15 mars 2012

۲۷ زندانی سیاسی معرض اجراي اعدام + فهرست اسامي


بنا به گزارش هاي رسيده, اين 27نفر از زندانيان سياسي در معرض اجراي حكم اعدام قرار دارند:

۱- رشید آخکندی : در ارديبهشت ماه سال ۱۳۷۸ در اصفهان دستگیر شد و از سوی دادگاه انقلاب سنندج پس از یک سال بازداشت محارب شناخته شد و به اعدام محکوم شد.

۲- بهروز آلخانی : در ۱۶ آبانماه ۱۳۹۰ از سوی دادگاه انقلاب ارومیه محارب شناخته شده و به اعدام محکوم شد. وی اکنون در زندان مرکزی ارومیه بسر می برد.

۳- رضا اسماعیلی فرزند توفیق : از سوی دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. رضا اسماعیلی که از اهالی یکی از روستاهای شهرستان سلماس میباشد به اتهام همکاری با احزاب معاند نظام بازداشت شده و پس از ۵ ماه بازداشت از سوی اداره اطلاعات به اعدام محکوم شد.

۴- حبیب افشاری : در روز دوشنبه ۲۶ دی ماه ۱۳۹۰ از سوی دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد محارب شناخته شده و به اعدام محکوم شد.

۵- علی افشاری : در روز دوشنبه ۲۶ دی ماه ۱۳۹۰ از سوی دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد محارب شناخته شده و به اعدام محکوم شد.

۶- سید سامی حسینی : در ۱۵ خرداد ۱۳۸۷ از سوی نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد . سید سامی حسینی از سوی دادگاه انقلاب ارومیه محارب شناخته شده و به اعدام محکوم شد.

۷- یاور رحیمی : شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، برای شش فعال مذهبی كرد، به اتهام "اقدامات تروریستی" و "عضویت در گروه سلفی" حكم اعدام صادر كرده است.

۸- اصغر رحیمی : شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، برای شش فعال مذهبی كرد، به اتهام "اقدامات تروریستی" و "عضویت در گروه سلفی" حكم اعدام صادر كرده است.

۹- بهنام رحیمی : شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، برای شش فعال مذهبی كرد، به اتهام "اقدامات تروریستی" و "عضویت در گروه سلفی" حكم اعدام صادر كرده است.

۱۰- مختار رحیمی : شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، برای شش فعال مذهبی كرد، به اتهام "اقدامات تروریستی" و "عضویت در گروه سلفی" حكم اعدام صادر كرده است.

۱۱- بهمن رحیمی : شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، برای شش فعال مذهبی كرد، به اتهام "اقدامات تروریستی" و "عضویت در گروه سلفی" حكم اعدام صادر كرده است.

۱۲- مردان ملكی : شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، برای شش فعال مذهبی كرد، به اتهام "اقدامات تروریستی" و "عضویت در گروه سلفی" حكم اعدام صادر كرده است.

۱۳- انور رستمی : در دی ماه ۸۷ درشهر کرمانشاه بازداشت شد. وی به اتهام عضویت در یکی از احزاب اپوزسیون سیاسی کرد و اختلال در نظم وامنیت ملی وشرکت درتظاهرات خیابانی در اعتراض به قتل شوان قادری به اعدام محکوم شد.

۱۴- مصطفی سلیمی(ایلویی) : در سال ۱۳۸۲ بازداشت شد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق محاربه به اعدام محکوم شد.

۱۵- حسن طالعی : در سال ۱۳۷۸ به اتهام همکاری با احزاب معاند نظام محارب شناخته شد و به اعدام محکوم شد .

۱۶- محمد عبدالهی : برادر زندانی سیاسی که قبلا حکم اعدام داشت ، سال گذشته توسط نیروهای امنیتی شهر بوکان بازداشت و در دادگاه انتقلاب شهر ارومیه به اتهام اقدام علیه ملی و محاربه و همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف رژیم به اعدام محکوم شد.

۱۷- حسین فروهیده(خطیبی) : به اتهام ارتکاب جرایم امنیتی و بدون وجود اسناد و ادله کافی تنها به استناد به علم قاضی محارب شناخته شد و به اعدام محکوم شد.

۱۸- حبیب الله گلپری پور : در تاریخ ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ به اتهام محاربه از طریق فعالیت تبلیغی و عضویت در یک حزب مخالف نظام به استناد ماده ۱۸۶ و ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شد .

۱۹- حبیب الله لطیفی : نخستین بار در تابستان سال ۱۳۸۷ اعلام شده بود که با اعتراض وکلای او برای دادگاه تجدیدنظر ارسال شده بود اما در زمستان همان سال، دادگاه تجدید نظر نیز حکم اعدام را تایید کرده بود.

۲۰- عزیز محمد‌زاده : به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه در دادگاه شهر سقز به اعدام محکوم شد .

۲۱- سید جمال محمدی اهل شهرستان سلماس : در سال ۸۷ بازداشت و به اتهام محاربه از طریق همکاری با احزاب معاند نظام ، به اعدام محکوم شد.

۲۲- لقمان مرادی : به اتهام عضویت در یکی از احزاب سیاسی کُرد و همچنین به قتل رسانیدن فرزند امام جمعه شهرستان مریوان،در مورخ ۱۴ تیرماه ۱۳۸۸ توسط قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد .

۲۳- زانیار مردای : به اتهام عضویت در یکی از احزاب سیاسی کُرد و همچنین به قتل رسانیدن فرزند امام جمعه شهرستان مریوان،در مورخ ۱۴ تیرماه ۱۳۸۸ توسط قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد .

۲۴- شیرکو معارفی : به اتهام همکاری با احزاب معاند نظام محارب شناخته شد و به اعدام محکوم شد.

۲۵- غلام رضا خسروی : توسط قاضی پیرعباسی - رییس شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران - به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد .

۲۶- سعید ملک پور : توسط قاضی مقیسه‌ای - رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران - به اعدام محکوم شد .

۲۷- وحید اصغری : توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی - رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران - به اتهام مدیریت سایت‌های ضد انقلابی ، به اعدام محکوم شد .

پارس ديلي نيوز

جزئیات برنامه‌های شورایعالی فضای مجازی/ شناسایی ۶۵۰سایت معاند نظام


خبرگزاری هرانا - عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی در تشریح جزئیات برنامه های شورای عالی فضای مجازی تاکید کرد: این شورا به هیچ وجه امنیتی نیست و با ایجاد آن تلاش می شود سرویسهای خارجی محدود و کنترل شوند تا کاربران رغبت بیشتری به استفاده از خدمات داخلی داشته باشند. 

حجت الاسلام حمید شهریاری امروز سه شنبه اشکال اساسی در سطح کلان فناوری اطلاعات و ارتباطات را تعدد نهادهای سیاستگذار در این بخش عنوان کرد و با بیان اینکه این تعدد دستگاهها و نهادهای سیاستگذار با وجود قانونی بودن طی سنوات اخیر به نوعی جامعه فناوری اطلاعات را دچار تشویش کرده اند، اظهار داشت: ایجاد و تشکیل شورای عالی فضای مجازی با توجه به این ناهماهنگی در فضای فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور ضروری بود و باید یک نهاد فرابخشی و فراقوه ای تصدی هماهنگی بخشهای مختلف در حوزه سیاستگذاری این عرصه را عهده دار می شد. 

به گزارش مهر، وی با اشاره به توسعه شبکه های اجتماعی که تهدیدهای بسیاری را برای کشور به وجود آورده و نیز فرصتهایی بسیار کارآمد که بر بستر اینترنت عرضه شده است، خاطرنشان کرد: امروز بخشی از این فضا ما را دچار نگرانی کرده چرا که برخی از این بستر برای مبادله اطلاعات و بعضا ابزار جاسوسی استفاده می کنند اما در کنار این، اینترنت فرصتهای بسیاری همچون رشد اقتصادی کشور و اشتغال زایی را به همراه دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت. 

عضو شورای عالی فضای مجازی ادامه داد: به طور قطع ایجاد شورای عالی فضای مجازی توجه به ضرورت دوم این بحث که همان بهره گیری از فرصتهای این حوزه است، بوده و هدف اصلی آن نیز این نخواهد بود که وظیفه نهادی دستگاههای مختلف را در این بخش برعهده گیرد بلکه این شورا برای هماهنگی و جهت دار کردن فعالیت دستگاهها به وجود آمده است. 

شورای عالی فضای مجازی یک روزه به وجود نیامده است

عضو شورای عالی فضای مجازی تعریف پروژه های ملی و توزیع و تقسیم آن بین دستگاهها را از جمله اهداف این شورا برشمرد و اضافه کرد: روند ایجاد شورای عالی فضای مجازی روند طولانی بوده و وقت بسیار زیادی با همکاری و همفکری کارشناسان این حوزه صرف آن شده است؛ از حدود یک سال گذشته نیز دفتر مقام معظم رهبری نسبت به این موضوع فعال شد و با جلسات مستمر هفتگی با حضور هر سه قوه و افرادی که در سطح ملی واجد تجربه در این بخش بودند به ترسیم وضعیت موجود رسیدیم که در اختیار مقام معظم رهبری قرار گرفت. 

وی تصریح کرد: این توهم که ایجاد این شورا یک تصمیم یکی دوماهه بوده اصلا درست نیست و ترکیب اصلی این شورا و اعضای حقیقی و حقوقی آن نشان از تدبیر و درایت بر تشکیل این شورا دارد. 

شهریاری با اشاره به ترکیب مدنظر اعضای حقیقی و حقوقی برای تشکیل شورای عالی فضای مجازی خاطرنشان کرد: برای تهدیدهای فضای مجازی حضور وزیر اطلاعات، برای مقوله های فرهنگی و تمرکز بر محتوا و ترویج هویت ایرانی اسلامی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، ریاست سازمانهای تبلیغات اسلامی و صدا و سیما و برای نگهبانی از مرزهای ملی و جنگ سایبری سپاه پاسداران در این شورا حضور دارند. 

عدم امنیتی بودن شورای عالی فضای مجازی

شهریاری با اشاره به اینکه ترکیب حقیقی و حقوقی این شورا هیچ فضای امنیتی را ایجاد نکرده کرده است، افزود: من مسئول انتخاب اشخاص در این شورا نبوده ام اما یکی از نگرانیهای جدی من این بود که تصور شود این شورا یک شورای امنیتی در فضای مجازی است اما حضور نهادهای امنیتی در این شورا غالب بر مقوله های فرهنگی و تخصصی آن نیست و به این ترتیب این شورا به هیچ وجه امنیتی نخواهد بود. 

وی تصمیم گیری برای توسعه های اپراتورهای ارتباطی و فناوری اطلاعات، شبکه ملی اطلاعات، تصمیمات مربوط به سرویس های مالتی مدیا و دیگر پروژه های ملی را از جمله برنامه های این شورا عنوان کرد و گفت: این شورا آمده تا در کنار توجه به تهدیدها، فرصتهای حداکثری را در حوزه فناوری اطلاعات در اختیار مردم قرار دهد. 

دبیر شورا به پیشنهاد رئیس جمهور انتخاب می شود

عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی با اشاره به ایجاد مرکز ملی فضای مجازی که باید در ذیل این شورا تشکیل شود، تاکید کرد که دبیر شورا و رئیس این مرکز به پیشنهاد رئیس جمهور که رئیس شورای عالی فضای مجازی است و تایید مقام معظم رهبری انتخاب خواهد شد. 

وی پیش بینی کرد که با توجه به اهمیت این مقوله و اقدامات و مطالعاتی که باید در این عرصه صورت گیرد، تشکیل این مرکز و تعیین وظایف و برنامه های آن بیش از ۱. ۵ سال زمان ببرد. 

شهریاری خاطرنشان کرد: بزودی پیوست تشکیل شورای عالی فضای مجازی و وظایف مدنظر در آن از سوی دفتر مقام معظم رهبری اعلام خواهد شد و در اختیار رسانه ها قرار می گیرد. 

اعتبارات مالی این شورا در اختیار رئیس جمهور است

وی گفت: اعتبارات ملی شورای عالی فضای مجازی طبق قانون در اختیار رئیس جمهور است که از جمله وظایف آن نیز ایجاد مرکز، چارت تشکیلاتی و تعیین بودجه خواهد بود. 

شهریاری افزود: البته در این راستا بودجه های شوراهای موجود فناوری اطلاعات می تواند در اختیار این شورا قرار گیرد. 

جایگزینی و محدودسازی سرویس های خارجی

عضو شورای عالی فضای مجازی با اشاره به تاسیس این شورا و ساماندهی سرویس های فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله گام های مدنظر این شورا را جایگزینی سرویس ها و اطلاعات خارجی در فضای مجازی عنوان کرد و گفت: گام دوم در این عرصه محدودسازی سرویس ها و کنترل سرویس های خارجی بعد از جایگزینی است تا کاربران رغبت بیشتری به استفاده از خدمات داخلی داشته باشند. 

وی با اشاره به راه اندازی ایمیل ملی در این زمینه تاکید کرد و گفت: با راه اندازی این ایمیل و بکارگیری فناوریهای روز و قابل استفاده برای کاربران می توان آن را جایگزین ایمیل های موجود خارجی کرد. 

شهریاری گام سوم در این زمینه را بومی سازی سرویس های موجود پس از محدودسازی برشمرد و در مورد گام پنجم نیز گفت: نوآوری و ابداع سرویس های جدید گام نهایی در این بخش است تا دیگر نیاز به سرویس های خارجی احساس نشود. 

ساماندهی فناوری اطلاعات و ارتباطات ظرف ۵ سال

وی با بیان اینکه با تشکیل این شورا پیش بینی می شود که ظرف ۵ سال آینده ساماندهی کاملی در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات در تمامی مقوله های فرصت و تهدید و نوآوری به وجود آید تصریح کرد که حتی می توان دراین شورا به مقوله انرژی هسته ای نیز نگاهی پررنگ داشت. 

شناسایی ۶۵۰ سایت اینترنتی معاند نظام

عضو شورای عالی فضای مجازی با اشاره به سطوح مختلف امنیت در فضای سایبر که شامل تهدیدات خلاف امنیت ملی، خلاف امنیت اجتماعی و امنیت فرهنگی و امنیت اطلاعاتی می شود، خاطرنشان کرد: در حوزه امنیت اطلاعات که در برخی مواقع محدودیت و مسدودیت برخی سایتها را الزامی کرده است، موفق به شناسایی ۶۵۰ سایت ایجاد شده برای مقابله با نظام، ۳۹ سایت پشتیبان گروههای مضلین و چندین سایت ترویج سبک زندگی غربی به معنای غیراسلامی شده ایم. 

وی افزود: همچنین تعارض قومیتی و مذهبی، ترویج شیطان پرستی، توزیع کالاهای غیرمجاز و شکاف نسلی از دیگر تهدیدهای امنیتی است که در این زمینه موفق به شناسایی گروههای مروج شده ایم.

13 mars 2012

عکس‌های منتشرنشده از شاهرخ رحمانی

 shahrokh-rahmani-3shahrokh-rahmani-2shahrokh-rahmani-6shahrokh-rahmani-5shahrokh-rahmani-1shahrokh-rahmani-7

مصاحبه صبح امروز با مادر شاهرخ رحمانی، جان‌باخته روز عاشورا, گفتند مصاحبه کنی، فرزندانت دچار سانحه می‌شوند‬



شاهرخ رحمانی‌‌ همان کسی‌ است که ویدیوی زیر گرفته شدنش توسط خودروی نیروی انتظامی‌ را بار‌ها و بار‌ها دیده‌ایم. او در ۲۵ مرداد ۱۳۶۳ متولد شد، در ظهر روز ۶ دی‌ ماه ۱۳۸۸ برابر با روز عاشورا به قتل رسید و در تاریخ ۹ دی‌ ماه به خاک سپرده شد.مادر او برای اولین بار با یک رسانه مصاحبه کرده است.


صبح امروز، امیرمحسن محمدی: آنقدر صدایش درد دارد که نفست تنگ می‌‌شود، دو سال است که همهٔ درد‌هایش را در سینه‌اش ریخته است و حالا برای اولین بار دارد با یک رسانه حرف می‌‌زند. بعضی‌ از سایت‌ها گزارش داده بودند تنها به این شرط جسد شاهرخ رحمانی را به خانواده‌اش تحویل داده‌اند که با رسانه‌ها مصاحبه نکنند و علت مرگ را تنها تصادف عنوان کنند.

شاهرخ رحمانی‌‌ همان کسی‌ است که ویدیوی زیر گرفته شدنش توسط خودروی نیروی انتظامی‌ را بار‌ها و بار‌ها دیده‌ایم. او در ۲۵ مرداد ۱۳۶۳ متولد شد، در ظهر روز ۶ دی‌ ماه ۱۳۸۸ برابر با روز عاشورا به قتل رسید و در تاریخ ۹ دی‌ ماه به خاک سپرده شد.

سکینه نوروی مادر شاهرخ ۵۶ ساله است، از آنجایی که خواهر شاهرخ قبلا گفته بود نه من نه خانواده دوست نداریم لحظهٔ شنیدن خبر مرگ شاهرخ را به خاطر بیاوریم، سعی‌ کردم بر روی پی‌گیری قضایی قتل متمرکز شوم اما زخم مادر عمیق‌تر از این حرف هاست.


پی‌گیری‌هایی که برای پرونده قتل فرزندتان «شاهرخ رحمانی» انجام دادید به کجا رسیده است؟

وقتی‌ که گفتند ایشان تصادف کرده، من به مراجع قضایی شکایت کردم و رفتم پیگیر شدم چون به ما خبر رسیده بود که فرزندم را روز عاشورا به قتل رسانده‌اند. وقتی‌ مراجعه کردم گفتند که نه، فرزند شما در جادهٔ کندوان تصادف کرده و نمی‌‌دانیم چه کسی‌ او را زیر گرفته است، شناسایی نکردیم که چه کسانی‌ همراهش بودند.


خون بچه‌ام پایمال نشود، تقاص خونش گرفته شود، امثال شاهرخ بچه‌های دیگری هم هستند که بدون هیچ دلیلی‌ شهید شده‌اند، بچه را ۴ سال بدون پدر بزرگ کنم و صبح برود و ظهر این چنین فجیع به قتل برسد، فرزندم زیر ماشین له‌ شود؟ برای چی‌؟ چه گناهی داشت؟ مگر چه می‌‌خواست از دولت؟ آزادی می‌خواست دیگه جز این چیزی می‌‌خواست؟

یک بار دیگر هم رفتم به محلی که این اتفاق افتاده در خیابان ولی‌ عصر، به مراجع انتظامی خیابان ولی‌ عصر شکایت کردم و یک سری از عکس‌هایی که از فرزندم دریافت کرده بودم، و مدارکی که نشان می‌داد او را به قتل رسانده‌اند را ارائه دادم. بعد به من گفتند بروید به شما خبر می‌‌دهیم. بعد از سه چهار ماه که گذشت هیچ خبری نشد. من دوباره آنجا مراجعه کردم و دیدم خبری نیست. من خیلی‌ می‌‌خواستم که این پرونده مسکوت نماند؛ چون می‌‌دانستم فرزندم را چه جور به قتل رسانده‌اند. صحنه‌های حادثه را از طریق ماهواره دیده بودیم. برایمان آشکار شد که او را به قتل رسانده‌اند ولی‌ گردن نمی‌‌گرفتند، می‌‌گفتند که تصادف کرده و این جور چیز‌ها. چون نمی‌‌خواستم مسکوت بماند خیلی‌ پی‌ گیرش شدم.

منزل ما همیشه تحت کنترل بود. ما خودمان هم تحت کنترل بودیم، ما نمی‌‌توانستیم حرف‌هایمان را حتا تلفنی بزنیم، به اصطلاح در شرایط خفقان بودیم؛ اصلا نمی‌‌توانستیم هیچ چیزی از خودمان نشان بدهیم که بتوانیم حرکتی انجام دهیم. ولی‌ من مخفیانه حرکت‌هایم را می‌‌کردم چون بچه‌های دیگری هم داشتم.

من را تهدید کردند و گفتند مراسم‌ها را هم بدون سر و صدا انجام دهید واگر نه بچه‌های دیگرت هم همین‌جور از بین می‌‌روند. مثلا در سانحه و از این حرف‌ها که اسم خودشان در میان نباشد. من هم از ترس اینکه بچه‌های دیگر را حفظ کرده باشم به قول معروف خفقان گرفته بودم؛ نمی‌‌توانستم چیزی بگویم. هر وقت هم به من از جایی تلفن می‌‌شد می‌‌گفتم اشتباه گرفتید؛ چون که نمی‌‌توانستم مصاحبه‌ای انجام بدهم. ولی‌ خودم دلم می‌‌خواست که انتقام این بچه را بگیرم؛ بچه بی‌ گناهم را این جور زیر اتومبیل له‌ کردند و آخر سر هم گفتند اتومبیل سرقتی بوده و راننده‌اش هم متواری است که ما گفتیم راننده چه قصد و غرضی با ما داشته که بچهٔ من رو اینجور در خیابان له‌ کند؟ ولی‌ جوابی نشنیدیم. گفتند که سرقتی بوده، ما اصلا اطلاع نداریم، ماشین مال نیرو انتظامی است ولی‌ سرقت شده بوده است، کار ما نیست.


خانوادهٔ شما وقتی‌ فهمیدند که شاهرخ در خیابان ولی‌ عصر توسط اتومبیل زیر گرفته شده است دقیقا چه کردند و به چه مکان‌هایی مراجعه کردند؟

چون روز عاشورا بود هر کدام از ما به یک جا رفته بودیم، شاهرخ هم صبح به من گفت: «مامان من می‌‌رم بیرون» طبق روال همیشه رفت و من هم همراه دخترم بودم. پسر‌هایم هر کدام جای دیگری بودند. من و دخترم حدود ساعت ۳ ظهر به خانه برگشتیم و حدود ساعت ۴ زنگ خانه را زدند و دخترم جواب داد، به من نگفت که من ناراحت نشوم. پشت آیفون به ایشان گفته بودند که برادرتان تصادف کرده. وقتی‌ ما رفتیم نمی‌‌دانستیم که به قتل رسیده و فکر می‌‌کردیم تصادف کرده. دخترم هم به من نگفت، تلفنی با برادر دیگرش تماس گرفت و گفت شاهرخ در جادهٔ کندوان تصادف کرده است. پسرم با شماره تلفنی که به ما داده بودند تماس گرفت و متوجه شد شمارهٔ کلانتری جنت آباد است. به پسرم گفتند برادرت در اثر سانحه تصادف در جادهٔ کندوان فوت کرده و جسدش در پزشکی‌ قانونی کهریزک است، بروید و شناسایی کنید. که پسرم می‌‌رود و از راه دور جنازه را به ایشان نشان می‌‌دهند. خونین و مالین برادرش را می‌‌بیند و داد و فریاد می‌‌کند که چرا برادرم اینجوری شده؟ بعد پرس و جو کردیم دیدیم اصلا آن روز در جادهٔ کندوان هیچ تصادفی‌ نبوده است. شب که به خانه آمدیم یکی‌ از دوست‌های پسرم از طریق اینترنت به ما خبر داد که شاهرخ ظهر به در خیابان ولی‌ عصر به قتل رسیده است.


برخورد‌هایشان خیلی‌ بد بود، دور و اطراف ما گارد بود، ما نمی‌‌توانستیم اصلا نفس بکشیم، خیلی‌ اذیت کردن، همهٔ دور و اطراف ما و تلفن‌های همه کنترل بود، بعد هم در مراسم چهلم، عکس شاهرخ را چسبانده بودیم به اتوموبیلمان و گل زده بودیم، آمدند شیشهٔ اتومبیل را شکستند و روی عکس بچه‌مان با آجر یا چیز دیگری زده بودند

بعد از این بود که گفتند اگر پی‌ گیری‌هایتان را ادامه بدهید، اتفاقی که برای مرحوم شاهرخ رحمانی افتاد برای سایر فرزندانتان هم می‌‌افتد؟

نه هنگام تحویل جنازه، بعد از ۳ روز که جنازه را تحویل دادند گفتند بروید مراسم‌هایتان را برگزار کنید بدون سر و صدا، اگر سر و صدایی باشد یا به جایی اعتراض کنید فرزندان دیگرت هم به همین شکل در اثر سانحه و از این حرف‌ها از بین خواهند رفت.

تن‌ها همین عامل بود که شما از پی‌گیری شکایتتان خودداری کردید یا برخورد دیگری هم با شما شده بود؟ بر خورد مسوولان با شما چگونه بود؟

برخورد‌هایشان خیلی‌ بد بود، دور و اطراف ما گارد بود، ما نمی‌‌توانستیم اصلا نفس بکشیم، خیلی‌ اذیت کردند. همه دور و اطراف ما و تلفن‌های همه ما کنترل بود. بعد هم در مراسم چهلم، عکس شاهرخ را چسبانده بودیم به اتوموبیلمان و گل زده بودیم. آمدند شیشهٔ اتومبیل را شکستند و روی عکس بچه‌مان با آجر یا چیز دیگری زده بودند و همسایه‌ها به ما زنگ زدند و گفتند ماشین اینجور شده است، اذیت‌های این چنینی که زیاد بود، اما من به خاطره بچه هام صدایم را در سینه‌ام خفه کرده بودم.



چه اتفاقی افتاد که مجبور شدید از ایران خارج بشوید، آیا این تهدید‌ها بیشتر شده بود؟

بله بیشتر بود و همین‌جور ادامه داشت. مادر یکی‌ از شهدایی که در همین حوادث کشته شده بود به من پیشنهاد کرد که در پارک لاله تهران مادر‌ها جمع می‌‌شوند، بیا برویم آنجا. من از ترسم گفتم نه، به خاطر بچه‌هایم، تهدید شدم، نمی‌‌توانم همراه شما بیایم.


هنگام تحویل جنازه، بعد از سه روز که جنازه را تحویل دادند گفتند بروید مراسم‌هایتان را برگزار کنید بدون سر و صدا، اگر سر و صدایی باشد یا به جایی اعتراض کنید فرزندان دیگرت هم به همین شکل در اثر سانحه و از این حرف‌ها از بین خواهند رفت

چه اتفاقی افتاد که از ایران خارج شدید؟ چند وقت هست که خارج شدید؟

به خاطر این حوادث نمی‌‌توانستم دیگر تحمل کنم، دخترم در استانبول ترکیه دانشجو بود و من هم بیشتر پیش او بودم، گفتم کلا برویم چون نمی‌‌شود همیشه در خفقان زندگی‌ کرد.

سالگرد پسرم هم یکی‌ دو جا به من زنگ زدند و دخترم با یک خبرنگار صحبت کرد، در فرود‌گاه جلویش را گرفتند و تهدیدش کردند و بازخواست کردند که چرا این صحبت‌ها را کرده‌ای. یک بار هم سال ۸۹ سپاهی‌ها در فرود‌گاه جلوی خود من را گرفتند و پرسیدند که در خارج با چه کسانی‌ هماهنگ هستی‌؟ چه کارهایی انجام می‌‌دهی‌؟ چه کسانی‌ با شما در ارتباط هستند، با چه کسانی‌ مکاتبه دارید؟ گفتم با هیچکس. همین سوالات را از دخترم هم پرسیده بودند.

در حال حاضر چه درخواستی از مقامات بین المللی و سازمان‌های حقوق بشری دارید؟

خون بچه‌ام پایمال نشود، تقاص خونش گرفته شود، امثال شاهرخ بچه‌های دیگری هم هستند که بدون هیچ دلیلی‌ شهید شده‌اند، بچه را ۴ سال بدون پدر بزرگ کنم و صبح برود و ظهر این چنین فجیع به قتل برسد؟ فرزندم زیر ماشین له‌ شود؟ برای چی‌؟ چه گناهی داشت؟ مگر چه می‌‌خواست از دولت؟ آزادی می‌خواست دیگه جز این چیزی می‌‌خواست؟

می‌ خواهم که رسیدگی شود که فرزند من را چرا کشتند؟ برای چی‌؟ به چه علت؟ مگر جز این گفته‌هایی که من گفتم بچه‌ام چیز دیگری می‌‌خواست؟ ما آزادی می‌‌خواهیم، نه اینکه صدای بچه‌هایمان را در گلو خفه کنند، صدایشان هم که در می‌‌آید اینجوری له‌شان می‌‌کنند، بدون سر و صدا! بعد هم بگویند کار ما نبوده شما هم بروید بدون سر و صدا مراسم‌هایتان را برگزار کنید واگر نه بچه‌های دیگرتان هم به همین ترتیب از بین می‌‌روند، که من هم خففان بگیرم و نتوانم کاری از پیش ببرم.

عبدالرضا قنبری در آستانه اعدام: «درخواست عفو رد شده است، خانواده اش شب و روز نگران اجرای حکم هستند»



منبعی نزدیک به خانواده عبدالرضا قنبری، معلم زندانی که درخواست عفو اعدامش از سوی کمیسیون عفو بخشودگی دادگستری کل استان تهران رد شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« روز دوشنبه قبل از ملاقات با خانواده اش مسولان زندان به او خبر دادند که درخواست عفو او رد شده است. آقای قنبری نیز در زمان ملاقات به خانواده اش این خبر را داده است. حالا آنها شب و روز نگران هستند که هر لحظه حکم اعدام عبدالرضا اجرا شود

عبدالرضا قنبری ۴۴ ساله، معلم و ساکن محله فقیر نشین پاک دشت ورامین است. او آموزگار ادبیات فارسی یکی از مدارس پاک دشت ورامین است. او در تجمعات خیابانی ششم دی ماه سال ۸۸( عاشورا) بازداشت شد و در تاریخ ۱۰ بهمن ماه بدون اطلاع خانواده و داشتن وکیل توسط قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام محاربه از طریق شرکت در تجمع خیابانی روز عاشورا و ارتباط با گروه های معاند به اعدام محکوم شد. در دادگاه از مصادیق ارتباط او با گروه های معاند داشتن ایمیل های مشکوک و ارتباط با یکی از رسانه های خارج از کشور عنوان شد. این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی زرگر مجددا تایید شد. پس از تایید حکم اعدام از سوی دادگاه تجدید نظر آقای قنبری درخواست عفو خود را به کمیسیون عفو و بخشودگی دادگستری کل استان تهران داد. در حال حاضر با رد درخواست عفو حکم اعدام هر زمانی پس از اخذ استیذان از رییس قوه قضائیه قابل اجرا است.

مطالب مرتبط:
منبع نزدیک به خانواده عبدالرضا قنبری در خصوص پیگیری های مجددشان پس از رد درخواست عفو گفت:« خانواده اش در این چند روز مجددا نامه ای به رییس قوه قضاییه نوشته اند و درخواست تجدید نظر داده اند اما فعلا که هیچ جوابی نگرفتیم و نمی دانیم چه اتفاقی می افتد.»

عبدالرضا قنبری در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد. گفته می شود او در زمان بازجویی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از حقوق اولیه مانند تماس با خانواده و گرفتن وکیل محروم بوده است.

این منبع نزدیک به عبدالرضا قنبری با تاکید بر اینکه تا به حال عبدالرضا قنبری نتوانسته ملاقاتی با وکیلش داشته باشد،گفت:« ایشان در زمان دادگاه بدوی اصلا وکیل نداشت چون نه خودش و نه خانواده اش روز دادگاه را می دانستند، ناگهانی او را به دادگاه برده بودند. بعد برایش وکیل تعیینی گرفتیم اما تا به حال وکیلش یکبار هم اجازه ملاقات با عبدالرضا را نداشته است. خانواده عبدالرضا تنها با نوشتن نامه صدایشان را به مسولان می رسانند.»

این منبع نزدیک به خانواده در خصوص آخرین وضعیت روحی و جسمی معلم زندانی محکوم به اعدام گفت:« خدا را شکر از لحاظ روحی خوب است و حالا هم منتظر است تا ببیند بالاخره چه می شود. اما وضعیت جسمیش خوب نیست. او در زندان دچار بیماری کلیه شده است، بیماری که قبل از زندان نداشت. نامه های خانواده اش نیز برای انتقال او به خارج از بیمارستان و درمانش همگی بی نتیجه مانده اند.»

خودکشی نافرجام یک زندانی سیاسی به دلیل فشار شکنجه های بازجویی




اسدالله اسدی زندانی سیاسی روز یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ دست به خودکشی زد، که با سرعت عمل زندانیان بند ۳۵۰ از مرگ نجات پیدا کند.

به گزارش خبرنگار کلمه، اسدالله اسدی دغدغان، زندانی سیاسی که افزون بر ۲۰ ماه را به صورت بلاتکلیف در حبس به سر می برد، روز یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ دست به خودکشی زد، اما هشیاری و سرعت عمل زندانیان بند ۳۵۰ موجب شد تا این پزشک ۴۹ ساله از مرگ نجات پیدا کند.

اسدالله اسدی که در تبریز به طبابت مشغول بوده، در ۲۱ تیرماه ۸۹ در این شهر بازداشت شده و ۵ ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به صورت انفرادی در حبس گذراند.

وی متهم به ارتباط با دول متخاصم است و پس از انتقال از تبریز ۴ ماه را نیز در انفرادی بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ زندان اوین در حبس به سر برد. در طول بیش از ۱۸۰ جلسه بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات تبریز، دکتر اسدی مورد انواع شکنجه ها قرار گرفت، به گونه ای که به دلیل ضربات پوتین به ناحیه سر و شکم دچار مشکلات شدید کلیوی و در اثر نگهداری طولانی مدت در انفرادی های تاریک تقریبا بینایی خود را از دست داده و ضربات شدید موجب خونریزی در سیستم دفع ادرار وی شده است.

بر اساس این گزارش، تهدید به اعدام، انداختن در چاه فاضلاب، زنده به گور کردن و فرو کردن سر این زندانی در توالت موجب ناراحتی های شدید روحی و افسردگی این زندانی آذری شده است.

۵ شبانه روز به صورت سرپا نگه داشتن بدون اجازه برای تکیه به دیوار و نشستن، از دیگر فشار های جسمی ای است که روح و جسم این زندانی را به شدت مورد آسیب قرار داد.

اسدالله اسدی تا کنون ۵ بار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی احضار شده و از وی خواسته شده است اعترافات تحت فشار را در مقابل قاضی مورد تایید قرار دهد که تاکنون اسدی اعترافات تحت اجبار و شکنجه را رد کرده و به دلیل نبود مستندات کافی دادگاه هنوز نتوانسته اند در این پرونده تصمیم گیری کنند.

این پزشک بیمار چند بار تا کنون چند بار نیز تحت تست پلی گراف (دروغ سنج) قرار گرفته که هر بار نتایج تست موید ادعاهای کیفر خواست نبوده است. دکتر اسدی در حال حاضر از ناحیه دو چشم تقریبا نابینا شده است و خونریزی معده دارد.

سرانجام این پزشک تحت فشار های حبس و بلاتکلیفی ۲۰ ماهه در روز یکشنبه از طریق خوردن ۲۰ قرص لورازپام ۲ میلی گرم و زدن رگ رادیال سعی بر پایان مصائب خود کرد که با هوشیاری هم اتاقی هایش فورا به بیمارستان منتقل شده و از مرگ حتمی نجات یافت.

بلاتکلیفی طولانی پرونده زندانیان سیاسی از جمله استنادات احمد شهید کمیسر حقوق بشر سازمان ملل است که توسط مقامات قضایی رد شده است و پرونده دکتر اسدی فقط یک مورد از ۱۲ پرونده زندانیان بلاتکلیف در بند ۳۵۰ است.

وی در مورخ ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ به بازداشتگاهی مخفی متعلق به نیروهای امنیتی در شهر تهران منتقل و مجددا مورد بازجویی های مکرر زیر دستگاه پلی گراف و فشار های شدید روحی و روانی قرار گرفت و پس از ۱۱ روز به بند ۳۵۰ زندان اوین بازگردانده شد.

نکته ی قابل توجه این است که وی در این مدت تحت عنوان انتقال به دادسرا از زندان تحویل گرفته شده و هیچ اطلاعی نیز به خانواده و بستگان و حتی مسئولین زندان و هم بندیان نیز داده نشده بود.

منبع:کلمه

12 mars 2012

دولت احمدي نژاد شبانه 2653000000000 تومان به سرقت برد!



دولت محمود احمدی نژاد در اقدامی عجولانه و شبانه مبلغ 2653000000000 تومان را از حساب بانک های خصوصی و بدون اطلاع برداشت کرده و موجب اعتراض مدیران بانک ها و درخواست از بانک مرکزی برای بازگرداندن این مبلغ به حساب ها شده است. برداشت شبانه و بدون اطلاع این رقم از حساب بانک های خصوصی به بهانه "مابه‌التفاوت ارز دریافتی" صورت گرفته است. البته بانک ها هم پس از اطلاع از عدم تراز مالی خود از طریق بانک مرکزی از این برداشت باخبر شده اند؛اطلاعی که خشم مدیران عامل بانک ها را بر انگیخته و موجب انتشار نامه ای سرگشاده به رئیس بانک مرکزی شده است.
با بالاگرفتن ماجرای این سرقت دولتی، مجلس نیز وارد عمل شده و ضمن تعیین نماینده ای برای بررسی این اقدام،قرار است در صورت حضور احمدی نژاد در جلسه طرح سئوال، این اقدام غیر قانونی را نیز به سئوال ها بیافزاید.
گفته می شود، اختلال گسترده هفته گذشته در سیستم خودپرداز بانک ها و عدم دسترسی کاربران به حساب های شخصی شان، بی ارتباط با این اقدام دولت نبوده است. برخی این برداشت را در کنار برداشت غیر قانونی از حساب ذخیره نفتی، با هدف پرداخت یارانه اسفند ماه مرتبط دانسته اند.
کانون بانک های خصوصی ایران روز گذشته و در اعتراض به اقدام دولت در نامه ای که خبرگزاری مهر آنرا منتشر کرد، خطاب به محمود بهمنی نوشته است: "همان گونه که استحضار دارید روز دوشنبه مورخ 15 اسفند 1390 مبالغی بدون اطلاع قبلی از حساب بانک‌های عضو این کانون نزد آن بانک برداشت شده است. کلیه معاملات بانک‌ها برای خرید ارز با بانک مرکزی معامله قطعی بوده و تاکنون هر آنچه ارز توسط بانک مرکزی به بانک‌ها فروخته شده براساس نرخ‌های اعلام شده بانک مرکزی تسویه گردیده است. کلیه ارزهای فروخته شده به مشتریان بانک‌ها براساس نرخ‌های اعلام شده بانک مرکزی قطعی و تسویه گردیده است و هیچ‌گونه امکانی برای وصول هرگونه مابه‌التفاوت نرخ ارز از آنها وجود ندارد؛ چراکه مصارف آنها به شکل کالا و خدمات قطعی شده و امکان دریافت هر گونه مابه‌التفاوتی را از بین برده است. برداشت هرگونه مبلغی از حساب بانک‌ها با توصیف محذورات فوق هیچ گونه محل تامین ندارد و لذا به ناچار اقدام برداشت شده به سهامداران تحمیل می‌شود. کاهش سود سهام سهامداران موجب توقف روند حمایت آنان از بانک‌ها خواهد شد ضمن اینکه ارقام برداشت‌شده به قدری زیاد است که قطعا به میزان قابل‌توجهی EPS بانک‌ها را کاهش خواهد داد (تاثیر آن در بعضی از بانک‌ها به نحوی است که نتیجه کل فعالیت سال را تبدیل به زیان می‌کند.) آثار منفی این عملکرد بر بازار سرمایه و وضعیت بانک‌ها خصوصا بانک‌های خصوصی غیرقابل‌پیش‌بینی و تصور خواهد بود. عدم‌تعیین تکلیف این موضوع تا قبل از پایان سال‌مالی بانک‌ها، تبعات و آثار غیرقابل پیش‌بینی در بازار سرمایه و از طرف دیگر در بازار پولی کشور خواهد داشت".
در ادامه این نامه آمده: "هرگونه تصمیمی در ارتباط با تغییر نرخ ارز، اولا باید قبلا به بانک‌ها و کلیه ذی‌نفعان به طور رسمی و عمومی اعلام شود. ثانیا باید توسط بانک مرکزی یا مرجع تایید کننده ثبت سفارش بر روی مدارک مربوطه تصریحا اعلام شود. ثالثا بنا به قاعده قبح العقاب الی البیان برداشت از حساب بانک‌ها بدون اطلاع و ارائه دلایل قبلی اصولا محمل و وجاهت قانونی نداشته و نمی‌تواند انجام شود. ضمن اینکه به موجب ماده 4 قانون مدنی «اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد» لذا این موضوع فقط می‌تواند ناظر بر آینده باشد".
این کانون در پایان آورده است: "اعضای این کانون از دلیل برداشت مبالغ مذکور، مستندات قانونی یا بخشنامه ابلاغی که مبالغ برداشتی بابت چه موردی است، بی‌اطلاع هستند و انتظار داشته‌اند ضمن دعوت از آنان استدلال‌ها و نظرات آنها نیز توسط مسئولان و کارشناسان ذی‌ربط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار می‌گرفت."
سایت آفتاب نیز ارقام برداشته شده از حساب ها را اینچنین اعلام کرده است: "اطلاعات رسیده حکایت از آن دارد که حدود 330 میلیارد تومان بانک اقتصاد نوین، حدود 249 میلیارد تومان بانک پاسارگاد، حدود 242 میلیارد تومان بانک پارسیان، حدود 62 میلیارد تومان بانک سرمایه، حدود 100 میلیارد تومان بانک کارآفرین، حدود 470 میلیارد تومان بانک سامان و 1200 میلیارد تومان بانک ملی به بهانه مابه التفاوت قیمت ارز با براشت بی اطلاع مواجه شده اند".
مهر، در یک خبر کوتاه هم نوشته است: "برخی فعالان بانکی معتقدند که این دستور ناگهانی، شوک جدیدی به بانک های خصوصی و دولتی در پایان سال وارد کرده است، ضمن اینکه چند کمیسیون تخصصی مجلس در پی اطلاع، در حال پیگیری این موضوع از مراجع ذیربط هستند".
در واکنش به اعتراض بانک ها و تبعات احتمالی این اقدام بی سابقه دولت، بانک مرکزی با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: "برداشت از حساب بانک ها بابت بخشی از مابه التفاوت قیمت ارز خریداری شده از بانک مرکزی و قیمت فروش ارز از سوی بانک ها و در راستای اجرای مصوبه کمیته ساماندهی بازار ارز (کمیته 5 نفره ) بوده که اواسط بهمن ماه سال جاری طی نامه ای به بانک ها ابلاغ شده است. این امر با توجه به شرایط بازار ارز و صرفا به منظور نظارت بانک مرکزی بر اقدامات بانک ها صورت گرفته است. بدیهی است چنانچه بانک ها آمار و ارقام عملکرد خود را اعلام نمایند، بانک مرکزی نسبت به اصلاح ارقام مورد اشاره اقدام خواهد کرد".
با تایید خبر برداشت شبانه و بدون اطلاع از حساب بانک های خصوصی، یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هم از طرح این مسئله در جلسه سئوال از احمدی نژاد خبر داد.
به نوشته سایت شفاف، رضا حسینی گفته است: "دیگر تخلفات ریز و درشت دولت موضوع عجیبی نیست.این تخلفات غیر قانونی دولت در سالهای اخیر آن قدر زیاده شده است که همه به آن عادت کرده ایم. قطعا در صورت حضور رئیس جمهور در صحن علنی در هفته جاری، درباره این موضوع هم از وی توضیح می‌خواهیم. مجلس شورای اسلامی قطعا در برابر این اتفاق آرام نمی شیند و مساله را به طور جدی پیگیری می کند. از نظر حقوقی و قضائی برداشت منابع مالی بدون اجازه صاحب حساب را نباید برداشت عنوان کرد بلکه نام این اقدام سرقت است واگر صحت این موضوع قطعی شود هم جای تعجب ندارد".
او افزوده است: "این طور اقدامات و تخلفات غیر قانونی دولت برای کل کشور بدآموزی به همراه دارد. قطعا این نوع برخوردها تبعات خاص خود را در حوزه اقتصادی به دنبال خواهد داشت.، برداشت شبانه از بانک ها توسط دولت فرار به جلوی دولت برای توجیه شکست های اقتصادی سالهای اخیر است".
بنا بر آخرین گزارش ها، روز گذشته 18 نماینده مجلس هم با انتشار نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد، ضمن تذکر کتبی به وی درباره برداشت های غیر قانونی، خواستار بازگرداندن سریع پول ها به حساب بانک ها شدند.
سایت آفتاب در اینباره نوشته است: "18 نفر از نمایندگان مجلس در تذکر کتبی که در جلسه علنی روز یکشنبه مجلس قرائت شد، از رئیس جمهور و وزیر اقتصاد خواستند تا نسبت به صدور دستور جلوگیری از برداشت غیر قانونی منابع مالی از حساب بانک ها توسط بانک مرکزی اقدام کند".
پس از این اعتراض های گسترده، محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی با خبرگزاری فارس مصاحبه کرد و در توجیه این اقدام گفت: "پس از بی پاسخ ماندن درخواست های مکرر کمیته ساماندهی بازار ارز از برخی بانک ها برای ارائه مستندات نحوه توزیع ارز، مبلغی که مستندات آن ارائه نشده بود از حساب واسطه آنها کسر شد. کمیته پنج نفره ساماندهی بازار ارز از مدت ها پیش خواستار روشن شدن نحوه و محل فروش ارزهایی بود که توسط بانک مرکزی در اختیار بانک ها قرار گرفته بود، بر همین اساس مکاتبات مکرری با بانک ها انجام شد و تعداد زیادی از بانک ها هم مستندات خود را ارائه دادند. در این میان متأسفانه برخی از بانک ها در ارائه مستندات تعلل کردند و همین تعلل باعث شد تا این احتمال برای اعضای کمیته پنج نفره ارزی تقویت شود که ارزهای توزیع شده میان این بانک ها در محل هایی غیر از آنچه که باید صرف شده بنا براین با محاسبه مابه التفاوت ارز اختصاص یافته از سوی بانک مرکزی و قیمت ارز در بازار آزاد در مقاطعی که بانک ها از ارائه مستندات اختصاص ارز در آن زمان ها خودداری کرده بودند، این ارقام از حساب واسط بانک ها به عنوان بدهکاری به بانک مرکزی کسر شد. به بانک ها اعلام کرده ایم که الان هم اگر مستندات توزیع ارزها را ارائه کنند، مبالغ کسر شده به حسابشان باز گردانده خواهد شد. به هر حال این اقدام در پی ابهام برای کمیته پنج نفره ارزی انجام شده و از آنجایی که بانک مرکزی نهاد مرتبط و ناظر بر بانک هاست، طبیعی است که پیگیری موضوع به این بانک محول شده باشد".
اما سایت چمران نیوز علت برداشت پول از حساب بانک های خصوصی را با هدف پرداخت یارانه اسفند مرتبط دانسته و نوشته است: "گفته می شود کمیته پنج نفره ارزی (متشکل از سید شمس الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی، مهدی غضنفری وزیر صنعت، معدن و تجارت، مصطفی محمد نجار وزیر کشور، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات و محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی) با فشار برخی مقامات ارشد اجرایی در پی تامین منابع مورد نیاز برای پرداخت یارانه نقدی اسفندماه مواجه بوده اند و بهترین گزینه را بانک های خصوصی دانسته اند


خبرگزاري آذربايجان

http://www.kanoonjb.com/2010-11-18-08-00-10/15100-was-i-2653000000000-usd-ahmadinejad-stole-the-night.html

هشت زندانی در زاهدان به دار آویخته شدند


خبرگزاری هرانا - از ۱۰ زندانی‌ای که روز جمعه به سلول‌های انفرادی زندان زاهدان منتقل شده بودند، بامداد شنبه بیستم اسفندماه ۸ نفر به دار آویخته شدند.

به گزارش هرانا به نقل از وبسایت فعالین حقوق بشر و دموکراسی، ساعت ۳ بامداد روز شنبه ۲۰ اسفند ماه ۶ زندانی مرد و ۲ زن در زندان زاهدان اعدام شدند. در میان این اعدامیان که به اتهام جرایم مربوط به مواد مخدر با حکم مرگ مواجه شده بودند، دو نفر نیز ملیت افغانی داشتند.

نام سه تن از اعدام شدگان "حمید سیری"، "گل احمد حیدری" و "غلام سارانی" است.

حمید سیری، ۴۰ ساله اهل ورامین در تهران دستگیر شده و از سال ۱۳۸۸ تاکنون در زندان بسر می‌برد. گل احمد حیدری ۳۸ ساله شهروند افغانستان نیز ککه متاهل و دارای ۴ فرزند می‌باشد. او از سال ۸۸ تاکنون در زندان زاهدان زندانی بود. هم‌چنین غلام سارانی، ۳۹ ساله از شهروندان افغانی بود.

گفتنی ست که صبح روز شنبه خانواده‌ی نامبردگان به زندان زاهدان مراجعه کردند و اجساد عزیزانشان پس از اخذ مبالغی به خانواده‌های آن‌ها تحویل داده شد. ایشان ملزم شده بودند که ۵۰ هزار تومان به عنوان پول طناب دار، ۴۰ هزار تومان هزینه‌ی انتقال به پزشک قانونی و ۲۰ هزار تومان بابت تاییدیه‌ی فوت به مسئولان مربوطه پرداخت نمایند.

انتقال سیدمحمد ابراهیمی، زندانی سیاسی بند ۳۵۰ به مکانی نامعلوم


سید محمد ابراهیمی را ساعاتی پیش از بند ۳۵۰ زندان اوین خارج کردند.

به گزارش خبرنگار کلمه، سید محمد ابراهیمی زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ اوین ساعت ۹ شب گذشته توسط ماموران اطلاعات شهر ری به مکان نامعلومی منتقل شد.

بر اساس گزارش ها وی پیش از این، برای تکذیب اطلاعاتش در باره ی شکنجه هایی که شده بود، تحت فشار شدید قرار داشته است.

سید محمد ابراهیمی، ٢٢ آذرماه سال ٨٩ توسط ماموران اطلاعات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری و جنگ نرم علیه نظام بازداشت شد و تا ٨ ماه ممنوع الملاقات بود و خانواده اش از محل نگهداری اش بی اطلاع بودند.

وی ٨ ماه را در سلول انفرادی بندهای ٢٠٩ و ٢۴٠ زندان اوین در شرایط شکنجه فیزیکی و روانی بازداشت بود به گونه ای که به آسایشگاه روانی امین آباد تهران اعزام شد.

سید محمد ابراهیمی یکی از مصادیق شکنجه های سخت در زندان اوین محسوب می شود که در گزارش احمد شهید نیز به آن اشاره شده است.

خواهر سید محمد ابراهیمی چندی پیش گفته بود” پدرم وقتی برادرم محمد را در آسایشگاه روانی با وضعیت بسیار بدی دید، بعد از دو هفته از غصه فوت کرد. او وقتی از دیدن برادرم آمد تا قبل از مرگش فقط گریه می کرد و می گفت بروید ببینید با محمد چه کرده اند؟ با او چه کردند که به این حال و روز افتاده است؟ دکترها گفتند از غصه و فشار زیاد فوت کرده است.

آبان ماه سال جاری نیز کلمه خبر داده بود که سید محمد ابراهیمی از بند ۳۵۰ زندان اوین به دادگاه انقلاب احضار و به خاطر افشای شکنجه هایش در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات که در سایتهای خبری بازتاب گسترده ای یافت، تهدید و بازجویی شد.

بر اساس این گزارش، این زندانی سیاسی توسط معاونت دادگاه انقلاب که یک روحانی است، تهدید و بازجویی شده بود. این مسئول قضایی از وی خواسته بود خبرهایی را که در سایتهای خبری درباره شکنجه اش منتشر شده، تکذیب کند؛ وگرنه حکم سنگینی در انتظارش خواهد بود، اما ابراهیمی از تکذیب این خبرها سر باز زده و این مساله موجب فحاشی و هتاکی معاون دادگاه انقلاب به او شده بود.

این مقام قضایی، ابراهیمی را تهدید کرده بود که به خاطر این عدم همکاری آینده بدی در انتظارش است و سال ها در زندان خواهد ماند. او همچنین به این زندانی سیاسی وعده داد که اگر این خبرها را تکذیب کند، هرچه زودتر شرایط آزادی اش را فراهم می کند؛ درخواستی که از سوی ابراهیمی رد شد.







منبع : کلمه 

روایتی از روز مرگ هاله سحابی از زبان شهلا فروزانفر یکی از مادران صلح


یازدهم خرداد ماه امسال، هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه عزت الله سحابی، پدرش بر اثر برخورد ضربات ماموران در لواسان از دنیا رفت. آن روز همه در بهت و حیرت بودند. پدر صبح دفن شد و دختر نیز شبانه در‌‌ همان آرامگاه به خاک سپرده شد. شهلا فروزانفر یکی از مادران صلح و هم مسلک هاله سحابی درباره او می‌گوید و روز یازده خرداد را به تصویر می‌کشد. در آستانه روز جهانی زن، هاله سحابی به عنوان یکی از اعضای مادران صلح که همواره برای صلح و آشتی تلاش کرد.

- ظهر‌‌ همان روز تدفین مهندس سحابی، پیکر هاله سحابی را از لواسان به گیشا یعنی خانه‌اش منتقل کردند. شما هم آنجا حضور داشتید. از حس و حال و هوای آن روز بگویید.

دچار تناقض ذهنی بودم. گریه‌ها را می‌دیدم. صدا‌ها را می‌شنیدم. رفت و امد آمبولانس‌ها برای بردن افرادی که دچار مشکل بودند؛ قطع نمی‌شد. باور مسئله برایم دشوار بود. پیش خود فکر می‌کردم اگر هاله بود چه می‌کرد؟ فوری تصمیم به بازگشت به تهران گرفتم تا شاید بتوانم برای برگزاری مراسم کمک کنم. آن روز همه مه‌مان بودند. هاله دراز کشیده بود. تنها لبخندش مثل خودش بود. این هاله، هاله‌ای نبود که من شناخته بودم. برای همه، لحظه‌های دشواری بود. قاضی جنایی با تک تک افراد داوطلب صحبت کرد. تمام شواهد و قرائن را جمع آوری کرد. من شخصا لحظاتی قضاوت قاضی را باور کردم. مخصوصا وقتی دستور صدور بازداشت مامورین حاضر در صحنه را صادر کرد. تیم پزشکی قانونی بررسی‌های لازم را انجام داد اما نمی‌دانم روند چگونه پیش رفت که درگذشت هاله را مرگ طبیعی ناشی از ازدحام جمعیت اعلام کردند.

خبر مرگ طبیعی هاله از طرف پزشکی قانونی، برای شما که در صحنه حادثه بودید چقدر باور پذیر بود؟

هاله در ازدحام جمعیت بزرگ شده بود و به فراخور سابقهٔ خانواده‌اش همواره در میان مردم بود. از طرفی هاله در صف اول و چند قدم جلو‌تر از مردم، پیکر پدر را تشییع می‌کرد. اگر ازدحامی هم بود ازدحام آن‌ها بود.

بعدازظهر‌‌ همان روز خردادی و انتقال دوباره پیکر هاله به لواسان برای تدفین، درست روی پیکر پدر و در‌‌ همان قبر نیز حسی غریب بود. آن شب چه گذشت؟

بعدازظهر به دستور قاضی برای صدور دفن، پیکر هاله به پزشکی قانونی منتقل شد اما نمی‌دانم چرا صدور جواز این همه طول کشید. ساعت هشت شب، پیکر هاله به غسالخانه لواسان آورده شد. در نبود کارگر غسالخانه، یارانش برای شست و شو اعلام آمادگی کردند اما غسالخانه تاریک بود و چراغی نداشت. معمولا مراسم دفن در روز انجام می‌شود شاید هاله مورد استثنا بود. به هر حال با نور غیر مستقیم چراغ اتوموبیل‌ها هاله را شست و شو دادند. نوحه‌های یارانش در غسالخانه تاریک با همخوانی‌های سایرین در بیرون غسالخانه، فضایی حزن آلود و تکان دهنده‌ای ایجاد کرد. همگی از اصرار برای دفن شبانه هاله ناراحت بودیم. من در کنار مادر هاله نشسته بودم و هیچ نمی‌گفتیم. فقط یک بار مادر از من پرسید چرا عزت هاله را با خود برد….

هاله انسانی شریف، مداراگر و دوست انسان بود. مراسم تدفینش نباید کاستی می‌داشت. در تاریکی شب پیکر هاله را تا ارامگاه پدر مشایعت کردیم با فریادهای یا فاطمه زهرا. تنها به اندازه قرائت یک فاتحه دسته جمعی فرصت دادند. در پایان از میان صفوف گارد نظامی در سکوت عبور کردیم. حضور این همه گارد برای تشییع یک مادر، یک دوست محرومان، یک انسان مبارز شاید لازم بود. زمان بازگشت از مراسم تدفین با خودم فکر می‌کردم رفتنم برای دلجویی از هاله بود و در بازگشت دست خالی و اندوهی گیج کننده با خود داشتم.

هاله از دنیا رفت و نامش ماند. عده‌ای می‌گویند هاله با مرگش بیشتر دیده شد تا قبل از مرگش در سایه زندگی می‌کرد. اما با مرگش تغییراتی را ایجاد کرد. می‌خواهم بدانم هاله چه تغییراتی را موجب شده است؟

من از زندگی دفاع می‌کنم. مرگ خودش می‌آید و منتظر ما نیست. آشنایی با هاله سحابی مفهوم انسان، ازخودگذشتگی و مادر را برایم تغییر داد. تغییر را زندگانی ایجاد می‌کند اما مرگ انسان‌های بزرگ تلنگری به روزمرگی‌ها و تلف کردن نعمت بزرگ زندگی است. فقدان هاله در جمع مادران صلح، درجمع خانواده‌های اسرا، درجمع خانواده‌های جان باختگان و هر جا که نیاز باشد؛ همیشه احساس خواهد شد. فروتنی و گذشت او مثال زدنی است و اعتقادی که به استقلال و منافع ملی ایران داشت همواره در گوشم زنگ می‌زند. مکرر توصیه می‌کرد که مادران باید رسم درست مصرف کردن و خرید کالاهای ایرانی را نهادینه کنند تا کارگران ایرانی امنیت شغلی داشته باشند تا آبادانی و استقلال ایران افزون‌تر شود. بار‌ها شنیدم این خصوصیات پدر نیز بود.

شیرین‌ترین خاطره‌ای که از بودن در کنار هاله به ذهنتان می‌آید چیست؟

از مراسم خیریه‌ای بر می‌گشتیم. من و هاله تنها بودیم. از او پرسیدم این همه فروتنی از چیست و روند خودسازی را چگونه پیش برده‌ای؟ گفت: به قولی که داده‌ام پایبندم. پرسیدم به چه کسی؟ و به تصویر شهدای شهر بر دیوار‌ها اشاره کرد و جزییاتی از هر شهید می‌گفت که مرا حیرت زده می‌کرد. پرسیدم بین مرگ و زندگی کدام را انتخاب می‌کنی؟ و جواب داد: شهلا جان ما زیادی زنده مانده‌ایم. شاید تغییر رفتن ما باشد. هر شب فکر می‌کنم شاید مرگ یک انتخاب شجاعانه برای او بود.

منبع : کانون زنان ایرانی- فریده غائب