7 apr. 2012

نامه بهاره هدایت به همسرش از زندان اوین: در دنیای دیگری زندگی می کنیم



بهاره هدایت در نامه ای به همسرش نوشته است: ما اینجا در دنیای دیگری زندگی می کنیم، خیلی دور..وقتی که برگردیم، نه ما دیگر آن آدم های سابقیم و نه شما. من از این فاصله ها می ترسم.

در این نامه که به مناسبت چهارمین سالگرد ازدواجشان در صفحه فیس بوک امین احمدیان همسر بهاره هدایت منتشر شده، آمده است: اینجا هدر رفتِ زندگیمان خیلی زیاد است ، حالا تو بگو با خوشی..از طرفی بر باد رفته هایمان کاملاً مقهور کننده است.

بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در رویدادهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در دی‌ماه سال ۱۳۸۸بازداشت شد.

وی در دادگاه به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام” به پنج سال حبس، به اتهام “توهین به رهبری” به دو سال و به اتهام “توهین به رئیس‌جمهوری” و “تبلیغ علیه نظام” به شش ماه حبس محکوم شده بود.

در همین حال حکم دو سال حبس تعلیقی وی به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق برگزاری تجمع ۲۲خرداد سال ۸۵” نیز از حالت تعلیق خارج و به این حکم اضافه شد.

وی در مجموع به ده سال زندان محکوم شده است و اکنون در بند زنان زندان اوین به‌سر می‌برد.

وی چندی پیش جایزه هرالد ادلستام سوئد را به دلیل “شجاعت فوق العاده و تعهد به عدالت فعالانه در برابر نقض حقوق بشر در ایران” دریافت کرد.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

امینم، عزیزترین، چهارمین سالگرد ازدواجمان هم رسید.

آنقدر غرق شادکامی و ناکامی ام که باور نمی کنی..بچه ها برایمان یک “جشن باشکوه” گرفتند ، مهدیه دوتا کیک درست کرد ، یکی برای تولدم، یکی هم برای سالگرد ازدواجمان، کلی هم هدیه گرفتم..همه کلی آرزوهای خوب برایمان کردند..عروس شده بودم ماه! D: عکست را گذاشتم روی میز و گفتیم دادماد خارج است! D: ..همه چیز خوب بود، بچه ها(مهدیه-عاطفه-شبنم و مریم) سنگ تمام گذاشتند، یک هفته-تقریباً یک هفته- داشتند یک عروسک خوشگل می بافتند، کلی سر به سرشان می گذاشتم، و آنها هم!

فریبا و نوشین بلوز نیم تنه بافتند..مهوش یک لباس هدیه داد..محبوبه و لادن و المیرا و نازیلا و ریحانه و ژیلا و نازنین هم هدیه دادند و بقیه هم کلی شادباش و از این حرفها! کلا عید هم بساطمان همین بود ، خیلی خوش بودیم..خجسته طوریم همگی!! گاه به گاه بغض هایمان می ترکد و راز نهان از پرده بیرون می افتد ولی…واقعاً نمی تونم توضیح بدم که چه وضعیه اینجا..مثلاً سر سال تحویل، بعد چند روز تدارک و همکاری بچه ها، سفره هفت سین مفصلی چیدیم، به هم هدیه دادیم، سرود خواندیم..هر گروهی دعای خودش رو کرد..رقصیدیم و بعد هم با هیاهو ناهار دسته جمعی خوردیم و مسخره بازی درآوردیم و خندیدیم..

اما درست لحظه تحویل سال که دور سفره حلقه زده بودیم و دست های هم را گرفته بودیم (فکر کن همگی بَزَک کرده و لباس های خوشگل پوشیده) یکدفعه خود به خود اشک هایمان سرازیر شد..یادم نمی آید کسی را آنروز در آغوش گرفته و بوسیده باشم که چشمهایش سرخ نبوده باشد یا به پهنای صورت اشک نریخته باشد..

یک دوگانگی از بابت ظلمی که می کشیم و نیرویی که می گذاریم تا به خود مسلط و برجا بمانیم..واقعاً قابل تحسین است، نمی دانی اینجا چند نفر مادر داریم که بچه های کوچک و نوجوانشان را آن بیرون سپرده اند و اینجا آنقدر به نظر شادند که باور نمی شود کرد که ته دلشان چه خبر است!

من و مهدیه مسابقه نون خامه ای خوردن گذاشتیم و دقیقاً برابر شدیم..آنروز مرده بودیم از خنده و لودگی! هر روز بعد از ظهر می رفتیم مهمانی خانه یک گروه!!حالا تصور کن که مهمانی دو تخت آنطرف تر یا سه تخت اینطرفتر است!بازی..نمایش..جیغ و فریاد و هیاهو و دوباره تبریک سال نو! بعد بزرگترها خاطرات زندان می گفتند و جدی می شدیم..تلوزیون اصلاً نگاه نکردیم، برنامه هایش خیلی بد بود امسال، کلاه قرمزی هم درست ساعتی پخش می شد که ما می رفتیم عید دیدنی یا مهمان داشتیم D:

کلی از روزهای عید ناهار عمومی داشتیم و با سر و صدا و هیاهو ناهار خوردیم، این روزهای آخر هم پسرها از بند ۳۵۰ برایمان ماهی و سبزی و برنج و روغن و زعفران و کلی مخلفات فرستادند و سبزی پلو با ماهی خوردیم..سیزده به در هم که ترکاندیم و کلی خوش گذشت، من هنوز هم پای چپ و بازوی راستم از آنروز درد می کند از بس که توی سر و کله هم زدیم وقت بازی..آنروز استثنائاً دو ساعت بهمان تایم دادند تا تویِ گذر پشتِ بند باشیم(چون هواخوری خیلی کوچک است و کَفَش کامل موزائیک) آن پشت یک ردیف درخت بود و می شد توی معبر دوید..اونجا دست رشته و وسطی و زوو و از این بازیها که توپ را می اندازند هوا و اسم یکی را صدا می کنند و چندتا بازی دیگر کردیم..شکل عروسک های مختلف شدیم اَدا درآوردیم و خندیدیم..بعد هم آمدیم و ناهار خوردیم..

می دانی امین، من نمی دانم آدم های بیرون چه تصوری از زندان دارند، شاید فکر می کنند ما اینجا نون خشک سَق می زنیم و مدام اشک می ریزیم و افسرده ایم.. وقتی یک جدید الورود می آید معمولاً می گوید: وضعتان زیاد هم بد نیست..خوب است، فکر نمی کردم اینطور باشد! من که شخصاً بهشان می گویم صبر کنید، سختی اینجا خیلی از جنسِ خورد و خوراک و لباس و آسایش و وسیله نیست، شاید آنقدری که ما اینجا به هر بهانه ای جشن می گیریم و دور هم هستیم آن بیرون از این خبرها نباشد، اما اینجا نداشتن های بزرگی دارد..خیلی بزرگتر از این که ظاهراً به نظر می آید، دلتنگی ها را هم اگر بگذاریم کنار-که البته نمی تواند کنار گذاشته شود- اینجا سر ریز شدن عمرت را می بینی که به خاک می ریزد و فرو می رود..بی آنکه بتوانی در محیطی طبیعی فکر و رشد کنی، تازه اگر همت کنی و کتابخوان باشی و کتاب هم از گذرگاه های تنگِ سانسور به دستت برسد، باز اندیشه ات محک نمی خورد، من گاهی می بینم که تحلیل هایمان از یک خبر معمولی چقدر متوهمانه است یا هراسمان از یک خبر دیگر چقدر بی جا بوده…یاد آن فیلم (Under Ground) می افتم، یک زندگی کامل در آن زیرزمین جریان داشت، تقریباً همه تشریفات زندگی بود، اما پسرکی که از نوزادی تا ازدواج آنجا مانده بود وقتی بیرون آمد و ماه را دید به پدرش گفت:پدر این خورشید است؟!(یا برعکس) و همین طور مبهوت مانده بود..

اینجا هدر رفتِ زندگیمان خیلی زیاد است ، حالا تو بگو با خوشی..از طرفی بر باد رفته هایمان کاملاً مقهور کننده است.. هیچوقت یادم نمی رود اولین باری که فریبا می خواست توی ملاقات حضوری با دخترش ترانه برایش فلاسک چای ببرد، دیدم هی قند می گذارد تویِ ظرف، فکر می کند..قند را برمی دارد، شکلات می گذارد..باز فکر می کند و آن را برمی دارد و خرما می گذارد! پرسیدم چه کار می کنی؟گفت یادم نیست ترانه چایش را با قند می خورد یا چیز دیگر..آخرش هم هر سه تا را برد!

جلوی فریبا به روی خودم نیاوردم، اما بعد جلوی اشک هایم را نمی توانستم بگیرم..فکر کن این دختر ۱۲ ساله بوده که مادرش را گرفته اند، حالا ۱۷ ساله است..فریبا مادر است ولی ریزه کاری های مادرانه از یادش رفته، به ستم از مخیله اش بیرون کشیده اند…یا آنهایی که بچه های دو سه ساله دارند..فکر می کنی نسرین و مریم حجم از دست داده هایشان چقدر باشد؟به چه کیفیتی؟!

راستش نه این حرف که می گویند “زندان هیچ تاثیری ندارد” حرف دقیقی است و نه آنکه می گوید “کاملا شکننده است” درست می گوید.. ما اینجا در دنیای دیگری زندگی می کنیم، خیلی دور..وقتی که برگردیم، نه ما دیگر آن آدم های سابقیم و نه شما..من از این فاصله ها می ترسم، گو اینکه می دانم برای فرد آگاه تطبیق یافتن با وضع جدید ناممکن نیست، اما تو فکر می کنی چقدر آگاهی هست؟! زندانی کاملا مستعد پروریدنِ خیال خامِ مرکز عالم امکان بودن است، گناهی هم ندارد چون در شرایط قطع ارتباط با دنیای بیرون-یا ارتباطی با خطوط مشخص شده-دنیای رنگارنگ خارج از زندان برایش به یک دنیای تک رنگ خلاصه می شود و بعد ببین که چه اتفاقاتی می افتد و چه خیالاتی که به سر نمی زند.. و جالب اینجاست که از بیرون هم همه چشم ها به زندان است!!

بس کنم، این حرف ها کلی بود، تو نگرد که مصداقش را پیدا کنی! خیلی حرف زدم برگردم به خودمان.. ———- یادمه یه روز توی دانشکده رفته بودی پیش دکتر منطقی، نمی دونم در مورد چی بود(نشریه،انتخابات انجمن یا چیز دیگه) باهاش حرف بزنی، من پشتِ در بودم و از لای در میدیدمت، یه جا گفتی که ما دیگه بچه نیستیم آقای دکتر، ۸-۲۷ سالمونه! فکر کنم اون تاثیری رو که می خواستی این حرف روی دکتر منطقی بذاره روی من گذاشت! دلم ریخت:بیست و هفت هشت سال؟چقدر بزرگه!من چقدر کوچیکم!دیدی داره پیر میشه و ما به هم نرسیدیم!..در عین حال خوشم میومد که بزرگ تر بودی، اصلا یکی از چیزایی که عاشقت شدم همین بود.

نه حالا جدی، امین ۳۱ سالم شد..و چهارمین سالگرد ازدواجمون…یه جوریه ، نه؟!! ” فراقِ یار نه آن می کند که بتوان گفت ”

نمی توان گفت…واقعاً نمی توان گفت…چیزی نمی گویم.. بهارِ تو شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ – اوین.

منبع:کمیته گزارشگران حقوق بشر

نامه جعفر اقدامی،زندانی سیاسی به پدر و مادر خود: برای رهایی از این ظلم و ستم آشکار و شرایط غیر انسانی حاکم چاره‌ای جز مبارزه و استقامت نداریم.


جعفر اقدامی زندانی سیاسی که پیش‌تر ۶ سال زندان را تحمل کرده بود و از زندان آزاد گردید دوباره به جرم شرکت در مراسم یاد اعدامیان دهه ۶۰ در قبرستان خاوران بازداشت و اینبار به ۱۰ سال حبس محکوم شد. وی از مشکلات عدیده جسمی رنج می‌برد و تاکنون مسئولین زندان اجازه رفتن به مرخصی و درمان را به وی نداده‌اند.

جعفر اقدامی در طی این نامه ضمن تبریک سال نوع دلایل زندانی بودن خود را برای پدر و مادرش توضیح می‌دهد. وی در بخشی از نامه خود چنین می‌نویسد: «روزی ما دوباره کبوتر‌هایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است.»

متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:

پدر و مادر عزیزم:

سال نو را به شما و همهٔ پدر و مادران صبور و مقاوم این سرزمین که فرزندانشان در زندان‌ها مشغول تجربه اندوزی هستند شادباش می‌گویم. همهٔ ما می‌دانیم که رنج دوری و هجران چقدر سخت است بخصوص در شرایط فعلی که حتی امکانات نا‌چیزی مانند تلفن و ملاقات حضوری را از ما دریغ نموده‌اند اما به باور من پذیرفتن شرایط حاکم در جامعه و سکوت و بی‌تفاوتی در برابر آن به مراتب سخت‌تر است. شرایطی که همهٔ ارزشهای انسانی دگرگون شده و عده‌ای انحصار طلب و تمامیت خواه با حق کشی و دروغگویی با تاراج ثروتهای عمومی سرنوشت و زندگی میلیون‌ها ایرانی را به بازی گرفته‌اند.

پدر و مادر عزیزم: آیا یک انسان آزاده می‌تواند در چنین شرایطی تن به یک زندگی خفت بار و تحقیر آمیز بدهد؟ مگر نه اینست که انسان‌ها آزاد به دنیا آمده‌اند و حق دارند آزادانه و شرافتمندانه زندگی کنند؟ این حق مسلم ماست که در جامعه‌ای زندگی کنیم که ارزشهای انسانی و اخلاقی بر آن حاکم باشد. جامعه‌ای عاری از فقر و ترس و غل و زنجیر.

شاید گفتن این حرف‌ها تکراری باشد ولی مادامی که حق زندگی و آزادی و جستجوی شادمانی از ما سلب می‌شود ما مجبوریم با فریادی بلند آن‌ها را طلب کنیم که از انسان آزاده انتظاری جز این نیست.

پدر و مادر عزیزم: می‌دانم که انتخاب این مسیر مرا از انجام خیلی از مسولیت‌هایم در قبال شما باز داشته و آرامشتان را بهم ریخته از این بابت از شما عذر می‌خواهم اما از شما تقاضا دارم چون گذشته صبوری و شکیبایی پیشه کنید. نه برای دریافت پاداشی آسمانی. نه اینکه برای این رنج، دیگران برایمان کف و سوت بزنند. ما این هزینه را برای حفظ شرافت و کرامت انسانیمان می‌پردازیم.

باور کنید من هم مثل خیلی از جوان‌ها آرزوهای رنگ و وارنگی دارم. خانه ماشین شغل خوب زن و فرزند…

همهٔ این‌ها خوب و مطلوبند و اصلا نمی‌خواهم کسانی را که این حقوق را جستجو می‌کنند سرزنش کنم. اما این حق را نیز به امثال من بدهید که انتخابی دیگر داشته باشم و جور دیگری زندگی کنم. باور کنید همهٔ چیزهایی که برایتان بر شمردم بدون آزادی برایم بی‌معنی است. شاید من زیادی سخت گیرم اما از زاویه‌ای که من به مسایل نگاه می‌کنم آن بیرون همه چیز بوی توهین و تحقیر می‌دهد (چه فرقی است میان زندگی کردن آدم‌ها و کشتن امید و آرزو‌ها و استعداد‌هایشان؟).

وقتی به آنچه که بیرون این دیوارهاست فکر می‌کنم احساس خفگی می‌کنم و بغض گلویم را می‌فشارد. اما واقعیتهای پیرامون ما بسیار دردناکند و ما می‌بایست بر اساس آن حرکت کنیم.

من نمی‌توانم چشمانم را به روی واقعیت ببندم و مثل خیلی از آدم‌ها دست به خود فریبی بزنم و بقول فریدون فرخزاد: اجازه بدهم تا حاکمان مستبد هر بلایی را که می‌خواهند بر سر مغزم بیاورند.

فقر اقتصادی و فرهنگی و بحرانهای اجتماعی و اخلاقی و استبدادسیاسی جامعهٔ ما را از حالت تعادل خارج کرده است و امنیت روانی و فکری را از همگان سلب کرده است. آیا سزاوار است که انسان‌ها در شرایطی زندگی کنند که عده‌ای زور گو و خودخواه به شعورشان توهین کرده و به آن‌ها بگویند: چه بپوشید چه بخوانید چه بنوشید چه بنویسید چه ببینید و چگونه فکر کنید.

پدر و مادر عزیزم: ما برای رهایی از این ظلم و ستم آشکار و شرایط غیر انسانی حاکم چاره‌ای جز مبارزه و استقامت نداریم. جستجوی حقیقت و آزادی و مبارزه در راه آن ارزشی است که در طول تاریخ مطلوبیت خود را حفظ کرده است.
با همهٔ وجودم به شما عشق می‌ورزم و دوستتان دارم.

روزی ما دوباره کبوتر‌هایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است.

روزی که دیگر در‌های خانه یشان را نمی‌بندند. قفل افسانه‌ای است و قلب برای زندگی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است. روزی که آهنگ هر حرف زندگی است ومن آرزو را انتظار می‌کشم حتی روزی که دیگر نباشم.

زندان رجایی شهر-نوروز۹۱
زندانی سیاسی جعفر اقدامی

منبع:خبرگزاری هرانا

4 apr. 2012

ممنوعیت رقص و آواز در مهدکودک‌های کشور


یکی‌ دیگر از سرکوبگری‌های جمهوری اسلامی با توسل جستن از دین اسلام = رقص و آواز در مهد کودک‌ها بر ضدّ قوانین اسلام است؟ کدام اسلام کدام موازین؟ اسلام میگه باید ماتم گرفت و نباید بچه‌ها شادی کنند و برقصند ؟ 
سازمان بهزیستی استان تهران برنامه های رقص و آواز در مهدکودک ها را غیر اخلاقی خوانده و گفته است که این سازمان با مهدکودک هایی که از این گونه برنامه ها داشته باشند برخورد شدیدی می کند.
به گزارش فارس، ولی الله نصر، مدیرکل بهزیستی استان تهران گفت: "برنامه های آموزشی مهدکودک ها باید در راستای موازین اسلامی باشد." 

به گفته این مقام مسئول، برنامه های کاری مهدکودک ها تدوین شده و برایشان ارسال شده است و مهدکودک ها حق آموزش برنامه هایی که به گفته‌ی وی غیر اخلاقی است؛ ندارند.

آقای نصر افزود: "یکی از اصلی ترین برنامه های سازمان بهزیستی در سال جاری کنترل برنامه های آموزشی در مهد کودک هاست به طوری که باید این برنامه ها در راستای موازین اسلامی و شرعی باشد."

مدیرکل بهزیستی تهران گفت که با مهد کودک هایی که از این موازین تخلف کنند "برخورد شدیدی" صورت می گیرد اما به جزییات بیشتری در این باره اشاره نکرد.

در همین خصوص پیش‌تر، احمد اسفندیاری، سرپرست سازمان بهزیستی هم تابستان سال گذشته اعلام کرده بود این سازمان به دنبال اجرای آموزش‌های دینی در مهد کودک هاست و در همین راستا تلاش می‌شود مهدکودک های مساجد و قرآنی به زودی فعال شود.

شهریور ماه سال گذشته نیز رسانه های ایران از اعمال سیاست‌های "تفکیک جنسیتی" در مهد‌کودک ها و دوره‌های پیش‌دبستانی خبر دادند.

به گزارش روزنامه شرق، وزارت آموزش و پرورش با ارسال بخشنامه‌ای اعلام کرده بود "اختلاط نوآموزان دختر و پسر در کلاس‌های پیش‌دبستانی و مهد‌های کودک ممنوع است."



خبرگزاری هرانا 

3 apr. 2012

ضدیت رژیم ولی فقیه با جشنها و مناسبتهای ملی ایراینان (ارژنگ داودی)


دست نوشته ای از زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت روز 13 بدر جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»قرار داده شده است.متن دست نوشته به قرار زیر می باشد:
با درود به تمامی جانثاران راه ازادی بشر،
با سلام به تمامی انسانهای آزادیخواه ، آزاد منش و نیک اندیش جهان
هم میهنان
نیاکان مشترک ما که از دیرباز زندگی و مواهب آن را ارج نهادند فرصتهای باشکوه فراوانی را برای شادمانی آفریده و به یادگار گذاردند از آنجمله جشنهای ماهیانه است که در طول هر سال خورشیدی 12 بار یعنی در هر ماه حداقل یک جشن در روز تقارن ترتیب عددی هر ماه روز برگزار می شده بعضا در میان اقوام مختلف ایرانی رواج دارد به همین دلیل که اولین جشن سال نوروز یعنی در اولین ماه سال یعنی در فروردین ماه صورت می پذیرفته و و آخرین جشن سال نیز در دوازده اسفندماه هر سال برپا می گردید.
سیزدهمین جشن از این رشته جشنها که به سیزده بدر معروف است در سیزدهمین روز از آغاز هر سال نو تقریبا با شکوه هر چه تمام تر برگزار می شود که در حقیقت از شب آخر سال شروع شده و تا شامگاه سیزدهم به جشن و پایکوبی ، به دید و بازدید بویژه شب نشینی های خانوادگی و … اختصاص داشته در روز سیزدهمین نیز همه ایرانیان بنا بر سنت دیرینه از خانه های خود خارج می شوند تا این روز باشکوه را در فضای باز و هوای آزاد گذرانده و بدین گونه جشن آغاز سال را به پایان رسانیده تا از این به بعد با جدیت تمام به کار و کوشش بپردازند.
یادآور می شوم سران بی وطن رژیم فقیه که از آغاز قدرت یابی کوشیده اند تا جشن نوروز و سایر آیین های کهن و مناسبت های ملی ایرانیان را از بین ببرند و اعیاد غیر ایرانی را جایگزین آنها نمایند که از ناکامی در جلوگیری از مراسم چهارشنبه سوری و تلاش برای کمرنگ نمودن جشن نوروز سعی داشتند به بهانه های واهی از جمله نحوست عدد سیزده که تصادفا روز میلاد امام اول شیعیان هم هست این روز فرخنده را مذموم نمایند . و چون در عرصه این پیکار ملی از ایرانیان میهن دوست را شکست خورده اند به ناچار با تغییر نام این روز از نام با مسمای سیزده بدر به روز طبیعت می کوشند آنرا از محتوای ملی خود خالی نموده و به عنوان سرآغاز یک سلسله حملات جدید به آیین ها ی ملی دوباره ایران ستیزی ذاتی خود را از سر بگیرند ولی زهی خیال با طل.
هم میهنان،
به امید روزی که پس از سقوط رژیم فاسد و غیر ایرانی ولایت فقیه این امکان را بیابیم تا در سایه آزادی و دموکراسی مدیریت این سرزمین اهورایی را در دستهای پرتوان ایرانیان قرار دهیم تا ضمن بازسازی وجه بین المللی خود با همت بلند یکایک ایرانیان مام میهن را بر اساس معیارهای دنیای مدرن آباد نموده و ضمن پاسداری از آیین های کهن ملی جایگاه جهانی شایسته ایران و ایرانی را دوباره بدست بیاوریم
ایران هرگز نمی میرد ،
ارژنگ داودی
زندانی سیاسی،شاعر،نویسنده
فروردین 1390
منبع:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

برادر شهید اخترزند: می گویند ضرب و شتم نیست، اما یک جای سالم در بدن برادرم نبود



حسین اخترزند از شهدای سبز اصفهان پس از انتخابات سال 88 است که بعد از ضرب و شتم از طبقه سوم ساختمانی که مردم از دست ماموران امنیتی به آنجا پناه برده بودند به پایین پرتاب شد. اما پس از انتقال او توسط مردم به بیمارستان ساعاتی بعد جان داد. این در حالی است که نیروهای امنیتی در اظهاراتی متناقض در جایی مدعی شده اند که او به علت سهل انگاری خود از طبقه سوم افتاده است و در جایی دیگر گفته اند که اختر زند معتاد بوده و در اثر مصرف مواد مخدر از ساختمان پرتاب شده است.

برادر این شهید جنبش سبز در واکنش به این اظهارات به «جرس» می گوید: «واقعا اینگونه اظهارات برای ما خنده آور است، زیرا در محیط کاری که خیلی کارها انجام می شد اما حسین حتی سیگار هم نمی کشید. من نمی دانم اینها که این حرفها را می زنند چطور می خواهند جواب پس دهند؟ کسانی که این حرفها را می زنند، بیایند رو در روی ما بگویند، تا ببینیم واقعا رویشان می شود این دروغها را بگویند؟ آخر با استناد به چه مدرکی چنین تهمتهایی را می زنند؟ وقتی فهمیدیم که این اتفاق برای حسین افتاد و پیکرش را دیدیم باورمان نمی شد تا ماهها در شوک بودیم.»

او با اشاره بر بی نتیجه بودن پیگیری های قضایی، می افزاید: «در پزشک قانونی هم به ما اعلام کردند علت مرگ برخورد جسم سخت به سر بوده است. جالب است که در برگه پزشک قانونی یک خط در میان نوشته اند که ضرب و شتم نیست اما پایش از سه جا شکسته، ضرب و شتم نیست اما کمرش خرد شده، ضرب و شتم نیست اما فلان جای بدنش داغون شده….سوال ما این است که حسین چه جوری افتاده که یک جای سالم در بدنش نبود. نخاعش از چند جا، گردنش شکسته، دست و پایش خرد شده، یک زخم عمیق روی دستش ، چشمش ورم کرده و کبود و خونین بود….بارها برای پیگیری مراجعه کردیم اما هیچ پاسخی نگرفتیم و از نظر آنها پرونده مختومه است.»

اخترزند با تاکید بر معترض بودن برادرش ادامه می دهد: «اینکه در تظاهرات بود یا نه را ما واقعا اطلاع نداریم اما مثل همه جوانان معترض بود. او نزدیک دروازه شیراز بود که این اتفاق برایش افتاد و ما فکر می کنیم به علت اینکه دندان درد داشت و محل اتفاق مجتمع پزشکی بود آنجا رفته بود. بعد از حمله نیروهای امنیتی او بهمراه مردم به آن ساختمان پناه می برند. حتی یک جوان دیگری را ماموران پرچم دورش می پیچند و با خودشان می برند و حسین هم که اینچنین به شهادت می رسد. من و مادرم به روحانی بزرگ شهرمان هم مراجعه کردیم اما هیچکس دست ما را نگرفت و شانه خالی کردند. انصافا فقط مردم همدلی و همراهی مان کردند و در این سالها در کنار ما بودند.»

وی با اشاره به سختی هایی که مادرش در این سالها متحمل شده، خاطر نشان می کند: «ایمان قوی مادرم تا الان باعث شده این غم و رنج را تحمل کند. هر کس دیگری جای مادرم بود از پا درآمده بود. خیلی درد در دلش دارد و ضربه خیلی سنگینی برایش بود. حتی برادر دیگرم هم تصادف کرد و واقعا برای مادرم سالهای سختی بود. او واقعا اسطوره است و علی رغم تمام این مسائل با ایمان قوی که دارد سعی می کند تحمل کند. اما خب از نظر روحی شرایط خوبی هم ندارد و دکتر اعصاب می روند. در هر جمعی یاد حسین را می کند و واقعا سخت است خیلی سخت! فکر کنید فرزندتان را بدون پدر با هزار آرزو بزرگ کنید، بعد این بلا را سرش بیاورند. حسین برنامه ازدواجش داشت درست می شد تا جاییکه قوم و خویش ها لباس برای مراسم عروسی حسین تهیه می کردند وقتی خبر را شنیدند آنها هم مثل ما باور نمی کردند. از دردی که در این سالها مادرم کشید هر چه بگویم کم گفته ام، دلی پر از خون دارد و فقط دعا می کند عاملین به سزای اعمال خودشان برسند و اینکه اگر بچه های خودشان را اینطور ضرب و شتم می کردند و به پایین پرت می کردند، چکار می کردند؟»

برادر شهید حسین اخترزند با دلتنگی اضافه می کند: «این سومین عیدی بود که بدون حضور حسین سال را تحویل کردیم و اساسا برای ما دیگر عید معنایی ندارد. خاطرات حسین در این روزها و دلبستگی که به این آیین و سنت ها داشت هر لحظه برایمان تازه می شود. یادش بخیر هر سال عید چند تا کوزه گل و گیاه برای سر سفره هفت سین می خرید و می گفت باید سبز و پر باشد. واقعا جالب است که مزارش همیشه سبز و پر از گل است، خیلی از گل ها را هم ما نمی دانیم چه کسانی بر سر مزارش می گذارند، اما همیشه پر از گل است. خوش به سعادتش که اینچنین رفت که همه قدردان او هستند و برای گرامی داشتش مزارش را گل باران می کنند.»

اخترزند سپس از ویژگی های و خصوصیات برادرش می گوید: «او خیلی آرام و صبور بود هر کس هر چه به او می گفت آرام فقط گوش می کرد. ما سالهاست که پدرمان را از دست داده بودیم همه در سن نوجوانی بودیم من نه سال بیشتر نداشتم و حسین هفده سالش بود که درسش را رها کرد و در کارگاهی مشغول به کار و نان آور خانه شد. او خیلی زحمت کشید تا ما را به سر و سامان برساند و همیشه در کنار مادرم بود. ازهمه چیز خود برای ما گذشت و در آخر هم بخاطر همین از خودگذشتگی جان خود را فدا کرد.»

منبع:جرس/مژگان مدرس علوم

28 mars 2012

عفو بین الملل: افزایش شدید اعدام در ایران، عراق، عربستان و یمن


عفو بین‌الملل، از سازمان‌های فعال در زمینه حقوق بشر، روز سه‌شنبه، ۲۷ مارس (هشتم فروردین)، اعلام کرد که با وجود کاهش تعداد کشورهای مجری اعدام در دنیا، تعداد اعدام‌های ثبت‌شده در سال ۲۰۱۱ میلادی در منطقه خاورمیانه افزایش شدیدی پیدا کرده و بیش از ۵۰ درصد بیشتر شده است.

در بیانیه مطبوعاتی عفو بین‌الملل آمده است که اعدام افراد در کشورهایی که در سال ۲۰۱۱ میلادی، مجازات اعدام را اجرا کرده‌اند، "با سرعت نگران‌کننده‌ای" انجام شده است.

بر اساس یافته‌های این سازمان در گزارش سالانه مجازات اعدام و صدور حکم اعدام، "تعداد اعدام‌های ثبت‌شده در سال ۲۰۱۱ میلادی در خاورمیانه افزایش شدیدی پیدا کرده و تقریبا ۵۰ درصد بیشتر از سال پیش شده است."

عفو بین‌الملل اضافه کرده است که افزایش ۵۰ درصدی اعدام‌ها در منطقه خاورمیانه به کشورهای عراق، ایران، عربستان سعودی و یمن مربوط می‌شود.

طبق بیانیه این سازمان، در سال میلادی گذشته، دست‌کم ۶۸ نفر در عراق، دست‌کم ۳۶۰ نفر در ایران، دست‌کم ۸۲ نفر در عربستان سعودی و دست‌کم ۴۱ نفر در یمن اعدام شده‌اند که در مجموع، ۹۹ درصد کل اعدام‌های ثبت‌شده در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی است.

در این بیانیه آمده است که دولتمردان الجزایر، اردن، کویت، لبنان، مراکش (صحرای غربی) و قطر در سال ۲۰۱۱ میلادی، حکم اعدام صادر کرده‌اند، اما به خودداری از انجام حکم اعدام ادامه داده‌اند.
'کاهش مجریان اعدام'

در عین حال، عفو بین‌الملل در گزارش سالانه خود درباره مجازات اعدام و صدور حکم اعدام تصریح کرده است که تعداد کشورهای مجری اعدام در دنیا، در مقایسه با یک دهه پیش، بیش از یک سوم کاهش یافته است.

بنابر این گزارش، در سال میلادی گذشته حدود ۱۸ هزار و ۷۵۰ نفر محکوم به اعدام بوده‌اند و دست‌کم ۶۷۶ نفر در کشورهای مختلف جهان اعدام شده‌اند. مجازات اعدام این افراد نیز در ۲۰ کشور از ۱۹۸ کشورجهان (۱۰ درصد کل کشورها) اجرا شده است.
بر اساس اعلام عفو بین‌الملل، گردن‌زنی، دار، تزریق مواد کشنده و تیرباران، از روش‌های اعدام در سال ۲۰۱۱ میلادی بوده است و طیفی از جرایم، از جمله زنای محصنه و لواط در ایران، کفرگویی در پاکستان، جادوگری در عربستان سعودی، قاچاق استخوان‌های انسان در جمهوری کنگو و جرایم مواد مخدر در بیش از ۱۰ کشور دلیل اعدام افراد بوده است.

عفو بین یادآور شده است که آمار این سازمان از اعدام‌شدگان در سال ۲۰۱۱ میلادی، "وسعت احتمالی کاربرد مجازات اعدام در ایران" و نیز هزاران نفری را که به باور این سازمان، در چین اعدام می‌شوند، در بر نگرفته است.

بنا بر این گزارش، چین آمار اعدام در این کشور را پنهان نگه می‌دارد و عفو بین‌الملل گزارش‌‎های معتبری درباره تعداد قابل توجه اعدام‌های تاییدنشده رسمی در ایران دریافت کرده است.

بر اساس بیانیه عفو بین‌الملل، این سازمان، گزارش‌های معتبری درباره تعداد زیاد اعدام‌های تایید نشده و حتی پنهانی در ایران دریافت کرده است که با در نظر گرفتن آنها، تعداد اعدام‌هایی که رسما در ایران تایید شده‌اند، تقریبا دوبرابر می‌شود.

طبق داده‌های این سازمان، در سال میلادی گذشته دست‌کم سه نفر در ایران به اتهام جرایمی اعدام شده‌اند که در زیر سن ۱۸ سالگی مرتکب شده بودند. چهار مورد تاییدنشده اعدام مجرمان نوجوان در ایران و یک مورد مشابه در عربستان سعودی نیز گزارش شده که تمام موارد، ناقض حقوق بین‌المللی است.

سلیل شتی، دبیرکل عفو بین‌الملل، با بیان این که تعداد قابل توجهی از کشورها، دیگر از مجازات اعدام استفاده نمی‌کنند، تصریح کرده است: "پیام ما به رهبران اقلیت کشورهای در انزوا که به اعدام ادامه می‌دهند، روشن است؛ شما با بقیه جهان هماهنگ نیستید و زمان آن فرارسیده که برای پایان دادن به ظالمانه‌ترین، غیرانسانی‌ترین و تحقیرآمیزترین مجازات اعدام گام بردارید."
آمریکا؛ 'تنها کشور پیشرفته مجری اعدام'

بر اساس اعلام عفو بین‌الملل، آمریکا تنها کشور قاره آمریکا و تنها عضو گروه ۸ کشور صنعتی جهان بوده که در سال ۲۰۱۱ میلادی، زندانیان را اعدام کرده است. در این دوره زمانی ۴۳ نفر در آمریکا اعدام شده‌اند.

این سازمان فعال در زمینه حقوق بشر اضافه کرده است که در سال میلادی گذشته، در کشورهای اروپایی و کشورهای اتحاد شوروی پیشین، اعدامی انجام نشده است، به جز در بلاروس که دو نفر اعدام شده‌اند. در منطقه اقیانوسیه نیز به جز پنج اعدام در گینه نو پاپائو، فرد دیگری اعدام نشده است.
'عدم رعایت موازین بین‌المللی'

بنا بر این گزارش، آمار روشنی در باره تعداد احکامی که برای اعدام افراد در کشورهای مختلف جهان صادر شده است، وجود ندارد، ولی موارد ثبت‌شده نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۱ میلادی، دست‌کم برای یک هزار و ۹۲۳ نفر در ۶۳ کشور جهان حکم اعدام صادر شده است؛ از این تعداد، دست‌کم ۱۵۶ نفر در ایران، ۵ نفر در بحرین، دست‌کم ۱۲۳ نفر در مصر، دست‌کم ۱۱۰ نفر در هند و دست‌کم ۲۹۱ نفر در عراق بوده‌اند

بر اساس بیانیه عفو بین‌الملل، زندانیان، خانواده‌های آنها و وکلایشان در کشورهای بلاروس و ویتنام از اعدام قریب‌الوقوع بستگان خود مطلع نمی‌شده اند و طبق گزارش‌ها، در کشورهای کره شمالی، عربستان سعودی، سومالی و ایران اعدام‌ها در انظار عمومی انجام شده است.

این سازمان اضافه کرده است که در بیشتر کشورهایی که در سال میلادی گذشته افرادی را به اعدام محکوم یا آنها را اعدام کرده‌اند، روند محاکمه‌ها طبق موازین بین‌المللی و به گونه‌ای عادلانه انجام نشده است و برخی از این کشورها، از جمله چین، ایران، عراق، کره شمالی و عربستان سعودی، با شکنجه یا فشارهای دیگر، از متهمان "اعتراف" گرفته‌اند.

عفو بین‌الملل اضافه کرده است: شهروندان خارجی به ویژه در کشورهای عربستان سعودی، مالزی، سنگاپور و تایلند، به میزان نامتناسبی در معرض مجازات اعدام بوده‌اند.
'پیشرفت تدریجی'

عفو بین‌الملل یادآور شده است که حتی در سال ۲۰۱۱ میلادی، کشورهای مجری اعدام، به پیشرفت‌هایی دست یافته‌اند، از جمله دولت چین مجازات اعدام را برای ۱۳ جرم "اداری" حذف کرده است و تعداد اعدام‌ها و حکم‌های اعدام جدید در آمریکا نیز نسبت به یک دهه پیش به شدت کاهش پیدا کرده است.

سلیل شتی، دبیرکل عفو بین‌الملل گفته است: "پیشرفت تدریجی را می‌توان حتی در بین تعداد کم کشورهایی که در سال ۲۰۱۱ اعدام می‌کردند، مشاهده کنیم. اینها گام‌های کوچکی بوده است، اما دیده شده که این اقدامات، به پایان یافتن مجازات اعدام انجامیده است."








قدردانی احمدی نژاد از اعتماد به نفس مقامات رژیم سوریه


او واقعا در مورد کدام سوریه صحبت می کند؟! "احمدی نژاد: بسيار خوشحالم که مسوولان سوريه با اعتماد به نفس و تکيه بر مردم اوضاع را به خوبي مديريت مي کنند و اميدوارم شرايط در سوريه روز به روز بهتر و مناسب تر شود." "احمدی نژادتصريح کرد: مطمئنا رييس جمهور و ساير مقامات سوريه صحنه تحولات در اين کشور را به خوبي اداره کرده و هر گونه اصلاحات لازم در اين کشور را به درستي انجام داده و به فضل الهي هيچ چيز نصيب دشمنان نخواهد شد." "احمدي نژاد عنوان کرد: حضور پرشور مردم سوريه در صحنه، همه معادلات دشمنان را به هم ريخت و يقيناً اوضاع را در اين کشور تغيير خواهد داد." 
محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران در دیدار با فیصل المقداد فرستاده ویژه رئیس جمهور سوریه تاکید کرد مقامات این کشور بحران جاری را " به خوبی " مدیریت می کنند.

احمدی نژاد گفت :" بسیار خوشحالم که مسئولان سوریه با اعتماد به نفس اوضاع را به خوبی مدیریت می‌ کنند."

این اظهارات در حالی مطرح می شود که رژیم سوریه برای کنترل قیام مردمی علیه حکومت خاندان اسد به گلوله باران مناطق مسکونی و کشتار روزانه مردم می پردازد.

مقامات جمهوری اسلامی ایران از همه انقلاب های عربی به جز سوریه حمایت کرده اند و آن را توطئه کشورهای خارجی معرفی می کنند.

احمدی نژاد در دیدار با فیصل المقداد گفت :" دولت سوریه در جریان های اخیر تنها با گروه‌های مخالف مسلح مواجه نبوده و این اتفاقات در حقیقت یک جریان روشن جهانی علیه این کشور است."

او افزود :" امروز برای همه روشن و آشکار شده که مستکبران به دنبال ضربه زدن به ایران، سوریه و خط مقاومتند."

مقامات ایران ، سوریه و حزب الله لبنان به دلیل مواضع خود نسبت به اسرائیل خود را " خط مقاومت " معرفی می کنند.

احمدی نژاد در دیدار با فرستاده ویژه بشار اسد ضمن انتقاد از آمریکا و دیگر کشورهای غربی گفته است " باید در برابر توطئه ‌های آنان هوشیار و محکم باشیم."

او تاکید کرد :" جمهوری اسلامی ایران هیچ محدودیتی برای گسترش روزافزون مناسبات دوجانبه و بین ‌المللی با سوریه ندارد و در حد توان از هیچ اقدامی در راستای حمایت از این کشور فروگذار نخواهد کرد."

همزمان با دیدار فرستاده ویژه بشار اسد از ایران وزارت بازرگانی این کشور اعلام کرد واردات همه فرآورده های ایرانی آزاد است.

وزیر اقتصاد و بازرگانی سوریه گفت :" براساس توافقنامه تجارت آزاد با جمهوری اسلامی ایران ، واردات همه فرآوردهای ایرانی به سوریه بدون درنظر گرفتن قوانین ممنوعیت، واردات و قانون حمایت از صنایع داخلی آزاد است."

طی ماه های گذشته به دلیل ادامه کشتار و خونریزی ها سوریه با تحریم های گسترده ای مواجه بوده است.

سال گذشته میزان مبادلات تجاری ایران و سوریه حدود 300 میلیون دلار برآورد شده بود.


27 mars 2012

بازداشت و بی‌خبری از وضعیت قاسم ناظری، از فعالین استان فارس


خبرگزاری هرانا - قاسم ناظری، از فعالین استان فارس، روز چهارشنبه ۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۰، توسط ماموران امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز منتقل شده است.


به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، ناظری مدتی پیش به یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس سفر کرده بود، که پس از بازگشت، گذرنامه وی در فرودگاه توسط ماموران امنیتی ضبط و به وی اعلام گردید که برای دریافت آن و پاسخگویی به برخی سوالات، خود را به اداره اطلاعات شیراز معرفی نماید.

بر اساس این گزارش، روز چهارشنبه ۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۰، در حالیکه ناظری به اداره اطلاعات مراجعه کرده بود، مورد بازداشت واقع شده و ماموران امنیتی پس از بازداشت وی، به همراه او به منزل شخصیش مراجعه کرده و ضمن تفتیش آن محل، برخی وسایل شخصی، کامپیوتر، ادوات فیلمبرداری و سی دی های موجود را ضبط کرده و با خود به اداره اطلاعات منتقل نمودند.

هنوز از علت دقیق بازداشت و سرنوشت قاسم ناظری خبری منتشر نشده است.

گفتنی است، این شهروند ساکن شیراز، در جریان تجمعات سه شنبه های اعتراضی اسفند ماه ۸۹ نیز، مورد ضرب و شتم شدید و بازداشت سه هفته ای قرار گرفته و با قید وثیقه آزاد شده بود.

صدور حکم اعدام برای یک نوجوان اهل سیاهکل


خبرگزاری هرانا -گزارش‌ها حاکی از آن است که یک نوجوان به نام "حمید احمدی" از اهالی شهر سیاهکل در استان گیلان، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با مجازات مرگ مواجه شده‌ است.

به گزارش هرانا به نقل از وبسایت فعالین حقوق بشر و دموکراسی، حکم اعدام حمید احمدی که در سن ۱۵ سالگی به اتهام مشارکت در قتل دستگیر شده بود، اخیراً به خانواده‌ی وی ابلاغ شده است.

این حکم سرانجام پس از ۴ سال زندان و رسیدن وی به سن ۱۹ سالگی صادر شده است.

ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که کماکان به صدور و اجرای احکام اعدام برای نوجوانان زیر ۱۸ سال، احتمام می‌ورزد.

این در حالیست که سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس چندی پیش مدعی شده بود که مجازات قصاص برای افراد زیر ۱۸ سال بر اساس قانون مجازات اسلامی ممنوع شده است.

درخواست دو سازمان بین المللی برای لغو حکم اعدام عبدالرضا قنبری

خبرگزاری هرانا - "فدراسيون آموزش بين الملل"، با بيش از ۳۰ ميليون عضو در جهان، و همچنين سازمان "لِيبِر استارت"، خواستار لغو حکم اعدام عبدالرضا قنبری، فعال حقوق معلمان در ايران، شدند.

به گزارش رادیو فردا، آقای قنبری در دی ماه سال ۸۸ توسط نيروهای امنيتی در پاکدشت بازداشت و در بهار سال ۸۹ به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. 
به گفته فدراسيون آموزش بين الملل و سازمان لِيبِر استارت، عبدالرضا قنبری زمانی که در زندان اوين زندانی بود، وادار به اعتراف به انجام اتهاماتی به اثبات نرسيده، شد.

کميسيون عفو و بخشودگی در روز ۹ اسفند سال گذشته با درخواست عفو آقای قنبری مخالفت کرد.