9 sep. 2011

انتقال زندانی سیاسی افشین بایمانی به بند سپاه و مورد بازجویی و شکنجه قرار دادن وی

بازجویی و شکنجۀ جسمی زندانی سیاسی افشین بایمانی به مدت 5 ساعت در بند سپاه شکنجه گاه وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت کرج.
روز چهارشنبه 16 شهریورماه زندانی سیاسی افشین بایمانی که محکوم به حبس ابد است به بند سپاه زندان گوهردشت کرج برده شد و بیش از 5 ساعت مورد بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت.شکنجۀ جسمی باعث آسیب رساندن به زانو و کتف این زندانی سیاسی گردید.
سربازجوی وزارت اطلاعات فردی بنام محبی مسئولیت بازجویی از او را در بند سپاه به عهده داشت.این فرد شکنجه گر و شناخته شده در زندان گوهردشت او را تهدید کرد که می تواند حکم ابد وی را به اعدام بتدیل نماید . پس از چند ساعت بازجویی و شکنجه های روحی و تهدیدهای مختلف این بازجو اتاق بازجویی را ترک کرد و وی را در اختیار 3 نفر از بازجویان وزارت اطلاعات قرار داد .این 3 نفر برای مدت طولانی او را مورد شکنجه های جسمی وحشیانه خود قرار دادند که در اثر این شکنجه ها زانو و کتف وی دچار آسیب جدی گردید.
همزمان که شکنجه گران وزارت اطلاعات زندانی سیاسی افشین بایمانی را مورد شکنجه قرار می دادند .سربازجوی وزارت اطلاعات محبی به سلول که در مجاورت سلول آقای بایمانی رفت و زندانی سیاسی رضا جوشن را مورد توهین و برخوردهای غیر انسانی خود قرار داد.
محبی از مسئولین و سربازجویان وزارت اطلاعات در شهر کرج می باشد. این فرد در سرکوب مردم ، فعالین سیاسی ،حقوق بشری ،دانشجویان ،زنان ،اقلیتهای مذهبی،کارگران نقش فعالی دارد و بدستور وی آنها دستگیر و به سلولها انفرادی بند سپاه منتقل می شوند و برای مدت طولانی مورد بازجویی،شکنجه جسمی و روحی قرار می گیرند. همچنین این فرد اقدام به پروندسازی علیه مردم و فعالین این شهر می کند. محبی پس از دستگیری فعالین با خانواده های آنها تماس برقرار می کند و آنها را تهدید می کند که در مورد وضعیت و شرایط عزیزشان نباید با رسانه ها و فعالین حقوق بشری اظهار نظری کنند در غیر این صورت آنها هم دستگیر می شوند.
در حال حاضر 6 نفر از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج به نام های بهروز جاوید طهرانی،محمد علی منصوری ،صالح کهندل،فرزاد مددزاده ،ارژنگ داودی و رضا جوشن در سلولهای انفرادی بازجویان وزارت اطلاعات در بند سپاه زندان گوهردشت کرج و بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند

7 sep. 2011

انتقال زندانی سیاسی رضا جوشن به نقطۀ نامعلومی

زندانی سیاسی رضا جوشن روز گذشته از سالن ایزوله شدۀ 12 بند 4 فراخوانده شد و به نقطۀ نامعلومی منتقل گردید.
روز سه شنبه 15 شهریور ماه زندانی سیاسی رضا جوشن از سالن ایزوله شده 12 بند 4 زندان گوهردشت خارج گردید و به نقطۀ نامعلومی منتقل گردید.بعضی از گزارشات حاکی از آن است که او به بند سپاه زندان گوهردشت کرج و یا بند 209 زندان اوین منتقل شده است.
زندانی سیاسی رضا جوشن از ناراحتی حاد قلبی رنج می برد و تا به حال یکبار دچار حملۀ قلبی گردیده است. بازجویان وزارت اطلاعات مانع درمان وی هستند.
این در حالی که این زندانی سیاسی کمتر از 1 ماه به پایان محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی وی در زندان گوهردشت کرج باقی نمانده است.
از طرفی دیگر برای تشدید فشار علیه زندانیان سیاسی تا به حال 5 زندانی سیاسی بنام های؛بهروز جاوید طهرانی،محمدعلی منصوری،فرزاد مددزاده ،صالح کهندل و ارژنگ داودی به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شده اند و از زمان انتقال آنها تا به حال هیچ خبری در دست نیست.آنها توسط آخوندی با نام مستعار علوی از مسئولین و شکنجه گران بند 209 و سربازجوی دیگری بنام سعید شیخان تحت بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند

شیوع بیماری با علائم اسهال ،حالت تهوع و تب در سالن زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج

تعدادی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج در طی روزهای گذشته به بیماری اسهال،تهوع و تب دچار شده اند و وضعیت بعضی از زندانیان حاد می باشد.
طی چند روز گذشته بیش از 14 نفر از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج دچار بیماری اسهال و حالت تهوع شدید همراه با تب شده اند.در میان این زندانیان تعدادی از زندانیان سیاسی سرشناس مبتلا به این بیماری شده اند.
بعضی از گزارشها حاکی از آن است که احتمال دارد این بیماری که علائم و مشخصات ظاهری آن تشابه زیادی به بیماری وبا دارد خود بیماری وبا باشد.
نزدیگ به 14 نفر از زندانیان سیاسی که به نوع شدید این بیماری مبتلا شده اند به بهداری زندان مراجعه کرده اند و از آنها آزمایشاتی انجام شده است. اما تا به حال هیچگونه اقدامات پیشگیرانه صورت نگرفت است و تمامی زندانیان در همان محل نگهداری می شوند و خطر جدی وجود دارد که در صورت واگیر بودن بقیۀ زندانیان سیاسی به این بیماری مبتلا شوند.
گفته می شود این بیماری پس از آنکه زندانیان سیاسی از فروشگاه زندان سبزیجات مورد نیاز خود را خریداری و مصرف نمودند دچار چنین عوارضی شده اند

6 sep. 2011

ضرب و جرح وحشیانه یک زن جوان زندانی در زندان قرچک ورامین

روز دوشنبه 14 شهریور ماه زندانی سوگند جهانی 23 ساله محکوم به اعدام که نزدیگ به 4 سال است در زندان بسر می برد مورد یورش باند مافیایی زندان قرار گرفت و وحشیانه مورد ضرب و جرح قرار گرفت. او در اثر ضربات وحشیانه از چند ناحیۀ زخمی گردید وآثار کبودی بر اکثر نقاط بدنش عیان است.باند مافیایی زندان او را تهدید به قتل کرده اند و خطر جدی جان این زندانی جوان را تهدید می کند.
زندانی سوگند جهانی نسبت به برخوردهای وحشیانه،اجحاف و بی عدالتیها که زندان روی می دهد اعتراض نموده بود و این مسئله باعث شد که مورد غضب مسئولین زندان قرار گیرد .
یکی از زنان پاسدار بنام امینه افروز که مسئول واحد فرهنگی زندان می باشد خود از دستور دهندگان و شرکت کنندگان در این حمله بود.باند مافیایی زندان خانم جهانی را گرفته بودند و امینه افروز وحشیانه او را آماج ضربات خود قرار می داد.
به نظر می آید موج جدید یورش به زندانیان بی دفاع برنامه ریزی شده است که به ترتیب به اجرا گذاشته می شود.هدف از این برخوردهای وحشیانه ایجاد رعب و وحشت در بین زندانیان و جامعه می باشد.
باندهای مافیایی در زندان عامل اصلی توزیع مواد مخدر و سرکوب زندانیان معترض هستند.این باندها با دست باز مواد مخدری که توسط مسئولین زندان وارد زندان می شود به فروش می رسانند و حتی زندانیان جوانی که تازه وارد زندان می شوند به صورت مجانی مواد مخدر در اختیار آنها قرار داده می شود تا آنها را به دام اعتیاد و فساد بکشانند

وحید بنانی یکی از دراویش گنابادی کوار جانباخت








زنده یاد وحید بنانی یکی از دراویش که روز یکشنبه مورد اصابت گلوله نیروی سرکوبگر بسیج قرار گرفته بود جالن باخت.
روز سه شنبه 15 خرداد ماه حوالی ساعت 18:30 زنده یاد وحید بنانی 22 ساله که در جریان یورش نیروهای سرکوبگر به منازل و مغازه های دراویش در شهر کوار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود جان باخت.
در حال حاضر 3 تن از دراویش که بر اثر اصابت گلوله زخمی شده اند در وضعیت وخیمی در بیمارستان بستری هستند .اسامی آنها به قرار زیر می باشد ابراهيم فضلی، اصغر کريمی، محمد علی سعدی

5 sep. 2011

نامه شبنم مددزاده از زندان به احمد شهید، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل






برای اولین بار، این نامه را از طرف یک جوان دانشجوی زندانی، خطاب به آقای احمد شهید، گزارشگر ویژهٔ حقوق بشر سازمان ملل می‌نویسم:
آقای احمد شهید؛
صحبت از سفر شما به کشورم است. کشوری در مشرق زمین، در منطقه‌ای به اسم خاورمیانه. منطقه‌ای که در سال‌های اخیر چشم‌ها به آن خیره شده است و هر لحظه چشم انتظار اتفاق جدیدی است. ولی من نه با خاورمیانه کاری دارم و نه به چشم‌هایی که به آن خیره شده است. من با کشوری در جنوب غربی آسیا که به سان گربه‌ای در نقشهٔ جهان جا خوش کرده است کار دارم. کشوری که با توجه به قطعنامهٔ اخیر سازمان ملل مسئولیت تهیه گزارش در خصوص وضعیت حقوق بشرش به شما محول شده است. آری، من از ایران و از قلب تپنده‌اش، زندان اوین با شما صحبت می‌کنم. این روز‌ها در محافل سیاسی، روزنامه‌ها، اخبار و... موضع گیری مقامات مختلف دولتی در مورد سفر شما را به عنوان نماینده ویژهٔ حقوق بشر و تصمیم شما برای تهیه گزارشتان است.
نمی‌دانم برای کشوری که رئیس دولتش، آقای احمدی‌نژاد، بار‌ها در نشست‌های خبری داخلی و خارجی اعلام کرده «در ایران آزادی مطلق وجود دارد» و یا «کشور ایران دموکراتیک‌ترین کشور منطقه است». چه چیز پشت پرده‌ای ممکن است وجود داشته باشد که این چنین با آمدن نمایندهٔ حقوق بشر مخالفت می‌کند؟! در کشور آزادی (!) که پاسخ هرگونه انتقاد و اعتراض با تهدید و ارعاب داده می‌شود، در کشور آزادی که پاسخ هر گونه دفاع ازعقیده و دیانت و مذهب متفاوت با حاکمان با اسارت و بند و زنجیر داده می‌شود. در کشور آزادی که پاسخ دفاع وکلا از موکلین بی‌گناه‌شان آن هم در دادگاه‌های فرمایشی با زندان و دستبند و احکام سنگین و محرومیت از وکالت داده می‌‎شود، در کشور آزادی که ایجاد رعب و وحشت و نمایش قدرت با اعدام بر سر جرثقیل‌ها و میدان‌های عمومی شهر نشان داده می‌شود، چیزی برای پنهان نگاه داشتن وجود ندارد.
آقای احمد شهید!
درک این شرایط برای شما آسان باشد یا نه، این شرایط واقعیت‌های زندگی ما هستند، ما به خاطر عقایدمان در کشوری زندانی هستیم که مقاماتش هر لحظه، هر روز، از ضایع شدن حقوق انسان‌ها در سایر کشور‌ها، حتی دور‌ترین نقطه جهان ابراز ناراحتی کرده و با مردم آن کشور‌ها اعلام همبستگی می‌کنند، به حاکمان مستبد سایر کشور‌ها انتقاد می‌کنند و به دیکتاتور‌ها هشدار می‌دهند که صدای مردمانشان را بشنوند. چون این ملت‌ها هستند که مسیر تاریخ را تعیین می‌کنند، از برخورد با دانشجویان گله می‌کنند و از آزادی بیان و عقیده دفاع. در این شرایط من از همهٔ آن‌ها می‌پرسم «پس من که هستم؟» من که اکنون به خاطر عقایدم، به خاطر اندیشه‌ام، در زندانم، هم بندی‌های من، زنان بی‌گناه با عقاید مختلف در کجای این پازل قرار دارند؟!! «پس شما چرا صدای ما را نمی‌شنوید؟!!»
بعد از تلاش‌های بسیاری برای رساندن صدایت به گوش مسئولان نتیجه می‌گیری که وصف الحال اینان‌‌ همان قصهٔ «مرگ خوب است، اما برای همسایه» است. این گونه است که وقتی صدایت شنیده نمی‌شود، فریاد برمی‌آوری و از حقوق از دست رفته‌ات می‌گویی، فریاد می‌کشی تا صدایت را بشنوند حتی کسی در فراسوی مرز‌ها. فریاد می‌کشی تا وجدان‌های بیدار از صدای غم و ناله‌هایت به خود آیند و این نوشته من خطاب به شما حکم‌‌ همان فریاد است با کوهی از درد و رنج. من به عنوان دختری ۲۴ ساله‌ و ایرانی، دانشجوی رشته علوم کامپیو‌تر دانشگاه تربیت معلم تهران، که از اول اسفند سال ۱۳۸۷ (۱۹ فوریه ۲۰۰۹) به همراه برادرم به جرم عدالت طلبی، آزادی خواهی و دفاع از انسانیت و شرافت انسانی در زندان به سر می‌برم، با شما سخن می‌گویم. دختری که تجربهٔ زندان‌های وزارت اطلاعات، بند ۲۰۹ و بند عمومی زندان اوین، زندان رجایی شهر و زندان قرچک ورامین را در طول دو سال و نیم حبسش در کارنامه خود دارد. من از جایگاه یک دانشجوی ایرانی با شما صحبت می‌کنم.
در حالی که هم سن و سالان من در سایر کشور‌ها برای طی کردن مسیر پیشرفت و ترقی در همهٔ عرصه‌های اجتماعی و علمی توسط دولت‌هایشان حمایت و هدایت می‌شوند، من در پشت می‌له‌های زندان برای حداقل حقوق انسانی دست و پا می‌زنم. برای حق اندیشیدن، حق بیان افکارم، حتی حق نفس کشیدن. در کشوری که سهم من از حقوق شهروندی و از سرزمین پهناور و آسمان بزرگش، گوشهٔ قفسی است که با تکنولوژی‌های پیشرفته و دوربین‌های مداربسته حتی نفس‌هایم را می‌شمارند و تنها ارتباطم با این دنیای بزرگ در این عصر ارتباطات تنها هفته‌ای ۲۰ دقیقه ملاقات کابینی با خانواده‌ام از پشت شیشه‌های کثیف و با گوشی تلفن است. سهم من گوشهٔ تنگ قفسی ست حتی بدون هواخوری. وقتی ژست‌های ارزش نهادن به علم و دانش و فناوری از سوی حاکمان نشان گرفته می‌شود، از خود می‌پرسی پس بازداشت دانشجویان چه معنایی دارد، جدای از صد‌ها نفری که سالانه از تحصیل محروم می‌شوند، آن هم تنها به دلیل اعتقاداتشان. دردناک‌ترین نکته این است که این برخورد‌ها فقط به دانشجویان محدود نمی‌شود، بلکه همهٔ اقشار جامعه اعم از دکتر، مهندس، وکیل، کارگر، معلم، خانه دار، پیر و جوان و زن و مرد را نیز در بردارد!
آقای احمد شهید!
وقتی من کتاب اعلامیه جهانی حقوق بشر راورق می‌زنم نمودی جز حسرت بر دلم نمی‌ماند و هرگز به دنبال مصدادیقش در کشورم نخواهم گشت؛ که ما هنوز برای اثبات انسان بودنمان با هر عقیده و فکر و مذهب که باشیم باید به مبارزه‌ای این چنین دشوار تن در دهیم و تنها به خاطر رعایت انسانیت تاوانی این چنین گزاف بپردازیم. شاید بتوانم برای تک تک موارد اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر مثال نقض بیاورم. من و برادرم در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ نه تنها برای عقیده خودمان که به خاطر عقاید بعضی از اعضای خانواده‌مان بازجویی می‌شدیم! من در همین بند ۲۰۹ زنان بهایی را دیدم که صرفا به خاطر عقایدشان دستگیر شده بودند. دیدم خبرنگارانی را که به علت خبر رسانی از وضع موجود بازداشت شده بودند. دادگاه ناعادلانه‌ای را که من و برادرم را هر کدام به پنج سال حبس توام با تبعید به سخت‌ترین تبعیدگاه ایران محکوم کرد دیدم و تبعید به مکانی که از نظر وضعیت زندانهای کل کشور تبعید‌گاه بود.
بله آقای شهید، قصهٔ تلخ ما سر دراز دارد که تنها می‌توان به نکاتی از آن اشاره کنم. من در زندان و در میان معتادان و قاتلان و قاچاقچیان و فواحش که جملگی قربانیان نظام نابرابرو ناعادلانه این سرزمین‌اند زندگی کرده‌ام آن هم از سن ۲۱ سالگی. و بد‌ترین شرایط را تجربه کرده‌ام. شرایط زندگی وحشتناک رجایی شهر، وجود دو دستشویی با یک سینک روشویی و دو حمام برای ۲۰۰ نفر تنها کوچک‌ترین مثال ملموس این شرایط است، که من درد‌ها و زخم‌های عمیق بسیاری بر تن این مردم رنج دیده و ستم کشیده دیده‌ام. با آن‌ها نشسته‌ام و با آن‌ها درد کشیده‌ام و بر بی‌کسی و بی‌پناهیشان گریسته‌ام. و چه خوب می‌شد اگر شما هم از نزدیک ببینید، شما هم ببینید که نه تنها حقوق اولیه زندانیان ندامتگاه شهر ری (زندان قرچک) نادیده گرفته می‌شود، که حقوق انسانیشان نیز زیرپا گذاشته می‌شود. شما هم ببینید زنان بی‌پناه در جایی نگهداری می‌شوند که کوچک‌ترین هم خوانی با استانداردهای یک زندان را ندارد. حال من پس از تبعید به رجایی شهر و انتقال به زندان قرچک و دوباره به زندان اوین منتقل شده‌ام. و اکنون به اتفاق ۳۲ تن از زنان بی‌گناه روزهای تاریک حبس را می‌گذرانم با کمترین امکانات ارتباطی در شرایط کاملا امنیتی و در جایی که به گفته خود مسئولان زندان اوین به عنوان «بند» شناخته نمی‌شود.
آقای شهید!
نمی‌دانم پس از نوشتن این نامه چه برخوردی با من خواهند کرد، کما اینکه در زندان رجایی شهر تنها به علت اینکه خانواده‌ام را از وضعیت بحرانی خود مطلع کرده بودم، از تاریخ ۲۲ مهر ماه ۸۹ به مدت چهار ماه از ملاقات با ایشان و تماس تلفنی با خانواده‌ام محروم شدم و اکنون برادرم فرزاد مددزاده، قریب به دو ماه است که به همراه سه تن دیگر از دوستانش، صالح کهندل، بهروز جاویدتهرانی و پیروز منصوری، از زندان رجایی شهر به بند امنیتی ۲۴۰ زندان اوین منتقل شده‌اند. که تا این لحظه هیچ خبری از آن‌ها در دست نیست. ولی ما همه این تجربیات تلخ و جانکاه را به قیمت گزاف ایام جوانی به دست آورده‌ایم. اکنون که شما ماموریت یافته‌اید این مظالم را از نزدیک ببینید، شاید به قیمت صرف کردن از وقت با ارزشتان، ببینید و با هوشیاری و وجدان آگاه و بیدار خود جهان را از آن مطلع سازید و مانع تداوم این بیدادگری‌ها گردید.
آقای شهید، گفتنی‌ها کم نیست و این تنها گوشه‌ای کوچک از دریای رنج و درد بود،‌‌ همان طور که این کورسوی امید در دل همه ما زندانیان و مردم رنج کشیده ایران وجود دارد که شاید گزارش کامل شما و اجماع جهانی و تلاش شما برای تحقق آرزوی کسانی که منشور بین المللی حقوق بشر را تنظیم کرده‌اند در ایران منجر به بهبود شرایط شود. این بیم هم البته وجود دارد که این موضوع مانند هزاران موضوع دیگر در کام بازی‌های سیاسی فرو رود. اینک چشم‌ها به سوی شماست. شما نگذارید که چنین شود.
شبنم مددزاده
زندان اوین
شهریور ۹۰
برگرفته شده از کمیته گزارشگران حقوق بشر

اسامی تعدادی از بازداشتهای 14 شهریور ماه دراویش کوار





"دو نفر مجروح دیگر به آمار زخمی شدگان دراویش در درگیریهای روز یکشنبه 13 شهریور 1390 کوار اضافه شد.
امیرحسین محمدی و فرشاد میرهادی از دارویش سروستان در اثر ضربات باتوم برقی ماموران نیروی انتظامی سخت مجروح و روانه بیمارستان سروستان شدند.

در بیمارستان رجایی شیراز ماموران امنیتی به سه درویش مجروحی که بستری شده بودند دستبند زده و کسانی را که برای عیادت آنها به بیمارستان آمدند نیز بازداشت شدند. اسامی چند تن از بازداشت شدگان به شرح زیر می باشد:

1-حمید پوررضا قلی
2-خسرو دری
3-مجید متقیان
4-حسین اسدی فریدونی
5-حسن ویثقلی
6-حمید پرهیزگار
7-حکمت نادری

وحید بنانی که به دلیل اصابت گلوله روانه اتاق عمل بیمارستان نمازی شیراز شده بود به هوش آمده است
روز یکشنبه 13 شهریور ماه در غائله کوار بیش از 50 نفر از دراویش گنابادی به طور غیر قانونی بازداشت و به اداره پلیس امنیت شیراز منتقل شده اند. دراویش بازداشت شده ممنوع الملاقات می باشند

یورش غیر معمول گارد زندان همراه با سلاح گرم به زندانیان بی دفاع بند 1 زندان گوهردشت کرج

روز دوشنبه 14 شهریور ماه حوالی ساعت 10:00 صبح بیش از 30 نفر از نیروهای گارد زندان به فرماندهی محمد مردانی رئیس زندان و خادم معاون وی به زندانیان بند 1 زندان گوهردشت کرج یورش بردند. آنها ابتدا زندانیان را از سالنها به حیاط بند با ضرب و شتم منتقل کردند.سپس با سگ به سلول زندانیان یورش بردند و تمامی وسایل شخصی آنها را پخش ،تخریب و ربودند.گارد زندان وسایل شخصی زندانیان مانند کفش ورزشی،تسبیح،انگشتر،ساعت، رادیوکه از فروشگاه زندان خریداری کرده بودند،مواد غذایی خریداری شده از فروشگاه زندان و سایر موارد را ربوده با خود بردند.
محمد مردانی رئیس زندان گوهردشت کرج زندانیانی که نسبت به برخورد وحشیانه ، تخریب و ربودن وسایل خود اعتراض کرده بودند آنها را تهدید کرد و گفت: که اگر به اعتراضات خود ادامه دهید،خدا شاهده دستور می دهم سگها را ول کنند تا تک تک تون کنند.که با خنده و تمسخر و هو کردن زندانیان مواجه شد.
نیروهای گارد زندان برای اولین بار با سلاح گرم مانند اسلحۀ کمری تفنگهای شلیگ گاز اشک آور و سگهای خاص حمله کننده به بند 1 یورش بردند.آنها همانند گارد ضد شورش به تمامی تجهیزات مسلح بودند و تاکنون سابقه چنین چیزی در زندان روی نداده بود

3 sep. 2011

خشونت در قرآن


در بیش از 50 آیه از قرآن تاکید می‌شود که از من بترسید 
و از من بترسید اگر اهل ایمانید :آل عمران/ 175
در قرآن لغت هلاک کردن 73 بار در بیش از 60 آیه به اشکال مختلف آن به کار رفته است
نیز لغت عذاب به معنی مجازات و شکنجه به تعداد 365 مرتبه در مجموع بیش از 300 آیه در اشکال مختلف آن به کار رفته است
کشتن انسان از مکرر ترین و مهمترین موضوعات اشاره شده در قرآن است 
هر جا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و از شهر هایشان برانید: بقره/ 191
ای مؤمنان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد دیگری نماند و آئین همه دین خدا گردد : انفال/ 39
شما مؤمنان چون با کافران روبرو شدید باید آنان را گردن زنید :  محمد/ 4
شمار آیه های خشونت آمیز ، که در ارتباط با کشتن ، عذاب و شکنجه دادن ، قتل عام کردن است از 700 ایه تجاوز می‌كند
بیش از 50 درصد از 3000 مجموع آیه های باقیمانده قرآن نیز به نوعی در ارتباط با آیه های خشونت آمیزاند.

1 sep. 2011

مسلمان عزیز، چشم بگشا، خودت ببین بسنج که اسلام یک منجلاب متعفن است...!

اسلام بنا شده بر دو چیز است، یکی قرآن و دیگری سنت محمد و احادیث به جا مانده از او.
هرگاه کسی لب به انتقاد از رژیم اسلامی می گشاید، ماله کشان اسلامی، در صدد دفاع بر می آیند و می گویند که رژیم خامنه ای، اسلام واقعی و درست را اجرا نمی کند!
براستی اسلام واقعی کجاست؟!

اسلام واقعی را تنها می توان در زمان حیات محمد بن عبدالله یافت، چه آنکه در آن زمان، بر اساس ادعای محمد؛ خدای او با او در تماس بوده و اشتباهات را تصحیح می کرده است. حال اگر به زمان صدر اسلام و زندگی محمد نگاه کنیم، جنایاتی می بینیم که تنها می توان در زمان قدرت طالبان، نمونه اش را یافت!

در اینجا، با ذکر تعدادی از قوانین اسلامی، نشان می دهم که اسلام، تنها یک منجلاب متعفن و بدبو است. 

پیشاپیش پاسخ ماله کشانی که استدلال احمقانه ای را می آورند و می گویند این آیات، متعلق به زمان صدر اسلام است و لازمه اداره جامعه آن زمان بوده را ارایه می کنم.
پاسخ من این است: چطور است در آیه 51 احزاب، الله درباره نوبت زنان محمد و اینکه محمد کدام شب را با کدام زن بگذراند، صحبت می کند و آیه صادر می کند، اما یک کلام نگفته قوانین برده داری و کتک زدن زنان، فقط مال صدر اسلام است و مسلمین در سال 2012 چنین جنایتی نکنند؟!

بماند که برده داری و کتک زدن زنان و گرفتن پول زور و تجاوز به زنان شوهر دار و یا رابطه جنسی با کودکان، در هر زمانی کار کثیف و احمقانه ای بوده است.

در اینجا، به صورت خلاصه لیست کثافت کاری های اسلامی را تقدیم می کنم:

1- تجاوز به زنان شوهر دار:
در خود قران به صراحت این اجازه را می دهند که به زن شوهردار، تجاوز صورت گیرد، این هم آیه قرآنی که دستور این تجاوز را می دهد:
آیه 24 سوره النسا:


وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿۲۴﴾
و [همچنين‏ بر شما حرام شده است] زنان شوهردار، مگر ملك يمين [كنيز]تان، اين فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است، و فراتر از اينان بر شما حلال گرديده است كه با صرف اموال خويش، پاكدامنانه و نه پليدكارانه، آن را به دست آوريد، و آنانكه [به صورت متعه‏] از آنان برخوردار شويد، بايد مهرهايشان را كه بر عهده شما مقرر است، بپردازيد، و در آنچه پس از تعيين [در مدت يا مهر تغيير دهيد يا] به توافق رسيد، گناهى بر شما نيست، كه خداوند داناى فرزانه است‏

2- کشتن هر انسانی که اسلام را قبول نمی کند!
به صراحت در قران دستور داده می شود که هر انسانی را که حاضر نیست اسلام بیاورد را بکشید.
دلیل رشد سرطانی اسلام نیز همین دستور است، مسلمانان به رهبری محمد راهزن، در صدر اسلام، به دیگر کشورها حمله می کردند و می گفتند اگر اسلام را قبول نکنید، شما را خواهیم کشت. معلوم است که این دین گسترش می یابد، این آیه را قران را ببینید:
سوره توبه، ایه 123:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.
ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است! 


3- رابطه جنسی با کودک نه ساله!
تحریر الوسیله خمینی، تمامی رساله مراجع تقلید، رفتار محمد با عایشه. منبع:
"تاریخ طبری ،جلد چهارم : خوله پیمبر را دعوت کرد که بیامد و عایشه را عقد کرد ودرآن هنگام وی (عایشه) 6سال داشت / صحیح بخاری۷٫۶۲٫۹۰ پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. / صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است"

4- دستور به جدا کردن و بریدن سر انسان ها:
در سوره انفال، ایه دوازده می بینیم که الله به صراحت دستور می دهد که سر انسان ها و انگشتان را از تن جدا کنید و ببرید. به دلیل خشن بودن بیش از حد، از گذاشتن ویدیوهای اینچنین در این وبلاگ معذورم.
واقعیت این است که هیچ انسانی که بیمار روانی نباشد، حاضر نیست سر دیگر انسان ها را از تن جدا کند، چنین رفتاری حتی در بین حیوانات نیز نادر است. براستی، اسلام چگونه منجلابی است که دستور می دهد سر دیگر انسان ها را از تن جدا کنید؟!
آیه فوق و ترجمه اش را ملاحظه بفرمایید:
"إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ:
چنين بود كه پروردگارت به فرشتگان وحى فرستاد كه من با شما هستم، مؤمنان را ثابت قدم بداريد، كه به زودى در دل كافران هراس مى‏افكنم، گردنها و سرانگشتانشان را قطع كنيد"


5- برده داری در اسلام:
در قران به صراحت دستور به برده داری شده است و این عمل کثیف به رسمیت شناخته شده است.
سوره روم، آیه بیست و هشت:
ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
{خداوند] براى شما از خودتان مثلى زده است آيا در آنچه به شما روزى داده‏ايم شريكانى از بردگانتان داريد كه در آن [مال با هم] مساوى باشيد و همان طور كه شما از يكديگر بيم داريد از آنها بيم داشته باشيد اين گونه آيات خود را براى مردمى كه مى‏انديشند به تفصيل بيان مى‏كنيم 


سوره نحل آیه 75
ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ.
خدا برده زر خريدی را مثل می زند که هيچ قدرتی ندارد، و کسی را که از، جانب خويش رزق نيکويش داده ايم و در نهان و آشکارا انفاق می کند آيااين دو برابرند ? سپاس خاص خداست ، ولی بيشترشان نادانند.


سوره معارج آیات 29 و 30
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ.
و کسانی که شرمگاه خويش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان يا کنيزانشان ، که در اين حال ملامتی بر آنها نيست.
6- دستور به کتک زدن زنان در اسلام:
آیه 34 سوره النسا، به صراحت می گوید که زنان خود را کتک بزنید. در کشورهای متمدن، حتی اگر کسی با حیوانات بد رفتاری کند، با مجازات روبرو می شود، براستی، این چه آیین کثیفی است که دستور می دهد زنان را کتک بزنید؟!
آیه سی و چهار سوره النسا :
"الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا 
ترجمه :
مردان بايد بر زنان مسلط باشند چرا كه خداوند بعضى از انسانها را بر بعضى ديگر برترى بخشيده است، و نيز از آن روى كه مردان از اموال خويش [براى زنان‏] خرج مى‏كنند، زنان شايسته آنانند كه مطيع و به حفظ الهى در نهان خويشتندار هستند، و زنانى كه از نافرمانيشان نگرانيد، بايد نصيحتشان كنيد و [سپس‏] در خوابگاهها از آنان دورى كنيد [و سپس اگر لازم افتاد] آنان را کتک بزنید آنگاه اگر از شما اطاعت كردند، ديگر بهانه جويى [و زياده‏روى‏] نكنيد، خداوند بلندمرتبه بزرگوار است‏"

لازم به ذکر است که این تنها خلاصه ای از جنایات های اسلامی است، وگرنه دستوراتی چون سنگسار (که دستور مستقیم محمد است)، کشتن کسانی که به محمد توهین می کنند، ترور و کشتن انسان های دیگر و هزار جنایت دیگر، هدیه این آیین پلید به بشریت است!