گزارش رویترز از ثروت رهبری نشان میدهد که چرا و چگونه رهبر ایران توانسته است سالها سربازان گم نام خود را برای سرکوب مردم ایران تطمیع کند . این گزارش نشان میدهد که سود دشمنی با اقلیتهای مذهبی به جیب چه کسی میرود و این دشمنیها چه منفعت عظیمی برای رهبر ایران دارد، چه از بعد اقتصادی و چه از منظر تقسیم قدرت در کشور . اکنون مشخص میشود که به عنوان مثال دشمنی با بهائیان و مصادره اموالشان نه برای حفظ بیضه اسلام که برای سود کلانی است که نصیب رهبر و همپیالگانش میکند .
نکته قابل توجه جایگاه و نقش مجلس در این فرایند ثروت اندوزی است . مجلسی که نه نماینده مردم ایران که کارچاق کن رهبر ایران است. حدوداً ۲ سال پیش که مجلس ایران کلیهٔ نهادهای وابسته به رهبری را از تحقیق و تفحص معاف کرد باید میدانستیم که چه دزدیها و مال اندوزیهایی زیر پوشش این نهادها انجام میشود و چه کسانی با رهبر ایران در این چپاولگری هم داستان هستند و ماشین سرکوب و کشتار رهبری را تقویت میکنند. در نهایت به خوبی میتوان دید که چگونه قدرت رهبری ثروت او را افزایش میدهد و چگونه ثروت او قدرت او را تقویت میکند .
از هر گروه و با هر دیدگاه این روزها همه با هم همصدا شدند ، چرا که شاید همه به این نتیجه رسیدهاند که پیروزی تنها در گرو اتحاد است !
صدها سال است که استبداد گلوی مان را گرفته است و دیکتاتورها راه نفس را بر ما بسته اند، اما هیچگاه این گونه جباریت به عمق روحمان نفوذ نکرده بود. جباریتی که هر روز از ما برمی آید، در شهر میپیچد و باز شب هنگام به ما باز میگردد و بر سرمان کوبیده میشود. جباریتی که هر روز با اعتقادات و مقدسات ما آبیاری میشود و ریشه در خاک این سرزمین میدواند و تنومند تر میشود. آنچه امروز فرزندان این سرزمین را درمانده تر از همیشه به کام خود کشیده است استبداد آمیخته با مذهب است، آمیخته با عقاید دینی و شارع مقدس! آمیخته با قرآن و محمد.
در این سرزمین اسلامی و تحت سلطهٔ ولایت فقیه و با نام اسلام ناب محمدی، چه سرها که بر بالای دار نرفت. و هنوز این مردمان زخمهای دههٔ شصت را فراموش نکرده اند، که حتا این نامردمان به دختران باکرهٔ زیر ۱۸ سال هم رحم نکردند و پس از یک شب همخوابه کردن اجباری آنان با پاسداران و سربازان گمنام امام زمان آنان را به دار آویختند، دخترکانی که نه از دین و نه از سیاست، از هیچکدام هیچ نمیدانستند و کودکی بیش نبودند. و این فریضهٔ مقدس! اعدام هنوز هم بعد از ۳۰ سال ادامه دارد و گلوی مردمان این مرز و بوم را میفشارد.
در این کشور اسلامی چگونه میتوان سخن از حقوق شهروندی به میان آورد، وقتی نیمی از جمعیتش به نام اسلام شهروند درجه ۲ محسوب میشوند. یا چگونه میتوان دم از حقوق بشر زد در حالی که هر روز زندانیان سیاسی و بعضا غیر سیاسی مورد شکنجه و تجاوز قرار میگیرند، و دگر اندیشان تحت فشارهای شدید وادار به اعترافات تلویزیونی میشوند.
در این سرزمین اسلامی و شیعی، چگونه میتوان دم از عدالت و برابری زد در حالی که همه جا بر درو دیوار شهر میتوان آگهی فروش کلیه را دید، میتوان دخترکانی را دید که تن فروشی میکنند، یا پسرکانی که ناچار به انجام کارهای سخت در سنین کودکی و رها کردن درس و مدرسه میشوند برای لقمهٔای نان. اما از آن سؤ صاحبان قدرت و منادیان اسلام هر روز بیشتر و بیشتر بر منابع ثروت چنگ میاندازند، و با دلارهای نفتی جیبهایشان را پر میکند، و نیروهایی سرکوب را مجهزتر تا هر صدایی را در نطفه خفه کنند.
اما به راستی در کجا باید به دنبال ریشههای این همه درد و ظلم بگردیم، در دولتمردان و رهبران فاسدی که دین و اسلام را به نام خود زده اند و با نام اسلام و قرآن میکشند و میدزدند و شکنجه میکنند، و یا در دینی که راه را برای منادیانش باز گذاشته است، و یا شاید هر دو.
به گمانم ریشههای دردهایمان را نه فقط در حاکمان فاسد اسلامی بلکه باید در خود اسلام جستجو کرد، دینی که با شعار چشم در برابر چشم انتقام را ترویج میکند. دینی که کشتن، تجاوز، و کنیز و برده داری را جایز میداند، دینی که کتک زدن زن را مجاز میشمارد و او را در حد یک ابزار جنسی برای مرد تنزل میدهد، زن را نصف مرد میداند و هرگز اعتقادی به برابری ندارد. دینی که از روز نخست با زور شمشیر و ریختن خون توسعه یافت و ریختن خون دگر اندیشان را واجب کرد
حال آنکه آیا اعتقاد به چنین دین مستبدی حاصلی جز جامعهای مستبد و غرق در استبداد دینی و دیکتاتوری سیاه به همراه خواهد داشت. دیکتاتوری و سیاهی که تا درون خانههایمان نفوذ کرده و ما را در برابر همسر و فرزندانمان و آنها را در برابر ما قرار داده است. استبدادی که در کوچهها و خیابانهای شهر و در رفتار مردمان به وضوح قابل رویت است، و آنقدر سیاه که ما را قادر میسازد جان دادن و مرگ انسان و انسانیت را به نظاره بایستیم و دم نزنیم.

نمونه کامل یک آدم " نون به نرخ روز خور " ، " فرصت طلب " ، " از آب گٔل آلود ماهی بگیر " و ... شاید هم خوش فکر !! پیش خودش حساب میکنه چرا وقتی حکومت داره با آمریکا بازی میکنه و سود میبره من نکنم !؟؟!!؟؟
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
باشگاه خبرنگاران: یک مغازه دار با توجه به نزدیک شدن به 13 آبان و "روز تسخیر لانه جاسوسی"، در ابتکاری جالب اقدام به فروش پرچم های آمریکا برای آتش زدن نموده است تا با اینکار معترضین را همراهی کرده و نفرت خود را از این کشور نشان دهد.
پرچم آمریکا و اسرائیل جهت زیر پا گذاشتن و آتش زدن موجود می باشد

متأسفانه روز بروز بر فشارها و ستمهای حکومت ایران اضافه میشود . به خصوص بر اقلیتهای مذهبی و باز هم به خصوص بر مسیحیان و نوکیشان مسیحی . در این رابطه امروز ، خبرها در سایتهای مختلف حاکی از آن بود که چهار شهروند مسیحی به جرم نوشیدن شراب ، از سویٔ دادگاهی در ایران نفری ۸۰ ضربه شلاق محکوم شدند . نوشیدن شراب جزیی از مراسم مذهبی مسیحیان است که در عشای ربانی نوشیده میشود البته لازم به توضیح است از آنجا که شاید هنوز برای خیلیها جا نیفتاده باشد که منظور از نوشیدن شراب ، مراسم عیش و نوش و پارتی نیست ، شرابی که در کلیسا نوشیده میشود در جریان مراسم است درواقع سمبلی از خون عیسی مسیح است و به واسطه آن انسان مست شراب نخواهد شد چرا که نه الکل بالای دارد و نه مقدار آن برای نوشیدن هر شخص زیاد است ! میدونم که خیلی از شما در مورد این توضیحات کوتاهی که دادم آگاهید اما متاسفانه از آنجا که حکومت ایران هیچگاه نگذاشت مردم در مورد مسیح و آداب نیایش مسیحیان اطلاعات کافی داشته باشند برای آن دستهای بود که شاید نمیدانستند . امروز کلیسا سوئدی استکهلم بودم و در مراسم ربانی من هم تکّه کوچکی نان و یک جرعه شراب مانند تمام ایمانداران نوشیدم . وقتی مراسم تمام شد و از کلیسا خارج شدم مسلمان دیدم ، بودایی دیدم و در مسیر خانه آدمهای زیادی با مذهبهای مختلف دیدم و جالب این بود که هیچ کدام از اعتقاد و مذهبشان نمیترسیدند و جالبتر که حتی فکر نمیکردند که شاید مذهبشان برایشان خطری از سویٔ دولت محسوب بشه !
خداوندا ، ای پدر آسمانی ، دعا میکنیم برای این ۴ برادر مسیحی ( بهزاد تعالی پسند، مهدی رضا امیدی (یوهان) مهدی دادخواه (دانیال) و امیر حاتمی (یوهانا) که در دستان جلادان حکومت ایران اسیر هستند و به ناحق برایشان حکم بریدند ، دعا میکنیم این حکم شلاق که با دستان ناپاک قاضی دادگاه ایرانی صادر شده باطل بشه و دعا میکنیم برای تمام شهروندان مسیحی که تمام فشارها و تبعیضها را تحمل میکنند دعا میکنیم برای تمام زندانیان مسیحی در بند جمهوری اسلامی .
طلبیدم بر نامت
عیسی مسیح
امین
به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از روزنامه بریتانیائی ایندپندنت، دادگاهی در ایران چهار شهروند مسیحی را در شمال کشور به جرم شراب خواری با وجود مجاز بودن نوشیدن شراب در مذهب مسیحی به 80 ضربه شلاق محکوم کرد.
العربیه در ضمن نقل این خبر از منبع نوشته است: جمهوری اسلامی ایران نوشیدن شراب را که جزیی از مراسم مذهبی مسیحیان است، نمی بخشد و از آن چشم پوشی نمی کند.
ایندپندنت با ذکر جزئیات بیشتر نوشت؛ این حکم که یکشنبه 14 مهر ماه (ششم ماه اکتبر) توسط دادگاه شهر رشت صادر شد، روز شنبه 28 مهر ماه (بیستم اکتبر2013
) به آنها ابلاغ شد و در آن آمده است که ده روز فرصت دارند تا به آن اعتراض و تقاضای فرجام خواهی کنند. اتهام دیگر این افراد در اختیار داشتن آنتن ماهواره ای می باشد.
مطابق خبر اسامی محکومین عبارتند از؛ بهزاد تعالی پسند، مهدی رضا امیدی (یوهان) مهدی دادخواه (دانیال) و امیر حاتمی (یوهانا).
ایندپندنت سپس از قول شخصی که او را مدیر عامل همبستگی جهانی مسیحیان خوانده است و بیانیه ای در این مورد منتشر کرده می نویسد: “احکام صادره علیه این چهر عضو کلیسای ایران که در مراسم مذهبی خود و در عشای ربانی شرکت کرده بودند، به طور جدی آزادی عبادت را مورد تعدی قرار می دهد و آزادی عبادات دینی حق انسان و تعرض به آن غیر قابل قبول است”.
وی در بیانیه خود تاکید می کند:” ما از مقامات ایران می خواهیم که از مسئولیت های بین المللی خود، خصوصا از پیمان بین المللی حقوق مدنی شهروندان که حق عبادات هر مذهب و ایمان را تضمین میکند، شانه خالی نکنند”.
به گزارش ایندپندنت، این احکام خشن زمانی صادر می شود که دولت سخت گیریهای شدیدی را علیه آنچه که کلیساهای خانگی نامیده شروع کرده است.
براساس یک برآورد وزارت امورخارجه آمریکا حدود 370 هزار نو ایمان مسیحی در ایران زندگی می کنند. البته مسیحیان ایران این رقم را حداقل یک میلیون نفر تخمین می زنند.

محمد نوری زاد در مراسم سالگرد ستار بهشتی با تجلیل از مقام این زندانی سیاسی به انتقاد از مسئولان و نمایندگان مجلس پرداخت و گفت: ما خون فرزند شما را دیدیم، نه تنها انکار نمی کنیم بلکه در کنار شما هستیم. مردم فراموش نمیکنند که بدهکار خون شهیدان جنبش سبزند.
وی در مراسم ستار بهشتی با اشاره به خون کسانی که طی سالهای گذشته ریخته شده، گفت: کجا فریاد این عزیزان شنیده می شود؟ اگر صدای فریاد شما را نمایندگان و سیستم قضایی نمی شوند، مردم می شوند. مردم فراموش نمی کنند که بدهکار چه کسانی هستند. شما پرچمدار راه ما هستید که فراموش نکنیم کجا باید برویم.
محمد نوری زاد، نویسنده دفاع مقدس در سخنان کوتاهی با انتقاد از عدم توجه مسئولان و مقامات سیاسی و قضایی به گفت: کجاست رییس جمهوری ما؟ کجاست نمایندگان مجلس، کجاست یک قاضی. کجایند آنان که فریادشان گوش فلک را پر کرده است. وی ادامه داد: هر فریادی که شما می کشید، رهبر می شنود، نمایندگان می شنوند، قاضی ها می شنوند ولی متعمدانه جواب نمی دهند.
متن کامل سخنان محمد نوری زاد به شرح زیر است:
من به سهم خودم تسلیت میگویم به این مادر بزرگوار …
من صدای فریاد شما را میشنیدم که ستار را صدا میزدید، اما مخاطبی پیدا نمیکنید. فریاد میزدید صدای خودتان را به کسانی برسانید که صدای شما را نمیشوند … شما داد میزنید تا مگر صدای شما را دستگاه قضایی بشنود. اما من تعجب میکنم چرا صدای شما را کسی نمی شنود. گفتم اگر همه نقاشان جمع شوند و چهرهای از یک مستضعف را بخواهند ترسیم کنند چهره شما را به عنوان نمونه باید انتخاب کنند. شما تمثیلی از یک مستضعف هستید که این انقلاب برپا شد برای جانبداری از آنها. انقلابی برپا کردیم، آتش گرفیتم، سوختیم، کشته دادیم تا از امثال شما دفاع کنیم. فردی مثل شما را پاسداری کنیم از شما صیانت کنیم ولی همه نمایندگان مجلس ۲۹۰ نفر بر صندلیهایشان نشستند و خون فرزند شما را دیدند و انکار کردند. همه قاضیان دستگاه قضا، خون فرزند شما را دیدند و انکار کردند. بیت مکرم رهبری خون فرزند شما را دید و انکار کرد.
ما آمدیم بگوییم که ما خون فرزند شما را دیدیم و نه تنها انکار نمیکنیم بلکه در کنار شما هستیم. داغ شما را میفهیمم. سوز شما را میفهیم. من دارم نگاه میکنم تو این جمعیت چرا یک نماینده مجلس نیست که بیاد بگوید خانم بهشتی، مادر ستار بهشتی، من یکی از ۲۹۰ نفری هستم که صدای شما را شنیدم؟ یک قاضی بیاید اینجا بگوید که من صدای شما را شنیدم. کجایند مسولین ما؟ کجاست ریس جمهور ما؟ کجاست آقای خاتمی؟ کجایند آنان که فریادشان گوش فلک را پر کرده است؟ آنها شما را تنها گذاشتند. شما چرا باید اینقدر فریاد بکشید؟ چرا حنجره شما باید خسته بشود؟ چرا باید خودتان را بزنید؟
مادر من. شما را انکار کردند به خاطر اینکه اگر صدای شما را میشنیدند، باید خودشان را انکار میکردند. باید پای بر روی منافع خودشان میگذاشتند. خون فرزند شما را انکار کردند به خاطر چی؟ به خاطر اینکه حیثیت تبهکاری دارند. وجودشون تباهکاره است. دزدند و بر دزدیها اصرار میورزند و اگر خون فرزند شما را پاس بدارند، مجبورند به همه خونهای ریخته شده جواب بدهند و پاسخ بدهند. عزیز من، مادر من. ما در کنار شما هستیم. غم شما را میفهیمم. سوز شما را میفهیمم و سوز فرزند شما را و راه فرزند شما را میدانیم … ادامه میدهیم و از این رفتن ها و فریاد کشیدنها خسته نمیشویم. شما عزیز ما هستی در خانه تک تک ما حضور داری. من اطمینان دارم هر بار که اینجا فریاد میکشی رهبر صدای شما را می شنود اما پاسخ شما را نمیدهد. هر فریادی که اینجا میکشید نمایندگان مجلس صدای شما را میشنوند ولی متعمدانه جواب نمیدهند. هر فریادی که اینجا میکشید تمام سیستم قضایی ما و قاضیان ما صدای شما را میشنوند اما جواب نمیدهند.
این انقلابی که برپا شده بود برای حمایت از مستضعفین! چه مستضعفی بالاتر از شما. این چهره، چهره یک مستضعف واقعی است. کجا باید صیانت بشود این حق کجا باید ادا بشود این خون کجا باید پاسداری بشود؟
اینها (اشاره به اکرم نقالی، مادر سعید زینالی و شهناز کریمبیگی، مادر ممصطفی کریمبیگی) فرزندانشان و خون فرزندانشان انکار شده. این مادر شهیدی است که خون فرزندش را نظام ما انکار میکند. این مادر فرزندش را ده سال است، بیش از ده سال است که بردند و خبری ندارد و ما انکار میکنیم. ما این انقلاب را به خدا قسم بر پا کردیم برای حمایت و صیانت از اینها. اینها مستضعفین واقعی سرزمین ما هستند. ما وقتی دست به گلوی آمریکا میگذاریم، جر میدهیم، حنجرهایمان را و مرگ بر آمریکا میگوییم، عزیزانی داریم اینجا که فریادشان شنیده نمیشود. اینها کجا بروند فریاد بکشند؟
اما من میگویم صدای فریاد شما را اگر ۲۹۰ نفر نماینده مجلس نمیشنود، اگر سیستم قضایی صدای شما را نمیشنود، اگر رهبر صدای شما را نمیشنود، مردم صدای شما را میشنوند. مردم فراموش نمیکنند که بدهکار چه کسانی هستند، شما پرچمهای راه ما هستید که ما فراموش نکنیم به چه راهی باید برویم و به چه کسانی بدهکاریم. من به نمایندگی از طرف همه مردمی که سوز این مادر و مادران را در سینه دارند و برای اینکه فراموش نکنیم به چه کسانی بدهکاریم، سر این مادر گرامی را میبوسم و به این بوسه افتخار میکنم.
منبع :خبر نامه ملی ایرانیان