستری، در سال ۹۰ از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شد.

بعد از حوادث انتخابات سال ۱۳۸۸ شماری از وکلای دادگستری به اتهام‌های مختلف احضار، بازداشت و زندانی شده‌اند.

بازداشت‌ها؛ از کردستان تا بلوچستان

سال گذشته همچنین برای اقلیت‌های قومی و مذهبی در ایران سال پرفراز و نشیبی بود. سالی که به گفته فعالان شهروندان ساکن این مناطق حتی بیشتر از سالهای گذشته از حقوق انسانی خود محروم ماندند.

‎گزارش جدید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران که در اسفند ماه در ٣۶ صفحە منتشر شد، پرونده‌های متعددی را در ضمیمە خود داشت که اسامی ده‌ها تن از قربانیان نقض حقوق بشر از جملە قربانیان گروەهای قومی را در بر می‌گیرد.

در بخش مربوط به اقلیت‌های قومی مذهبی این گزارش به اسامی ۱۵ شهروند کرد اشاره شده که در سال ۲۰۱۱ با اتهاماتی نظیر «اقدام علیە امنیت ملی، مفسد فی الأرض و جاسوسی» به اعدام محکوم شده و در انتظار اجرای حکم به سر می‌برند.

در این بخش همچنین به موضوع فشار و تبعیض اقتصادی- اجتماعی «شدید» در مورد اقلیت‌های قومی مذهبی اشاره شده کە شامل مصادرە زمین و مایملک، ممنوعیت اشتغال، محدودیتهای اجتماعی، فرهنگی و حقوقی می‌شود.

موضوع کشتار «کولبران کرد» در مرزهای غربی، حقوق اقلیت بلوچ، بازداشت گسترده معترضان آذربایجانی به خشک شدن دریاچه ارومیه و همچنین بازداشت‌های اخیر شهروندان عرب در جنوب ایران موضوعاتی بود که در آخرین گزارش‌های مربوط به نقض حقوق بشر در ایران بر آن‌ها تاکید شد.

حقوق اقلیت‌های مذهبی از جمله اقلیت بهایی، دراویش گنابادی، اهل سنت، نوکیشان مسیحی و پیروان آئین یاری در سال گذشته همواره از سوی جمهوری اسلامی نقض شد.

طبق اصل ۱۲ قانون اساسی دین رسمی جمهوری اسلامی، اسلام، مذهب جعفری اثنی عشری است. از پیروان دیگر مذاهب اسلامی چون حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، زیدی به اقلیت تعبیر نشده و در‌‌ همان اصل عنوان شده که پیروان این مذاهب از احترام کامل برخوردارند، ولی در هر حال اگر چه آن‌ها هم در برابر اکثریت شیعه مذهب، اقلیت مذهبی به حساب می‌آیند و اصل ۱۲ قانون اساسی موجودیت و حفظ هویت آن‌ها را به رسمیت شناخته و به آن‌ها اجازه داده در مراسم مذهبی خود و تعلیم و تربیت دینی طبق فقه خویش آزادانه عمل نمایند و در احوال شخصیه و دعاوی مربوط به آن نیز مقررات فقهی خودشان مجری بوده و در دادگاه‌ها بر همین موازین عمل می‌شود.

در رابطه با غیر مسلمانان هم اصل سیزدهم قانون اساسی تصریح می‌کند: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتی دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند.»

بر اساس اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی، زبان، خط رسمی و مشترک مردم ‏ ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.

اما با وجود تاکیدات زیاد گروه‌های سیاسی و فرهنگی غیر فارسی زبان در ایران، هنوزاین اصل به صورت کامل به اجرا در نیامده و همواره به عنوان یکی از اصول معلق مانده قانون اساسی مورد انتقاد افراد و گروهای مختلف و حتی نمایندگان مجلس قرار گرفته است.

در تازه ترین موارد اعتراض به نقض حقوق اقلیت های قومی مذهبی در ایران، سازمان عفو بین الملل خواستار تلاش جهانی برای جلوگیری از اعدام پنج شهروند عرب ایرانی شده است. عبدالرحمان حیدری، طاها حیدری و جمشید حیدری، خویشاوند آنان به نام منصور حیدری و فرد دیگری به نام امیر معاوی همگی سال گذشته در جریان ناآرامی هایی در استان خوزستان در شهر اهواز بازداشت شدند.

۹۰، سال فجایع محیط زیستی

به اعتقاد بسیاری از فعالان زیست محیطی در ایران، سال گذشته یکی از پرتلاطم‌ترین سال‌ها برای طبیعت ایران بود که طی آن خسارات جبران ناپذیری در نقاط مختلف کشور بر جنگل‌ها، دریاچه و تالاب‌ها وارد شد.

در این سال ایران در تازه‌ترین جدول بندی سازمان بهداشت جهانی، دارنده رتبه آلوده‌ترین‌ها بود و شهرهای اهواز و سنندج نیز به ترتیب در رتبه‌های اول و سوم قرار گرفتند.

انتشار این گزارش در مهر ماه، همزمان بود با جدی‌تر شدن بحران محیط زیست در کشور. در همین ماه مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس اعلام کرد تالاب بختگان کاملا خشک شده و چشمه گنبان تنها به بخش کوچکی از این تالاب آب می‌رساند.

دریاچه‌های طشک و بختگان، از بزرگ‌ترین و پرآب‌ترین دریاچه‌های کشور محسوب می‌شوند که در سالهای پرباران گسترش یافته و به هم می‌پیوندند.

موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه، نیز یکی از جدی‌ترین موارد بحران محیط زیست در ایران در سال گذشته بود که در همین سال به یکی از مشکلات پیش روی دولت و مجلس تبدیل شد. طرح‌های ارائه شده از سوی نمایندگان مجلس با مخالفت و نارضایتی شماری از شهروندان آذربایجانی روبرو شد.

دریاچه ارومیه به عنوان بزرگ‌ترین دریاچه ایران و یکی از ۲۰ دریاچه پهناور جهان در طول سالهای گذشته و به ویژه از ابتدای سال گذشته با دشوار‌ترین شرایط حیاتش روبه‌رو شده و به گفته کار‌شناسان محیط زیست در آستانه نابودی قرار گرفته است.

در همین سال آلودگی هوای پایتخت با اعتراض شماری از نمایندگان مجلس روبرو شد. تهران یکی از آلوده‌ترین کلان شهرهای دنیا است. کار‌شناسان محیط زیست می‌گویند پدیده آلودگی هوا در این شهر سالانه باعث مرگ و میر بسیاری از شهروندان می‌شود.

آتش سوزی گسترده در جنگل‌های گلستان، مازندران و کردستان، قطع گسترده درختان جنگلی و نابودی پوشش گیاهی مناطق مختلف توسط نهادهایی مانند دولت و سپاه پاسداران به بهانه‌هایی مانند ساخت و ساز جاده، سد و… نابودی، انقراض یا در معرض انقراض قرار گرفتن بسیاری از گونه‌های حیات وحش مانند فک دریایی، تنها پستاندار ساکن دریای مازندران، برخی دیگر از موارد بحران محیط زیست در یک سال گذشته ایران بود که به نظر کار‌شناسان در صورتی که به صورت جدی در راستای رفع آن‌ها تلاش نشود، کشور را یک سونامی محیط زیستی روبرو خواهد کرد.

زنان، دانشجویان، فعالان کارگری، همجنس گرایان

سال گذشته اما برای دیگر قشرهاهم به لحاظ نقض حقوق بشر سال دشواری بود.

فعالان حقوق زنان می‌گویند در سال نود هر چند جنبش زنان همچنان به فعالیت‌های خود در داخل و خارج از ایران ادامه داد، اما تغییری در بهبود وضعیت آن‌ها صورت نگرفت، حتی فشار‌ها و محدودیت‌های فعالیت در این زمینه هم بیشتر شد.

وضعیت دانشجویان نیز درسال گذشته مورد انتقاد جدی مدافعان حقوق بشر قرار گرفت. در این سال گزارش‌های متعددی در رابطه با نقض آزادی بیان، ممنوعیت تجمع و همچنین محرومیت از حق تحصیل به خاطر داشتن عقاید سیاسی منتشر شد. بسیاری از فعالان دانشجویی احضار، شماری بازداشت و تعدادی هم با دیگر احکام سنگین قضایی روبرو شدند.

حقوق فعالان کارگری نیز در سال ۹۰ با محدودیت‌های جدی تری روبرو شدند. در ایران تشکیل سندیکا‌ها و اتحادیه‌های مستقل کارگری ممنوع اعلام شده و شمار زیادی از کارگران به علت تلاش برای به دست آوردن حقوق صنفی خود احضار، بازداشت و اخراج می‌شوند. تنها در یک مورد سازمان عفو بین الملل بازداشت رضا رخشان، رئیس سندیکای «هفت تپه» را به مدت شش ماه در سال گذشته تائید کرد. هر چند او در ماه ژانویه با وثیقه سنگین ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.

نقض حقوق همجنسگرایان در ایران هم سال گذشته با انتقاد چند سازمان جهانی مدافع حقوق بشر قرار گرفت. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرد که جامعه همجنسگرایان زن و مرد در ایران، دو جنس گرا‌ها و فراجنسیتی‌ها با آزار، اذیت و مجازات ظالمانه روبرو هستند و حقوق آن‌ها از جمله حقشان بر زندگی نقض می‌شود.

منبع:روز

احمد شهید:اعتراف لقمان و زانیار مرادی،تحت شکنجه و تهدید به تجاوز


سازمان حقوق بشر ایران، ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۰: احمد شهید گزارشگر ویژە ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گزارش خود را در روز ١٢ مارس ٢٠١٢ بە اجلاس در یک سخنرانی ١٠ دقیقەای بە اعضای شورا و گروەهایی حقوق بشری ارائە داد.

سازمان حقوق بشر ایران ضمن ارزیابی مثبت از تقدیم گزارش تازە گزارشگر ویژە استقبال کرد. محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در گفتگویی با وبسایت ما اعلام کرد:» این گزارش مهم و جامع است و موارد نقض شدید حقوق بشر در ایران را بخوبی مستند کردە است.» وی در ادامە ضمن اشارە بە عدم همکاری جمهوری اسلامی در دادن ویزا بە گزارشگر ویژە گفت:» طبیعی است کە باین ترتیب نمی توان انتظار داشت گزارش حاضر موارد بیشتری از نقض حقوق بشر در داخل را پوشش دهد». امیری مقدم در پایان گفت: «سازمان حقوق بشر ایران امیدوار است کە دورە ماموریت آقای شهید تمدید شدە تا موارد متعدد دیگر از نقض حقوق بشر را نیز مستند کند.»

احمد شهید هنگام تقدیم گزارش در سخنرانی خود ضمن اشارە بە عدم همکاری جمهوری اسلامی از جزئیات دقیقی از چند پروندە نقض حقوق بشر در ایران پردە برداشت.

از جملە مواردی کە احمد شهید در ابتدای سخنرانی خود بیان کرد موضوع اعترافات زانیار و لقمان مرادی بود کە در زیر شکنجە و تهدید بە تجاوز گرفتە شدە است. آقای شهید گفت:»بە گزارش منابع مختلف زانیار و لقمان مرادی کە در سال ٢٠٠٩ بە اتهام کشتن پسر امام جمعە دستگیر شدند. آنها ٩ ماە اول را بدون هر گونە محکومیتی در بازداشت موقت سپری کردند. شاهدان گفتند کە این دو نفر زیر ضرب و شتم شدید و تهدید بە تجاوز وادار بە اعتراف بە اتهام قتل شدند. شهادتها حاکیست کە این پروندە هیچ شاهد و مستندی نداشتە و همچنین متهمین دسترسی کافی بە کمکهای حقوقی نداشتەاند. حکم اعدام آنها از طریق طناب دار و در ملاءعام بە تاریخ ٢٢ دسامبر ٢٠١٠ در شعبە ١٥ دادگاە انقلاب تهران صادر شدە است.»

گزارشگر ویژە در بخش دیگری از سخنان خود بە موضوعات مهم دیگری اشارە کرد از جملە مواردی کە سرکوب حامیان و مدافعین حقوق بشری را یادآوری میکرد. وی در این مورد چنین گفت: «گزارشات مکرری مبنی بر اینکە افرادی کە می خواستند اقدام بە دفاع از متهمین کنند نیز با مجازات شدیدی مواجە شدەاند، بدست ما رسیدە است. بطور مثال عبدالفتاح سلطانی وکیل مدافع و برندە جایزە حقوق بشری نورنبرگ بە اتهام «تبلیغ علیە نظام»، «شرکت در پایەگذار مرکز مدافعین حقوق بشر»، «تجمع و تبانی علیە نظام»، «پذیرش جایزە غیر قانونی» و درامدهای غیرقانونی ناشی از این جایزە، دستگیر شدە است. آقای سلطانی با بە ١٨ سال زندان و ٢٠ سال ممنوعیت شغلی محکوم شد. بە همین ترتیب خانم نرگس محمدی مدافع حقوق بشر و معاون مرکز «مدافعین حقوق بشر کە توسط برندە جایزە نوبل خانم شیرین عبادی تاسیس شدە است، اخیرن بە ٦ سال زندان در شعبە ٢٦ دادگاە انقلاب در تهران محکوم شدەاست.»


منبع:سازمان حقوق بشر ایران

گورستان گمنام تهران،این ویدیو بسیار دردناک است و بسیار روی اعصاب تاثیر میگذارد !