26 juni 2011

مقدساتی که از ایران یک جهنم ساخته است!







بررسی‌ و مطالعه آیات قرآن، تفکر در آنها و مقایسه‌شان با قوانین موجود در حکومت ولایت فقیه در ایران، ما را به این حقیقت سوق میدهد که ریشه بسیاری از گرفتاری‌های ما در آیات همین کتاب مقدس و دین محمد است. این آیات قرآن را می‌توان در چند گروه دست بندی کرد، که مهمترین آنها عبارتند از: 
آیات ضد زن که زن ستیزی را ترویج میکنند و کلیهٔ حقوق انسانی‌ او را پایمال میکنند. 
آیاتی که خشونت را ترویج میکنند و دستور به کشتن میدهند. 

در اینجا برخی‌ از آیات زن ستیز قرآن را می‌آوریم:

کتک زدن زنان: سوره النساء آیه ۳۴
... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.

سرپرستی مرد بر زن: سوره النساء آیه ۳۴
مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند ...

ارث زنان: سوره نساء آیه۱۱
خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است....


سوره نساء آیه ۱۷۶
... اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد ...

تعدد زوجات: سوره نساء آیه 3 
از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح در آورید ...

شهادت دادن زنان : سوره بقره آیه ۲۸۲
... و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند .

زنان، کشتزار مردانند! سوره بقره آیه ۲۲۳
زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید ...

سوره بقره آیه ۲۲۸ برتری مردان
برای زنان حقوقی شايسته است همانند وظيفه ای که بر عهده آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی است ....

تجاوز به اسیر: سوره النساء آیه ۲۴ و همچنين‏ بر شما حرام شده است زنان شوهردار، مگر ملك يمين [كنيز]تان، اين فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است.....

24 juni 2011

منصوره بهکیش از حامیان مادران پارک لاله در سلولهای انفرادی ، تحت بازجویی و شکنجۀ روحی




منصوره بهکیش همچنان در سلول های انفرادی بند 209 زندان اوین ، تحت بازجویی و شکنجه های روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد.
زندانی سیاسی منصوره بهکیش از حامیان مادران پارک لاله ( مادران عزادار) پس از نزدیک به 2 هفته بازداشت در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین که همچنان تحت بازجویی مستمر و شکنجه های روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد، در اثر اعتراضات داخلی و بین المللی نسبت به بازداشت وی روز چهارشنبه اول تیرماه بازجویان وزارت اطلاعات برای کاهش فشارهای بین المللی به منظور آزادی او، در حالی که آنها کنار وی قرار داشتند امکان تماس تلفنی کوتاه و کنترل شده به او داده شد.
از زمان بازداشت تاکنون خانوادۀ بهکیش پیگیر وضعیت و شرایط عزیز خود هستند و تقریبا روزانه به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند اما دادگاه انقلاب از پاسخ دادن به این خانواده سرباز می زند و حتی بازداشت خانم بهکیش را تایید نمی کنند . خانواده او هنوز از علت بازداشت و اتهامات نسبت داده شده به او بی خبرند. 
صبح روز پنجشنبه 2 تیرماه خانواده او جهت ملاقات به بند 209 زندان اوین مراجعه نمودند اما به آنها گفته شد که وی ممنوع ملاقات است و از گرفتن لباسهای او خودداری کردند وخانم بهکیش از زمان بازداشت تا به امروز تنها با لباسی که در زمان دستگیری به تن داشته بسر می برد. 
خانم منصوره بهکیش از حامیان مادران عزادار روز یکشنبه 22 خردادماه در یکی از فروشگاه ها مورد یورش وحشیانۀ مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و همراه با تعدادی دیگر دستگیر و به بند 209 زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید.او پیش از این به خاطر شرکت در اعتراضات مادران پارک لاله (مادران عزادار) دستگیر شده بود و چند روز پس از آن به دلیل بی گناهی آزاد شد. این خانواده سرافراز 6 جانباخته را تقدیم راه آزادی مردم ایران نموده اند که اسامی آن جانباختگان به قرار زیر می باشد:زهرا بهکیش و همسرش سیامک اسدیان، محمود بهکیش،محمد بهکیش،محسن بهکیش و علی بهکیش که همگی آنها در دهۀ 60 به شهادت رسیدند

22 juni 2011

ضرب وشتم وحشیانه دانشجوی زندانی در بهداری زندان و اعتراض گسترده زندانیان سیاسی به این عمل وحشیانه




دانشجوی زندانی علی عجمی در بهداری زندان گوهردشت کرج توسط خادم معاون زندان وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و زندانیان سیاسی در اعتراض به این عمل وحشیانۀ از گرفتن جیرۀ غذایی خود خوداری کردند.
روز چهارشنبه اول تیر ماه حوالی ساعت 11:35 دانشجوی زندانی علی عجمی که جهت درمان به بهداری زندان گوهردشت کرج برده شده بود مورد یورش وحشیانه و ضرب و شتم خادم معاون زندان قرار گرفت.ضرب وشتم این زندانی بحدی شدید بود که آثار ضربات بر بدن این زندانی به خوبی مشهود می باشد.
در پی یورش و ضرب و شتم دانشجوی زندانی علی عجمی توسط خادم معاون زندان، تمامی زندانیان سیاسی سالن ایزوله شده 12 بند 4 زندان گوهردشت کرج نسبت به این عمل وحشیانه و غیر انسانی دست به اعتراض زدند و از تحویل گرفتن جیرۀغذایی خود خوداری نمودند. زندانیان سیاسی خواستار عذر خواهی علنی خادم معاون زندان شدند. پس از اعتراض گسترده زندانیان سیاسی تالیوردی رئیس بند 4 خواستار مذاکره با نمایندگان زندانیان سیاسی شد. او خواستۀ زندانیان سیاسی مبنی بر عذر خواهی خادم معاون زندان را پذیرفت و زندانیان سیاسی اعلام کردند تا زمانیکه خادم رسما و علنا در مقابل چشمان آنها اقدام به عذر خواهی نکند به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
خادم از شکنجه گران شناخته شده زندان گوهردشت کرج بود.او در طی سالیان گذشته سمتهای مختلفی مانند رئیس بند1 (شکنجه گاه زندان گوهردشت)،رئیس اطلاعات زندان و اخیرا به عنوان معاون زندان منصوب شده است. این جنایتکار مدتی پیش 2 زندانی اسیر و بی دفاع به نام های حسین قزوینی و گودرزی را در سلولهای انفرادی بند 1 شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج را تحت شکنجه های وحشیانه خود قرار داد که منجر به شکسته شدن پای هر دو زندانی گردید.
خادم زمانی که رئیس اطلاعات زندان گوهردشت کرج بود به یکی از زنان پاسدار در زندان تجاوز کرد که منجر به باردار شدن وی گردید و بدین خاطر او را از این سمت برکنار و به زندان قزل حصار منتقل کردند

21 juni 2011

حقایق ناگفته از بازجویی مسیحیان نوکیش در ایران توسط بازجویان وزارت اطلاعات

گزارشی از دستگیری،زندان ،شکنجه و اذیت وآزار مسیحیان نوکیش جهت انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده شده است که متن آن به قرار زیر می باشد:
بنابر تحقیقاتی که از مسیحیان نوکیش در ایران به عمل آمده و اخباری که از دستگیری و جفا بر این گروه مردمی در حکومت جمهوری اسلامی بدست آمده ، سعی بر آن داریم تا زوایایی را به شما خواننده محترم نشان دهیم که بسیار کم از آن، تصویری بدون سانسور در جامعه فعلی ایران به نمایش گذاشته شده است. تمامی مواردی که ذکر میشود مستند و بنابر گفته مسیحیانی است که بخاطر پایبندی در اصول اعتقادی خویش یا توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازجویی شده اند و یا مدتی را بخاطر اعتقاداتشان به ناحق در زندان به سر برده اند. 
محققین داخلی در بسیاری موارد اجازه اظهار نظر در چنین موضوعاتی را ندارند زیرا حاکمیت خود را عقل کل جامعه میخواند! از طرح برخی مسائل اجتناب مینماید زیرا معتقد است: طرح بعضی از مسائل موجب ایجاد مسئله جدیدی می شود . گرایش ایرانیان به مسیحیت که در چندسال گذشته رو به افزایش است را نیز یکی از همان مسائل مسئله ساز می پندارد و نگارنده در باب مستند بودن مطلب حاضر فقط به یک پایان نامه در دانشگاه مدرس تهران برخورد کردم که در این باب یکی از کارشناسان ارشد جامعه شناسی تحقیقی در این زمینه نموده است. اکنون شما را به درون بازداشتگاه هایی خواهیم برد که در آنها مسیحیان نوکیش مورد بازجویی قرار میگیرند.
نظام جمهوری اسلامی دعوی دارا بودن بهترین و عادلانه ترین سیستم حکومتی در جهان را دارد و شعار آزادی بیان و عقیده ( دین ) را مرتبا از تریبونهای دولتی سر میدهد. در پله بعدی مدعی است اقلیتهای مذهبی میتوانند زندگی دینی خود را در داخل ایران داشته باشند. تا اینجای گفتار، بسیار عالیست لیکن باید توجه داشت که جمهوری اسلامی فرهنگ واژگان مخصوص به خود را دارد و فقط فضلا! از اسرار دانش این فرهنگ واژگان آگاه هستند و عموم مردم را وادار می کنند از لغت نامه آنها استفاده کنند!
بدین شکل که جمهوری اسلامی، ارامنه و آشوری زاده ها را مسیحی و جز اقلیت دیانت مسیح قلمداد می کند گویی هر اروپایی را لزوما باید مسیحی دانست . واقعا جای بسی تاسف است که جمهوری اسلامی، فرقی بین دیانت و ملیت قائل نمی شود. ارمنی یا آشوری بودن ملیت و قومیت است به این شکل که بگوییم شخصی ایرانی است و جمهوری اسلامی دیانت هر کس را بر مبنای زادگاهش محاسبه می کند و با این استدلال غلط مسیحیان نوکیش را تحقیر می کند و حاضر نیست به حقوق ایرانی بودن و مسیحی بودن این نوکیشان احترام بگذارد. 
یکی از مسیحیان چنین می گوید :( در بازجویی با لحنی تحقیر کننده و عصبانی بازجو می گفت کور خوندید ما نمیزاریم شماها ریشه بگیرید شماها مسیحی نیستید!میدونی اگه جلوتون رو نگیریم چی میشه؟ اون وقت زیاد میشید و باج می خواهید. اون موقع می گید ما هم یک نماینده در مجلس می خواهیم )
نیازی به تفسیر گفته های جناب بازجو نیست و به راحتی میتوان دلایل جمهوری اسلامی برای غیر موجه جلوه دادن مسیحیان نوکیش را در گفتار مستقیم این بازجو یافت. لیکن وقایع ظالمانه ای که در مورد مسیحیان در بازداشت صورت می پذیرد به همین جا ختم نمی شود.
در ابتدای امر اتهامات کاذبی را در پرونده درج می کنند و مسیحیان را به این شیوه – البته در بهترین و مودبانه ترین حالت بازداشت – در زندان نگه می دارند. به طور معمول اتهامات عقیدتی رسما در پرونده درج نگشته است اما آنچه را از زبان مسیحیان می شنویم حاکی از آن دارد که در جلسات بازجویی سوالاتی پرسیده می شود که ارتباطی با اتهامات متهم ندارند و در پوشش اتهامات سیاسی یا امنیتی آنان رسما در بازجویی تفتیش عقاید می شوند. بازجو با توسل به راههای غیر قانونی از جمله
1- القا نمودن پاسخ به متهم 
2- دادن وعده آزادی یا تخفیف در صورت اعتراف قابل قبول از نظر بازجو
3- تهدید بازداشت نمودن اعضا خانواده و عزیزان متهم
4- شکنجه و در برخی موارد – البته بسیار نادر – تجاوز جنسی
متهم را وادار می کند آنچه را که از تفسیر ذهن بازجو خارج می شود در برگه های بازجویی مکتوب نماید.یکی از مسیحیان پس از آزادی اش از زندان چنین می گفت : مرا با اتهامات غیر مذهبی بازداشت کردند اما نود درصد سوالات عقیدتی بود و هرگاه دلیل پذیرش مسیحیت را بیان میکردم بدون دلیل منطقی و باگفتن ناسزا و اهانت به اعتقاداتم مرا به سکوت می کشاندند. بارها و بارها مرا با اعدام تهدید می کردند تا از دینم برگردم. وقتی نتیجه دلخواهشان حصول نیافت با اتهامات کذب راهی زندان نمودند. بدون اینکه اتهامات عقیدتی داشته باشم بخاطر انجام اموری که تماما مذهبی بودند چندین ماه برایم حبس صادر کردند. 
جمهوری اسلامی ادعا دارد به حقوق مدنی مسیحیان احترام می گذارد و آنان را از انجام امور دینی منع نمی کند. دفاع از عقاید دینی توسط یک مسیحی و آموزش آن به هم کیشانش حق مسلم اوست اما جمهوری اسلامی با چنین مسیحیانی به شدت برخورد می کند و عملا مسیحیان نوکیش را از مجامع آموزشی رسمی خود دور میکنند حتی به کلیساهای ساختمانی داخل ایران اخطار داده اند که باید به زبانی غیر از فارسی جلسات عبادی خود را برگزار نمایند و حق راه دادن نوکیشان را به کلیسا ندارند؛در صورت تخطی از این فرامین ظالمانه با کلیسا و شخص مربوطه به شدت برخورد خواهد شد. 
جمهوری اسلامی ملت ایران را یک طرفه نزد قاضی حاضر می نماید و با استفاده از انحصار رسانه ای که در اختیار دارد از راههای مختلف سعی در تخریب چهره این گروه مذهبی دارد. به کتابهایی که توسط خود مسیحیان نگاشته می شود اجازه چاپ داده نمی شود و در معدود کتب معتبر مسیحی که ترجمه می شود مسیحیان مواردی را یافته اند که ترجمه را با ادبیات حکومتی تغییر داده اند. 
این مطالب کوتاه و مستند گوشه ای از جفاها و زیر پا گذاشتن حقوق مدنی مسیحیان نوکیش در جمهوری اسلامی می باشد. توضیح اینکه این موارد در مورد ارامنه و آشوری هایی که جمهوری اسلامی آنان را مسیحیان رسمی می داند هم صدق می کند لیکن برای مسیحیان نوکیش با شدت عمل بیشتر اعمال می شود و در عین حال سیستم حکومتی اش را الهی و الگویی عادلانه برای تمامی جهان معرفی می کند.
خرداد 1390
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا 
سازمان عفو بین الملل

نامه ی سرگشاده خانواده بهنام ابراهیم زاده کارگر زندانی

مردم ايران و جهان كارگران وزحمتكشان ! 
تمام کسانی که بهنام نیز مانند شما یک زحمت کش بود!
اتحاديه هاي كارگري كه بهنام نيز مانند یکی اعضای شما يك كارگر بود! 
بهنام ابراهیم زاده ، فرزندمان در 22 خرداد سال 89 سوار اتوبوس شركت واحد در مسير ميدان انقلاب و ازادي دستگير مي شود . او براي اعتراض به دستگيري بی دلیل اش و حبس در سلول انفرادي بند 209 زندان اوين دست به اعتصاب غذا زد ؛در نتيجه این اعتصاب او دچار بيماري شديد گرديد و عاقبت او را به بند 350 اوين منتقل كردند. زمان اعتصاب غذایش به 3هفته متمادي كشيد 
در دادگاهي كه هيچ شباهتي به دادگاه و عدالت ندارد او به بيست سال زندان محكوم گرديد كه اين حكم از بيسابقه ترين حكم هاي جمهوري اسلامي ايران است. 
طي اين يك سال تمام تلاشمان بي حاصل ماند و فقط همان محكوميت بيست سال را از سازمانها و نهادها شنيديم.ما شاهد سپرش شدن عمر عزيزمان در پشت در هاي زندان منحوس اوين هستيم. 
ما اكنون رو به تمامي انسانهاي شريف و ازادي خواه ايران و جهان وتشکل های کارگری و سازمانهاي مدافع حقوق بشر اورده ايم. ما از همه ی کارگران و نهاد های کارگری ميخواهيم كه براي ازادي اين عزيزمان كه پدر فرزندي است و همسري تنها که چشم به راه وی هستند تلاش کنند .ما براي ازادي بهنام ابراهيم زاده اميدواریم وچشم انتظار كمك براي او و برای ديگر زندانيان سياسي هستيم.
خانواده بهنام ابراهيم زاده كارگر زنداني محكوم به بيست سال زندان
خرداد ماه 1390 - ایران

20 juni 2011

انتقال زندانی سیاسی زهرا جباری به بیمارستان روانی امین آباد جهت حذف فیزیکی وی




روز شنبه 28 خرداد ماه زندانی سیاسی زهرا جباری که از ناراحتی حاد قلبی و رماتیسم رنج می برد برای تحت فشار قرار دادن وی و خانواده اش ، در یک اقدام ضد بشری او را به بیمارستان روانی امین آباد شهر ری منتقل کردند.این اقدام غیر انسانی در حالی صورت می گیرد که کمسیون پزشکی و پزشک قانونی طی نامه ای در اواسط فروردین ماه به عباس جعفری دولت آبادی خواستار انتقال سریع خانم جباری به یکی از بیمارستانهای تهران جهت معالجۀ بیماری حاد قلبی و رماتیسم وی شده بود.
اما بازجویان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران پس از بیش از 2 ماه تاخیر او را به جای اعزام به بیمارستانی که ناراحتی قلبی و رماتیسم وی را معالجه کنند او را به بیمارستان روانی امین آباد شهر ری منتقل کردند.
بیمارستان روانی امین آباد در جاده بین شهر ری –ورامین قرار دارد که بیماران خطرناک روانی در آن نگهداری می شوند. وضعیت این بیمارستان فاجعه بار است و فاقد اولیه ترین امکانات برای بیماران روانی است.
خانم زهرا جباری ازبیماری حاد قلبی و رماتیسم که در زندان به آن مبتلا شده است شدیدا رنج می برد و ناچار است که دردهای طاقت فرسا را بدون درمان تحمل نماید.او در اوایل فروردین ماه بدلیل تجویز اشتباه دارو به کما فرو رفت و پس از چند روز بعد از انتقال به بیمارستان به هوش آمد.تجویز اشتباهی و یا شاید عمدی داروها باعث گردید که بیماری وی تشدید یابد و همچنین دچار ناراحتیهای حاد جدید دیگری مانند ناراحتی معده گردد.
اقدام به انتقال زندانی سیاسی زهرا جباری به بیمارستان روانی هدفی جز حذف فیزیکی این زندان سیاسی نمی تواند داشته باشد.به نظر می آید رژیم ولی فقیه علی خامنه ای تصمیم به حذف فیزیکی زندانیان سیاسی گرفته است و با شیوه های مختلف در حال پیش بردن جنایات ضد بشری خود است.

19 juni 2011

وبلاگ نویس زندانی با خطر صدور حکم ضدبشری اعدام مواجه است

روز چهارشنبه اول تیر ماه قرار است وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری (سیامک مهر ) بدلیل نوشتن مقاله ها و دیدگاههای خود در وبلاگ شخصی اش « گزارش به خاک ایران» در شعبۀ 109 دادگاه کرج مورد محاکمه قرار گیرد.بازجویان وزارت اطلاعات ، دادستان کرج و بازپرس دادگاه انقلاب کرج به وی و خانواده اش گفته اند که او را در دادگاه به اعدام محکوم خواهند کرد.خطر صدور حکم اعدام و یا احکام سنگین دیگر به صرف نوشتن دیدگاههایش در وبلاگ شخصی اش او را تهدید می کند.
بازجویان وزارت اطلاعات علیه وبلاگ نویس زندانی 2 پرونده گشوده اند که در پرونده اول به 3 سال زندان محکوم شد ودر پرونده دوم قرار است روز اول تیر ماه بر مبنای اتهامات سنگین مورد محاکمه قرار گیرد.
وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پور شجری (سیامک مهر) 21 شهریور 1389 با یورش و ضرب و شتم شدید مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند سپاه که در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات می باشد منتقل گردید.او تحت شکنجه های وحشیانۀ بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت و چند بار شیوۀ شکنجۀ روحی اعدام نمایشی را علیه وی بکار بردند .شدت فشار ها و شکنجه ها بحدی زیاد بود که او اقدام به خودکشی ناموفق نمود.بازجویان وزارت اطلاعات (شکنجه گران) هفته ها او را در سلولهای انفرادی بند سپاه قرار دادند.سپس او را به فرعی کاملا ایزوله شده بند 6 منتقل و چندین ماه بدون هواخوری و حداقل امکانات اولیه انسانی وی را در این بند نگهداری می کردند . پس از آن او را به سلولهای انفرادی بند 1 شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج منتقل کردند.او اخیرا به سالن ایزوله شده 12 بند 4 منتقل شده است. وبلاگ نویس زندانی نزدیک به 9 ماه از داشتن ملاقات با خانواده اش محروم بود و در این اثنا 3 بار با خانواده اش تماس تلفنی کوتاه داشته است.

تهدید به مرگ زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده توسط مردانی رئیس زندان گوهردشت کرج

روز یکشنبه 29 خرداد ماه محمد مردانی رئیس زندان گوهردشت کرج 2 زندانی سیاسی که در هیجدهمین روز اعتصاب غذا بسر می برند را احضار نمود و آنها را تهدید به دچار شدن به سرنوشت شهید راه آزادی مردم ایران رضا هدی صابر نمود. محمد مردانی با لحنی تهدید آمیز و غیر انسانی خطاب به زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده گفت:«ما هیچ کاری نمی کنیم، آقای صابر که اعتصاب غذا کرد و مرد ،چه کار توانستند بکنند، اگر هم بمیرید هیچ مشکلی نیست و هیچ کس نمی تواند کاری انجام دهد». مردانی با تهدید زندانیان سیاسی به حذف فیزیکی نیات پلید خود را نسبت به آنها بیان نمود.
وضعیت زندانیان سیاسی انور خضری و کامران شیخی که در هیجدهمین روز اعتصاب غذا در بند 6 زندان گوهردشت کرج بسر می برند در شرایط وخیمی قرار دارند. آنها از ضعف شدید،سر درد،سرگیجه،کاهش بینایی و سایر عوارض در رنج هستند. در صورت ادامه یافتن اعتصاب غذا و عدم رسیدگی به خواسته های به حق آنها جان این 2 زندانی سیاسی در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت.
زندنیان سیاسی اعتصاب غذا کننده خواستار انتقال خود به بند زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج هستند و پایان دادن به شرایط قرون وسطایی و غیر انسانی حاکم بر زندان هستند.
زندانیان سیاسی انور خضری و کامران شیخی در حال حاضر در بند 6 زندان گوهردشت کرج بسر می برند. در این بند باندهای مافیایی که در پخش مواد مخدرو سرکوب زندانیان سیاسی و عادی معترض نقش فعالی دارند . باندهای مافیایی زیر نظر مردانی رئیس زندان و فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان می باشند. در بند 6 درگیریهای خونینی روی می دهد که تا به حال منجر به مرگ چند زندانی شده است.

15 juni 2011

درخواست جمعی از شخصیتهای برجستۀ سیاسی ،دانشگاهی و وکلاء برای پایان دادن به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی (پیمان عارف، شاهین زینعلی ، جواد علیخانی ، آرش




درخواست جمعی از شخصیتهای برجستۀ سیاسی، دانشگاهی و وکلا از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده در بند 350 زندان اوین ( پیمان عارف،شاهین زینعلی ،جواد علیخانی و آرش صادقی) برای پایان دادن به اعتصاب غذا                       
متن درخواست به قرار زیر می باشد

عزیزان ، فرزندان رشید ملت،
شما در 10 روزی که اعتصاب غذایتان می گذرد نشان دادید که فرزندان غیور ایران زمین حتی در قلب زندان و اسارت نیز می توانند تخت حاکمان ستمکار را لرزانده، قدرت شان را به چالش بکشند! 
شما کار خود را کردید و از جان گذشتگی تان را در راه ملتتان به اثبات رساندید . خون شریف هاله سحابی و هدی صابر نیز به شهادت یک ملت بر ذمه حاکمیت است و ایشان راه گریزی جز پاسخگویی و مسئولیت پذیری در مقابل این جنایت وجود ندارد! 
لذا با توجه به نگرانی خانواده ها و افکار عمومی و اینکه شمایان سرمایه های یک ملت بزرگ و امید دموکراسی خواهان ایران هستید و نمی بایست بیش از این قربانی این روش حذف معترضین گردید، 
چونان پدرانی نگران امروز از شما می خواهیم به اعتصاب غذای خود پایان دهید.

دکتراحمد صدر حاج سید جوادی - دکتر محمد ملکی - دکتر داود هرمیداس باوند -
مهندس کورش زعیم ، گیتی پور فاضل- نرگس محمدی - تقی رحمانی -
خرداد 1390

موج جدید یورش مامورین وزارت اطلاعات به منازل و دستگیری تعدادی از شهروندان تهرانی

علی معزی از زندانیان سیاسی دهۀ 60 و تعدادی دیگر در یورشهای مامورین وزارت اطلاعات در نقاط مختلف تهران به منازل آنها دستگیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل شدند.
روز شنبه 21 خرداد ماه علی معزی 58 ساله زندانی سیاسی دهۀ 60 و 80 با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزلش دستگیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل گردید. مامورین وزارت اطلاعات وسایل شخصی آقای معزی مانند عکسهای خانوادگی ، تلفن همراه ،دفترچه تلفن شخصی و سایر اموال شخصی او را جمع آوری و با خود بردند .همچنین گزارشاتی حاکی از آن است که در روزهای شنبه و یکشنبه در نقاط مختلف تهران مامورین وزارت اطلاعات با یورش به منازل تعدادی از ساکنین تهران را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل کردند. اسامی آنها و گزارشات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.
خانواده معزی از مکان بازداشت و وضعیت و شرایط او بی اطلاع هستند. آنها هنگام مراجعه به دادستانی و بند 209 زندان اوین برای پیگیری وضعیت عزیزشان به آنها گفته شد که در لیست بازداشت شدگان نیست و ما از او بی اطلاع هستید.معمولا مامورین وزارت اطلاعات برای تحت فشارهای روحی قرار دادند خانواده و تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دادن زندانی سیاسی در مراحل اولیۀ بازداشت ابراز بی اطلاعی می کنند. 
زندانی سیاسی علی معزی اخیر تحت عمل جراحی تومور مثانه قرار گرفته بود و در حال درمان بسر می برد.او از ناراحتیهای متعدد جسمی که در اثر شکنجه های قرون وسطایی در 2 دوره زندان در دهۀ 60 و 80 رنج میبرد.آقای معزی از ناراحتی حاد کلیوی از قبیل، هیدرونفروز،سنگ کلیه،تنگی حالب و نیز بیماری چسبندگی و انسداد روده کوچک و واریس رنج می برد.
در موج جدید از دستگیریها که از اردیبهشت ماه جاری شروع شده است و همچنان ادامه دارد تعدادی زیادی از خانواده های که بستگان آنها در شهر اشرف در عراق بسر می برند به صرف وابستگی خانوادگی دستگیر شده اند.
زندانی سیاسی علی معزی از زندانیان سیاسی دهۀ 1360 می باشد و از سال 1360 تا 1363 در زندانها ی غزل حصار،اوین و گوهردشت زندانی بود که در اثر شکنجه های و حشیانه جسمی و روحی دچار صدمات شدید جسمی شده است که علیرغم گذشت سالها ولی هنوز از عوارض آن رنج می برد.او همچنین در سال 87 مجددا بدلیل حضور فرزنداشت در شهر اشرف دستگیر شد و برای چندین سال در زندان بسر برد و پس از طی کردن محکومیت غیر انسانی و قانونی از زندان آزاد شد.